مامور متخلف براي چه رشوه گرفته بود| عوامل بازرسي او را رصد مي كردند كه...
میار: بهانه عجيب مامور متخلف برای گرفتن رشوه
دکترمحمدباقر قربانزاده؛ رئیس دادگاه کیفری یک استان تهران| یکی ازعلل عمده انحرافات اخلاقی و اجتماعی و میل به ارتکاب جرائم، احساس کمبود هایی است که افراد در زندگی خود با آن مواجه می شوند و برای جبران آن به جای انتخاب مسیر درست و سالم زندگی، راه غلطی را انتخاب و در سراشیبی سقوط قرار می گیرند. در پرونده ای یکی از ماموران، پس از متوقف کردن خودرویی که ازچراغ قرمز عبور کرده بود، مبلغی را گرفته بود و بدون اعمال جریمه رهایش کرده بود. عوامل بازرسی که رفتار مامور را رصد می کردند او را توقیف و به همراه راننده خاطی به دادسرا آورده بودند. بازپرس اتهام اخذ رشوه را به مامور تفهیم کرده بود و متهم صریحاً اتهامش را پذیرفته بود و در پاسخ سئوال بعدی بازپرس که پرسیده بود چرا رشوه گرفتی؟ گفته بود: چون مجوز داشتم!! بازپرس پرسیده بود برای گرفتن رشوه چه مجوزی داشتی؟ متهم موضوعی را تعریف و گفته بود: «چند وقت پیش هنگامی که صبح زود کنار چهار راهی سر پستم ایستاده بودم و تردد خودرو ها را کنترل می کردم، دیدم یک ماشین مدل بالای بنز سرمه ای رنگ متالیک که با دو موتور سوار اسکورت می شد، به سمت چهار راه می آید. بنز قبل از رسیدن به چهار راه گوشه ای توقف کرد. وقتی سرنشین از خودرو پیاده شد، دیدم وزیر کشور وقت هست. سراغ من آمد. ابتدا قدری ترسیدم و پیش خود گفتم نکند رفتار خطایی از من دیده است اما وزیر به من صبح بخیر و خسته نباشید گفت و به گرمی احوال پرسی کرد. ابتدا پرسید چقدر حقوق می گیری؟ مبلغ حقوقی که می گرفتم را برایش توضیح دادم. پرسید: اهل کجایی؟ شهرستانی که درآنجا به دنیا آمده بودم را برایش گفتم. سئوال کرد: وضعیت مسکن ات چطورهست؟ گفتم: تقاضای خانه سازمانی کرده ام ولی به من نداده اند و فعلاً تو نوبت هستم. پرسید: از خودت خانه ای داری؟ گفتم حاج آقا بچه شهرستانم، با چندرغاز حقوقی که در می آورم از کجا بیاورم و در این تهران دراندشت خانه بخرم. پرسید: بس چه می کنی؟ گفتم: اجاره نشینم. گفت چند سرعائله داری؟ پاسخ دادم: سه سالی است ازدواج کردم. یک دختر کوچک دارم. غیرازهمسرم چون پدرم چندسال پیش عمرشان را به شما داده اند، برادری هم ندارم که متکفل خواهر و مادرم باشند، بنابراین علاوه بر خانواده خودم مادر و خواهرم هم با من هستند. پرسید: حقوقی که می گیری برای اجاره و خرجی خانه کفاف می کند؟ گفتم: خیر. با من دست داد و گفت انشاء الله موفق باشید. من هم به احترام ایشان برایش پا کوبیدم. خداحافظی کرد و رفت. توقع داشتم وزیری که در آن وقت صبح سراغم آمده بود، لااقل کاری برایم بکند یا قول مساعدی بدهد که مشکلم را حل کند اما فقط گفت موفق باشید و راهش را گرفت و رفت. من هم راه خودم را رفتم!!!
