وقتي وارد خانه شدم همسرم را ديدم كه با در وضعيت فجيعي روي زمين افتاده و ...
میار: مهندس كامپيوتري كه به گفته اولياي دم مقتول به خاطر يك اختلاف مالي دو ميليون توماني عزيز آنها را كشته است براي آخرين بار در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شد. متهم اين پرونده هيچگاه قتل را گردن نگرفته است و تنها دليلي كه او را در اين ماجرا متهم كرده است چند تصوير به دست آمده از دوربين هاي مداربسته بوده كه رابطه او با اين پرونده را تا حدودي ثابت مي كند.
رسیدگی به این پرونده از 10 بهمن ماه سال 89 به دنبال پیدا شدن جنازه یک زن جوان در خانه اش در خیابان شریعتی تهران آغاز شد. شواهد نشان می داد نازنين در غیاب همسر و دختر خردسالش، ابتداي امر مورد ضرب و جرح شديدي قرار گرفته و در انتها با سیم تلفن خانه خفه شده است.
به اين ترتيب بازپرس امور جنايي تهران در جريان موضوع قرار گرفت و سريعا ايشان به همراهي تيمي از كارآگاهان جنايي تهران در محل وقوع جنايت حضور يافتند. همسر نازنين در آن زمان به پلیس گفت: همسرم در یک شرکت خصوصی کار می کرد. من صبح دخترم را به مهد کودک بردم و سپس به محل کارم رفتم اما چند ساعت بعد هر چه با تلفن همراه نازنين تماس گرفتم کسی پاسخ نداد. نگران او شده بودم با محل کار همسرم تماس گرفتم و فهمیدم او به محل کارش نرفته است، به خانه برگشتم و نا باورانه با جنازه همسرم رو به رو شدم. کارت عابر بانک همسرم به همراه مقداری پول نیز سرقت شده است. همسرم با یکی ازهمکارانش به نام احمد رابطه خوبی دارد و گاهی اوقات تلفنی با او صحبت می کند. امروز صبح پس از اينكه دخترم را به مهدكودك بردم در راه بازگشت او را با كوله پشتي هميشگي اش اطراف خانه مان ديدم و فكر مي كنم كه او با همسرم ديدار كرده باشد و از آنجايي كه درب خانه نيز تخريب نشده و هيچ موردي نشان از حضور يك دزد غريبه در اين محل نمي دهد ما به اين مرد شك داريم كه امروز صبح با حضور در اينجا همسرم را كشته باشد چراكه همسرم مدتي بود با او رابطه اش خراب شده بود و سر دو ميليون توماني كه به احمد قرض داده بود چندين بار به من غرولند كرده بود. مثل اينكه احمد اين اواخر از نظر مالي اوضاعش خراب شده بود و به خاطر همين دو ميليون تومان همسرم را باز نمي گرداند.
با اطلاعاتی که این مرد به پلیس داد احمد به عنوان تنها مظنون اين پرونده بازداشت شد.
او به كارآگاهان جنايي اداره آگاهي تهران بزرگ گفت: من مهندس کامپیوتر و برنامه نویس شرکت خودم هستم و نازنين با من در آنجا كار مي كرد. وقتی پدرم فوت شد، شرایط مالی بدی داشتم. به همین خاطر نازنين حاضر شد پنج میلیون تومان به من پول قرض بدهد. چهار میلیون تومان را همان سال به او برگردانم و قرار شد یک میلیون باقی مانده را مدتی دیگر به او بازگردانم. او چند ماه بعد با من تماس گرفت و گفت برای خرید خانه به پول نیاز دارد. من قول دادم همينكه پولي به دستم بيايد پول او را بازگردانم. همين.
با اين اظهارات تحقيقات بيشتري در زمينه پرونده انجام شد تا اينكه به زودي مشخص شد از كارت عابربانك مقتول مقداري وجه نقد برداشته شده است. تصاوير به دست آمده از دوربين مداربسته كارت مورد بررسي قرار گرفت و با اينكه فرد برداشت كننده وجه نقد به دليل وجود آفتاب گير عابربانك صورتش مشخص نشده بود اما كوله پشتي احمد در همين تصاوير مشهود بود و با همان لباس هاي هميشگي اش! همین سرنخ كافي بود تا اينكه بار دیگر احمد تحت بازجویی قرار بگیرد. در حالی که او همچنان خود را بی گناه می دانست هم بندی های احمد اعلام کردند او در زندان حرف هایی درباره قتل زن جوان به زبان آورده است!
این سرنخ ها و اظهارات مدیر شرکتی که احمد در آن کار می کرد مبنی بر غیبت پسرجوان در روزی که نازنين کشته شده بود! با اين اوصاف احمد پاي ميز محاكمه ايستاد اما او همچنان ادعاي بيگناهي مي كرد. قضات دادگاه ادامه جلسه را برای تکمیل تحقیقات به بعد موکول کردند تااينكه بالاخره متهم هفته گذشته در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور قاضي اسلامي براي بار ديگر محاکمه ایستاد.
بعد از اينكه متهم با درخواست قصاص اولياي دم مقتول روبرو شد در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از خود مدعي شد: من هیچ دلیلی برای کشتن همکارم نداشتم. مهندس کامپیوتر هستم و می دانم دستگاه عابربانک مجهز به دوربین مداربسته است. اگر در این قتل حضور داشتم هرگز خودم برای برداشت پول از حساب نازنين پای دستگاه عابر بانک حاضر نمی شدم. من انگیزه ای برای کشتن او نداشتم. ما دوست و همكار بوديم و اين اتهامات كه به بنده منتسب كرده ايد كاملا واهي است. تحقيقات اين پرونده نيز ايراد دارد و به نظر مي آيد بايد تحقيقات بيشتري در اين رابطه انجام بدهيد. از شما قضات تقاضا دارم بار ديگر پرونده را بررسي كنيد و اگر هم لازم شد من براي برائت از گناهم قسم بيگناهي ياد خواهم كرد.
در انتهاي اين جلسه قضات وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت پرونده تصميم گيري كنند.
