خواهرم را اذيت كرده بود و من مجبور شدم او را...
میار: گذشت از مردي كه شوهرخواهرش را كشت
رسيدگي به اين پرونده از 7 سال پيش و با اعلام شكايت خانواده اي از پسر جواني آغاز شد. پدر اين خانواده در اظهارات خود گفت: امشب براي مراسم عروسي آماده بوديم كه برادر عروسم به نام شروين به ديدن من آمد و با من صحبت كرد و از پسرم گلايه كرد. در حال صحبت بوديم كه فريد پسرم سر رسيد و شروين با او درگير شد. من وساطت كردم تا درگيري خاتمه پيدا كند اما شروين بعد از اينكه از ما جدا شد در جايي پسرم را تنها گير آورد و او را هدف ضربات مرگبار چاقو قرار داد. ما نيز سريعا پسرم را به اورژانس بيمارستان هفت تير انتقال داديم اما با توجه به ضربات چاقو او حالش وخيم بود و در انتها به دليل خونريزي وسيع جان خودش را از دست داد. من از شروين شكايت دارم.
در ادامه با دستور قضايي، شروين كه در مراسم ختم فريد حضور يافته بود بازداشت و در اختيار كارآگاهان اداره دهم جنايي پايتخت قرار گرفت. زمانيكه او در برابر افسر بازجوي پرونده اش نشست گفت: از وقتی فريد با خواهرم ازدواج کرده بود مدام او را اذیت میکرد. من و فريد به خاطر رفتارهای او با هم درگیری داشتیم تا اینکه یک روز قبل از حادثه او مقابل خانه ما آمد و برای اینکه از پدرم پول بگيرد درگیری راه انداخت. فردای آن روز ما میخواستیم به عروسی برویم و همه آماده شده بودند. به خانه پدر فريد رفتم و گفتم کمی پسرت را نصیحت کن او خواهرم و دیگر اعضای خانواده من را خیلی اذیت میکند و مدام با همه درگیر است اگر خواهرم را دوست ندارد و می خواهد به کارهایش ادامه دهد او را طلاق دهد و الا باید رفتارش را درست کند مرد بیچاره خودش هم قبول کرد و گفت من هم از دستش ناراحت هستم و مرا هم اذیت می کند و او به خاطر اعتیادش خیلی پرخاشگر است. داشتیم با هم صحبت میکردیم كه من احساس کردم یک نفر از پشت با چیزی به سرم زد، برگشتم و دیدم فريد پشت سرم است. برگشتم که او را بزنم پدرش سعی کرد بین ما دو نفر قرار بگیرد. او از من خواهش میکرد بروم چندبار گفت شروين خواهش میکنم برو و سعی کرد جلوی فريد را بگیرد که دعوا نکند. من و فريد درگیر شدیم اما بعد از هم جدا شدیم و من به سمت محل عروسی رفتم. در راه بودم و داشتم پیاده میرفتم که فريد به سمتم حمله کرد و دوباره درگیر شدیم و من او را زدم. قصدم اصلا کشتن فريد نبود و نمی خواستم به او آسیبی برسانم من فقط مي خواستم از خودم دفاع کنم بعد هم از ترس فرار کردم اما دوستانم که همراهم بودند فريد را به بیمارستان رساندند و سه روز بعد او جانش را از دست داد.
در ادامه روند رسيدگي به اين پرونده، كيفرخواست عليه متهم صادر شد و او در شعبه 74 سابق دادگاه كيفري استان تهران مورد محاكمه قرار گرفت كه با حكم قضات اين شعبه به قصاص محكوم شد اما اين تمامي ماجرا نبود و بالاخره متهم توانست رضايت اولياي دم را جلب كند و به اين طريقه او ديروز صبح در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي و مستشاري قاضي واعظي در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت كه به خاطر دفاع از خودم قتل را مرتكب شدم و از قضات طلب عفو و بخشش كرد.
در انتها قضات وارد شور شدند تا متهم را از جنبه عمومي جرم به حبس محكوم كنند.
