شنبه، 11 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » مرد دوزنه در دادگاه ادعاي بي كسي مي كرد!!!

مرد دوزنه در دادگاه ادعاي بي كسي مي كرد!!!

0
701
کد خبر: 13851

1.هوو

میار: سال ها پیش زمانی که به عنوان بازپرس انجام وظیفه می کردم،گزارشی ازضابطین به شعبه ارجاع شد که درآن تقاضای دستگیری متهم با حق ورود به منزل و مخفیگاه درخواست شده بود. چون دلایل و مستندات کافی نبود و نمی شد به اعتبار آن حکم دستگیری و ورود به منزل داد، گزاش را برگرداندم و در ضمن آن مواردی را متذکر شدم تا توسط ضابطین انجام شود. چند روز بعد پرونده تکمیلی به نظر رسید و متعاقب آن مقررشد متهم دستگیر شود. پس از حضور متهم در شعبه، تفهیم اتهام وانجام تحقیقات، قرار وثیقه صادر و مقرر شد وی تحویل بازداشتگاه گردد. متهم شروع کرد به عجز و لابه و آیه و قسم که هیچ کسی را ندارد تا پیگیرکارش باشد. خودش نیز مستاجر است و وثیقه ای ندارد. بالاخره تحویل مأمور همراهش شد تا به بازداشتگاه برده شود. پیش از ترک دادسرا از بس اصرارکرده بودو مأمور را قسم داده بود تا بگذارد  با قاضی صحبت کند، چند لحظه بعد دیدم دوباره وارد شعبه شد و پیش ازآنکه خود متهم حرفی بزند، مأمور همراهش گفت حاج آقا بخد اقسم اینقدر اصرار و التماس کردکه بیاید دوباره با شما صحبت کند، حریفش نشدم. متهم گفت حاج آقا بخدا قسم نه پولی دارم و نه سندی که بخواهم وثیقه بسپارم. هیچ کسی را هم ندارم که پیگیرکارم باشد.گفتم جرم مهمی را مرتکب شدی، دلیل به اندازه کافی علیه شما هست. خودت هم اتهامت راقبول داری. پس کاری ازدست من برنمی آید مگر اینکه همکاری کنی، زودتر تحقیقات تکمیل شود و پرونده را بفرستیم دادگاه. فردای آنروز خانمی ابتدا به دفتر شعبه مراجعه و سپس پیش من آمد و گفت همسر متهمی هستم که شما دیروز  بازداشت کردید. آمدم وثیقه بگذارم شوهرم آزاد شود. سند ملکی را که همراهش آورده بود ارائه کرد. چون سند ملکی متعلق به فرد دیگری بود،گفتم شما نمی توانید. باید صاحب ملک خودش بیاید و مدارک هویتش را هم بیاورد. روز بعد خانم دیگری همراه با سند ملکی اش به دفترشعبه مراجعه و خودش را همسر متهم بازداشت شده معرفی کرد. دفتر شعبه پرسیده بود مگر شوهر شما چند تا زن دارد؟ آن خانم گفته بود فقط یکی. چطور؟ گفته بودند آخر دیروز هم خانمی با سندآمده بود برای آزادی متهم و می گفت همسرش هست. مراجعه کننده پس ازسکوت کوتاه و معناداری بدون آنکه حرفی بزند باعصبانیت سند ملکی را ازروی میز مدیر دفتر برداشته بود و درب دفتر را کوبیده بود و رفته بود. فردای آن روز، دو سه ساعتی بعد از شروع وقت اداری ، مشغول انجام کارهای روزانه شعبه بودم که به یک باره صدای جیغ و داد و فحاشی ازسالن بلند شد. چون هر از چندگاهی چنین سر و صدایی بلند می شد، موضوع برایم عادی شده بود وچندان توجهی نمی کردم اما دیدم پشت سرِ داد و فریاد صدای درگیری و زد و خورد هم می آید.آمدم بیرون ببینم چه خبر شده است. دیدم دو خانم شدیداً با هم گلاویز شده اند و با لنگه کفش به جان هم افتاده اند. با دخالت عوامل انتظامات درگیری خاتمه یافت اما این دو خانم در حالیکه سر و وضعشان به هم ریخته بود و روسری ازسرشان به زمین افتاده بود؛ همچنان فحش نثار هم می کردند. با بررسی کاشف به عمل آمد همسر دوم متهم که سند را با عصبانیت از دفتر شعبه گرفته و رفته بود، فردای آن روز از اول وقت اداری به دادسرا مراجعه و شعبه بازپرسی را می پاییده تا ببیند چه کسی به عنوان همسر متهم پیگیرکار وی بوده است. ازاولین مراجعه کننده خانم به شعبه پرسیده بود دنبال کار چه کسی آمده است و وقتی فهمیده بود این خانم همان همسردیگر متهم است، اجازه ورود به دفتر شعبه را نداده بود. همانجا روسری را از سرآن خانم کشیده و یقه اش را گرفته بود. این بودکه دیگرکسی پیگیر کار متهم وگذاشتن وثیقه برای آزادی وی نشد و در مدت 7 الي 8 ماهي که تکمیل تحقیقات طول کشید در بازداشت ماند.

دکترمحمدباقر قربانزاده| رئیس دادگاه کیفری یک استان تهران


تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید