اين مرد به خاطر عشقش آكواريوم هاي قيمتي مي دزديد+ مصاحبه و تصوير
میار: اين متهم که پس از آزادی برای دومین بار به سراغ سرقت از مرکز فروش بهترین آکواریم های تهران رفته بود اين بار در صحنه آخرين سرقتش بازداشت شد. این مرد بیکار مدعیست عشق به ماهی های آکواریومی کار دستش داده است. او انگیزه خود از سرقت را خرید بهترین ماهی های دنیا عنوان کرده است.
سرهنگ مسلم قاسم آبادی، رییس کلانتری ۱۰۸ نواب درگفت و گو با نيك رو، از بازداشت مردجوانی خبر از بازداشت سارق سریالی آکواریوم های تهران خبر داد و گفت: متهم که مرد جوانی است پیش از این نیز به همین اتهام، یعنی سرقت از مغازه های آکواریوم فروشی بازداشت شده است.
این مقام انتظامی در ادامه گفت: روز ۲۰ خرداد ماه جاری بود که عوامل انتظامی این کلانتری از طریق تماس مردمی در جریان سرقت از یک آکواریوم فروشی در محدوده این یگان قرار گرفتند. در نتیجه سریعا ماموران به محل اعزام شدند و مشاهده شد که مردم پیش از رسیدن نیروی انتظامی مبادرت به دستگیری متهم کرده اند و این متهم سابقه دار با تلاش های مردمی بازداشت و به کلانتری منتقل شد.
نموده دستگیری متهم نیز به این صورت بود که یکی از افراد حاضر در محل با دیدن او در حال برداشتن یک آکواریوم و متواری شدن به او مشکوک شده و افراد حاضر در محل را در جریان موضوع قرار داده بود که با اقدام افراد حاضر در محل و رسیدن به موقع پلیس متهم بازداشت شده بود. گفتني است متهم در سابقه اول خود چهار فقره سرقت مرتكب شده بود و در سابقه دوم خود نيز شش فقره سرقت مرتكب شده است.
در ادامه متهم در گفت و گويي كوتاه پرده از راز اقدامات عجیب خود برداشت:
از كي به اين فكر افتادي؟
سال گذشته بود كه در تصميمي احمقانه نتيجه گرفتم تنها راه داشتن آكواريوم خوب و آنتيك دزديدن آن است. من كه پول خريد ابزار و لوازمات گرانقيمت آن را نداشتم و از طرفي هم ماهي هايي را مي خواستم بخرم كه قيمت شان شديدا گران بود كه همين شد به فكر سرقت افتادم.
از شيوه و شگردت بگو؟
به سراغ مغازه هاي آكواريوم فروشي در نواب مي رفتم كه آنجا بازار لوازمات آكواريوم فروشي و مركز فروش ماهي هاي آكواريومي است. معمولا در اين مغازه ها وقتي مشتري زياد مي شود فروشنده هواسش پرت مي شود و جلوي مغازه كه اصلا نمي تواند كنترلي روي آن داشته باشد. من نيز به همين دليل به سراغ آكواريوم هاي بيرون مي رفتم و به سادگي آنها را بلند مي كردم و با موتورم به سرقت مي بردم.
قدرت بدني كافي براي اين كار داري؟
بله. به راحتي اين كار را مي كردم. اصلا برايم سخت نبود. البته يك ابري هم روي زين موتور سيكلتم را با ابر بالا آورده بودم و اين كار باعث مي شد كه آسيبي نيز به آكواريوم نرسد.
ارزشش را داشت؟
بله. شما نگاه كن داخل يك آكواريوم كه بيرون از مغازه آكواريومي مي گذارند كلي لوازم گرانقيمت است و حتي گاهي مواقع قيمت آن لوازم ها به پنج ميليون تومان مي رسد.
همه را مي فروختي؟
خير. آن لوازمي كه خيلي خوب بود را براي خودم نگه مي داشتم و لوازمي كه به درد نخورتر بود را مي فروختم. مثل خود آكواريوم.
يعني براي خودت هم آكواريومي داشتي؟
بله. اصلا چون من آكواريوم و ماهي ها را دوست داشتم به سراغ اين سرقت ها مي رفتم. از بچگي عاشق ماهي و آكواريوم بودم و هميشه دوست داشتم آكواريوم پر زرق و برقي داشته باشم اما حيف پولش را نداشتم. به همين دليل وقتي به اين سن رسيدم به سرم زد و تصميم گرفتم كه آنها را سرقت كنم.
چرا بعد از آزادي دوباره به سرقت رفتي؟ تنبيه نشده بودي؟
دست خودم نبود. ديگر راهش را ياد گرفته بودم و از آنجايي كه سر ماجراي سرقت اولم كل آكواريومم را از دست داده بودم بايد دوباره همان راه را ادامه مي دادم. شما فرض كنيد من با اين عشق به آكواريوم كه دارم تمام آن آكواريوم آنتيك م را از دست دادم و مجبور بودم روزها و شب ها را بدون آكواريوم بگذرانم. خيلي بد بود و نمي دانستم بايد چه كار كنم. دائما به آكواريوم و ماهي فكر مي كردم. در سرم ماهي بود اما در واقعيت هيچ چيزي نبود پس تصميم گرفتم سرقت كنم و دوباره آكواريوم آنتيك خودم را جور كنم. تنها يكي از ماهي هاي داخل آكواريومم دو ميليون تومان مي ارزد. اين را هم اشاره كنم كه با آزاد شدن از زندان اين بار سه آكواريوم جمع كرده بودم.![]()
