ماجراي قاتلي كه پس از قتل فرزند پسر و دخترش به دنيا آمدند+ تصوير
میار: اين قاتل پس از قتل تشكيل زندگي داد
متهم به قتلي كه حكم قصاص ش نيز به صورت غيابي صادر شده بود ديروز صبح براي بار ديگر در شعبه چهارم دادگاه كيفري محاكمه شد.
رسيدگي به اين پرونده از روز 27 خرداد ماه سال 84 در ورامين آغاز شد. در آن روز براساس اظهارات گواه منصور به دست كاووس به قتل مي رسد و كاووس نيز پس از ارتكاب به اين جنايت از محل وقوع جنايت به همراه دوستش به نام كريم مي گريزد. به زودي تلاش هاي پليسي به جريان مي افتد و كريم در اين ماجرا بازداشت مي شود.
او كه اتهامش معاونت در قتل بود به افسر بازجوي پرونده مي گويد: در روز قتل به همراه قاتل به جشن عروسي رفته بوديم.آن شب كاووس مست كرده بود و قرار بود از همانجا به مراسم عروسي ديگري نيز برويم اما با منصور درگير شديم و كاووس او را با ضربات چاقو كشت و از من خواست كه او را از محل وقوع جنايت فراري اش بدهم و من نيز فقط او را فراري دادم و در جريان ماجراي قتل هيچ تقصيري نداشتم.
در ادامه رسيدگي به اين پرونده، مدت هاي مديدي پليس به دنبال كاووس گشت اما از آنجايي كه او خودش را به صورت حرفه اي پنهان كرده بود و هيچ ردي از خودش هنگام فرار جا نگذاشته بود و حتي با خانواده اش نيز ارتباطي نداشت بازداشتش سخت بود كه به همين دليل پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و موضوع در شعبه 74 دادگاه كيفري سابق مورد بررسي قرار گرفت و متهم اصلي پرونده با راي قضات به قصاص محكوم شد.
اين تمامي ماجرا نبود و بالاخره پليس توانست متهم را پس از 12 سال زندگي پنهاني بازداشت كند. او كه حالا زن و بچه داشت. وقتي متهم بازداشت شد وكيل او به راي صادره از شعبه 74 دادگاه كيفري يك استان تهران اعتراض كرد و اين پرونده براي بررسي به ديوان عالي كشور فرستاده شد اما از آنجايي كه راي پرونده به صورت غيابي صادر شده بود بايد درخواست واخواهي براي آن صادر مي شد تا اينكه ديروز جلسه بررسي درخواست واخواهي متهم در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي و مستشاري قاضي واعظي برگزار شد و زمانيكه متهم در جايگاه قرار گرفت گفت: من به راي قصاص صادره اعتراض دارم و از قضات محترم شعبه مي خواهم كه براي پرونده ام بار ديگر تصميم گيري كنند. در اين مدت كه من متواري بوده ام براي خودم زندگي تشكيل داده بودم و در مشهد با زن جواني آشنا و با او ازدواج كرده بودم. پس از ازدواج به كنگاور رفته و در آنجا صاحب دو فرزند پسر و دختر شده بودم اما حالا بعد از 12 سال به اتهام قتل قرار است قصاص شوم و به خاطر همين از اولياي دم مي خواهم كه مرا ببخشند.
در انتهاي اين پرونده قاضي عبداللهي و مستشار واعظي وارد شور شدند و به دليل اينكه حالا اولياي دم مقتول زنده نيستند و حتي ورثه اولياي دم مقتول نيز چند تن فوت شده اند پرونده را به دادسراي ورامين بازگرداندند تا موضوع تحت بررسي هاي بيشتري قرار بگيرد و دقيقا ورثه مقتول مشخص شوند.
