یکشنبه، 28 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » آن شب سوارش كرديم و وقتي به جاي خلوتي رسيديم سعيد او را از پشت تهديد كرد و سه نفره او را...

آن شب سوارش كرديم و وقتي به جاي خلوتي رسيديم سعيد او را از پشت تهديد كرد و سه نفره او را...

0
619
کد خبر: 14653
میار: ماجراي قتل رئيس كارخانه در درگيري و اختلاف مالي با يكي از كارگرانش براي بار ديگر در دادگاه بررسي شد.

مردي كه براي وارد شدن به شبكه گولدكوئست از كارخانه محل كارش بيرون زده بود وقتي متوجه شد رئيس ش قرار نيست حقوق 600 هزار توماني ماه آخر كاري اش را بدهد، تفنگ خريد و رئيس بيچاره را با تفنگ در حوالي كارخانه به قتل رساند و جسدش را نيز به جوي آب انداخت. اين متهم بعد از 12 سال همچنان در زندان سرگردان است و از قضات خواسته است تا براي مشخص شدن سرنوتشت ش تصميمي اتخاذ كنند.

رسيدگي به اين پرونده از سال 85 و با اعلام كشف يك جسد در حوالي مشكين دشت آغاز شد. در آن روز جسد كه به آتش نيز كشيده شده بود خيلي زود مورد شناسايي افراد حاضر در محل قرار گرفت و مشخص شد قاتل يا قاتلين پس از كشتن مقتول او را آتش زده و از محل گريخته اند اما آنها هيچ ردي از خود در محل برجاي نگذاشته بودند و به همين دليل پرونده دچار پيچيدگي هاي زيادي شد تا اينكه بالاخره ردزني هاي گوشي موبايل متهمان جواب داد و يكي از آنها توسط پليس بازداشت شد.

متهم همان اول ماجرا صراحتا به شركت داشتن در ماجراي قتل رئيس كارخانه اعتراف كرد و گفت: آن روز سعيد از من و دوستم خواست با ماشين او را به كارخانه ببريم تا در آنجا بتواند با رئيس صحبت كند. ما از قصد اصلي او خبر نداشتيم و او فقط به ما گفته بود كه قرار است با سرقت قرض خود را كه حقوق ماهيانه اش بود از رئيس كارخانه بگيرد و فكر مي كرديم اسلحه را نيز براي همين آورده است. او صورتش را پوشاند و در صندلي عقب نشست. قرار بود به عنوان مسافركش سراغ مقتول برويم و او در صندلي جلو بنشيند و در ميانه راه او را تلكه كنيم. به كارخانه رسيديم و طبق پيش بيني سعيد دقيقا رئيس شركت بيرون آمد و با تكان دادن دستش درخواست تاكسي كرد كه سوارش كرديم و وقتي به جاي خلوتي رسيديم سعيد او را از پشت تهديد كرد. محل كارخانه در آن ساعت خيلي خلوت بود و هنوز كمي از راه را نرفته بوديم كه يكدفعه مقتول صورت سعيد را شناخت و به نظرم همين اتفاق باعث شد كه سعيد بدون خواستن پولش و يا دزدي از او با شليك دو گلوله او را به قتل برساند. در ادامه ماجرا سه نفره جنازه را داخل جوي آب انداختيم و سعيد به ما گفت با ريختن بنزين روي جنازه او را بسوزانيم و در ادامه با انداختن اسلحه بيرون از ماشين محل را ترك كرديم و بعد از آن ديگر من از ماجرا خبر نداشتم تا اينكه بازداشت شدم و الان هم از مخفيگاه سعيد هيچگونه اطلاع دقيقي ندارم.

به اين ترتيب تلاش هاي پليس براي بازداشت سعيد آغاز شد تا اينكه نفر سومي كه در اين ماجرا نيز شركت داشت بازداشت شد و به عنوان آخرين نفر سعيد بازداشت شد اما سعيد منكر  ارتكاب جنايت شد تا اينكه با اعترافات دوستانش روبرو شد و وقتي متوجه شد دوستانش بازداشت شده اند به واقعيت ماجرا اعتراف كرد. او گفت: من قصد قتل كسي را نداشتم و در آن روز وقتي با دو متهم ديگر سوار خودرو شديم قرار بود تنها از او سرقت كنيم اما اشتباهي دستم روي ماشه تفنگ رفت و به جاي تهديد او را كشتمش. در آن روزها به دليل اينكه وارد گلدكوئست شده بودم دستم خالي بود و از وقتي كه از كارخانه اخراج شدم ديگر هيچ پولي نداشتم. از رئيس خواستم كه حقوق عقب مانده ام را بدهد اما او نداد. حدودا 600 هزار تومان بايد به من مي داد و دائم امروز و فردا مي كرد تا اينكه بالاخره كفرم را در آورد و مجبور شدم با گرفتن اسلحه اي به سراغش بروم تا او را تهديد به مرگ كنم و بتوانم از او سرقت كنم اما در ادامه ماجرا او را كشتيم و جسدش را نيز سوزانديم.

در ادامه رسيدگي به اين ماجرا، تحقيقات تكميلي در رابطه با موضوعات مطرح در پرونده انجام شد تا اينكه با انجام بازسازي صحنه قتل و صدور گواهي انحصار وراثت، كيفرخواست عليه متهمين پرونده صادر شد و آنها در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شدند كه بنابرنظر قضات اين شعبه،‌ به متهم رديف اول پرونده راي به قصاص داده شد اما اين تمامي ماجرا نبود و قاتل حالا پس از 12 سال از قضات خواسته است كه بار ديگر اين پرونده مورد بررسي قرار بگيرد چراكه بعد از اين همه سال هيچ كس اقدامي به تعيين تكليفش نكرده است. بنابر پايه اين گزارش يكي از اولياي دم فوت شده بود و به همين دليل وراث اين اولياي دم بايد بار ديگر درخواست خود را مطرح مي كردند مبني براينكه قصاص مي خواهند يا ديه و يا اينكه قاتل را خواهند بخشيد.

در اين جلسه كه به رياست قاضي عبداللهي برگزار شده بود مشخص شد يكي از وراث اولياي دم اصلي كه فوت شده است قابل دسترس نيست و بايد به هر طريقي است اين فرد پيدا شود تا سرنوشت اين پرونده عجيب و غريب نيز مشخص شود.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید