دوشنبه، 14 اسفند 1402
پایگاه خبری میار » اقتصادی » کلان » عوامل عدم توسعه سیستان و بلوچستان و چالش های قدرت در این زمینه ها

عوامل عدم توسعه سیستان و بلوچستان و چالش های قدرت در این زمینه ها

0
56
کد خبر: 73286
پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل منطقه، این بار به سراغ بخش حمل و نقل و چالش هایی که دولت در سیستان و بلوچستان با این مسئله و ضعف های اساسی آن دارد، پرداخته و در قسمت بعدی به حوزه کشاورزی و دامداری در این  ماجرا پرداخته است.
به گزارش میار، یادداشت زیر را که از پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل منطقه است می خوانید: واقعیت این است که بخش حمل و نقل دراستان یکی از ضعیف ترین بخش های تحریک کننده توسعه پایدار در سیستان و بلوچستان است.
زیرساخت به شدت ضعیف و خسارت بار است. از گزارش های مرتبط با تصادفات جاده ای چنین برمی آید که جاده های استان بسیار خطرناک و از ظرفیت کافی برای حجم نیازهای ارتباطی بین شهری و بین روستایی برخوردار نیست حتی همان معدود جاده های ارتباطی که طی سال های اخیر ساخته شده اند فاقد استانداردهای لازم هستند.
بزرگراه تقریباً وجود ندارد و طرح ها در این باره با کندی زیادی روبرو است.
بزرگراه زاهدان به زابل با وجود نظرمساعد مسئولان و  پیگیری جدی نمایندگان سیستان، سال هاست که در دست احداث است اما تا‌کنون تکمیل نشده است و در تأمین اعتبار هم، کمبود جدی ندارد اما در سطح انتظار پیشرفت نداشته است. در جنوب استان وضعیت ازاین هم نا امید کننده تر است.
تنها کافیست سری به پروژه احداث جاده ارتباطی از شهرستان سوران به سراوان بزنید که مسیر آن کمتر از سی کیلومتر و چند دهه است که نیمه کاره رها شده است وهمان مقدار که ساخته شده بود، به مرور زمان تخریب شده و اکنون خود مقامات دست اندر کار باوردارند که نقشه و پهنای جاده در نظر گرفته شده از ابتدا مناسب نبوده است و نیاز به طراحی مجدد است.
طولانی بودن مسیرها بین شهرها و روستاها با توجه به شرایط اقلیمی نیازمند توجه ویژه و تأمین اعتبار در سطح طرح های ملی است. جاده های تنگ و کم عرض که در نگاه سنتی از قبل در مسیرهای در واقع مالرو در نظر گرفته شده اند، با حجم بالای تردد کنونی نا هم خوان است و به شدت نیازمند تجدید نظر بر مبنای اصول جاده سازی های استاندارد است.
جاده های کم عرض را با دست کاری ظاهری در قالب رفع نقاط خطرناک و یا تعریض موردی نمی توان به استاندارهای کشوری رساند.
در شرایط کنونی لازم است که در نگاهی توسعه ای به بخش زیر ساخت های ارتباطی در تمامی سطح جاده ای در قالب بزرگراه ، ریلی و هوایی و صد البته مخابراتی با بهره گیری از تکنولوژی روز توجه و برنامه ریزی شود. اعتبارهای لازم را تأمین کرد، مدیریتی موثر اعمال و در یک زمان بندی واقع بینانه، تا اصلی ترین منبع درآمدی ایران یعنی چاه های نفت ته نکشیده اند، باید کاری کرد و بعد از آن معلوم نیست که چنین فرصتی به وجود خواهد آمد یا نه.
تازه این درک ضرورت محدود به شرایط داخلی استان است و اگر قرار باشد که از مزیت ارتباطی استان در سطح منطقه ای آسیای مرکزی افغانستان و شبه قاره هند به سود توسعه منطقه ای و ملی بهره گیری شود،سیستان و بلوچستان درمساعد ترین موقعیت قرار دارد.اما این که چگونه بتوان از این مزیت ژئوپلتیک بهره مناسب برد مربوط به حاکمیت اسلامی است.
سیستان و بلوچستان از دو مزیت بالقوه ارتباط دهنده منطقه ای برخوردار است.
دو کریدور حمل و نقل یا به طور مستقیم از این استان عبور می ‌کنند و یا در ارتباط با ساحل مکران استان قرار دارند:
اول. کریدور شرق  و غرب
دوم. کریدور شمال و جنوب
از قضا در درکی درست توافق های اولیه و اصولی در هر دو زمینه از قبل صورت گرفته است.
کریدور شرق و غرب با توافق سه جانبه هند، ایران و روسیه و توافق شمال و جنوب در توافق سه جانبه هند، ایران و افغانستان تا مرحله اجرایی شدن نزدیک شده است و زیر ساخت های نسبتاً قابل قبولی که به وجود آمده اند، به لحاظ فنی عملی هستند و منافع زیادی برای اقتصاد منطقه ای دارند.
اراده سیاسی کافی وجود دارد اما یک مشکل اساسی که از عملیاتی شدن این کریدور ها از مسیر ایران جلوگیری کرده است، خصمانه باقی ماندن مناسبات ایران وآمریکا و تلاش آمریکا برای حذف ایران از کریدورهای ارتباطی است.
درعین حال واقعیت این است که کریدورهای ارتباطی  در چارچوب رقابت های آمریکا و چین قرار گرفته اند و این خود مشکل بزرگی است و به زیان ایران و منطقه عمل می‌کند. به ویژه اینکه اقیانوس هند و ساحل مکران و پس کرانه های آن در کانون توجه چین در قالب پروژه یک جاده یک کمربند و پروژه ابراهیم آمریکا قرار گرفته اند.
آمریکا در پیگیری سیاست ضد جمهوری اسلامی اش تلاش می کند ایران را از مزیت های ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکنومیک اش محروم کند.
این سیاست هم دربخش ارتباطی و مرتبط با کریدورها ی تجاری و هم درارتباط با خطوط انتقال انرژی است. توقف در خط لوله گاز صلح در مرز ایران و پاکستان و دور زدن ایران و توجه به پروژه هایی نظیر کاسا ۲۰۰۰ که قرار است انرژی برق از حوزه آسیای مرکزی به شبه قاره هند برساند و پروژه تاپی جایگزین خط لوله گاز صلح، تنها بخشی از نتایج تداوم مناسبات خصمانه بین ایران وآمریکا هستند که سیستان و بلوچستان را از مزیت طبیعی نقش ارتباط دهندگی اش درهر دو بخش کالایی وانرژی محروم می کنند.
در کنار همه این عوامل باز دارنده، می باید تشدید رقابت های بین المللی دو قطب قدرت شرقی وغربی قدرت جهانی را افزود تا تصویر روشن تری از موانع توسعه درسیستان وبلوچستان بدست آورد.
بخش کشاورزی و دامداری
باتوجه به شرایط نامساعد محیطی و خشکسالی های مداوم و طولانی و اثرات مخرب آن بر محیط زیست و زندگی مردم استان، به ظاهر صحبت کردن از کشاورزی و دامداری قدری زائد به نظر میرسد اما حقیقت غیر از این است.
سیستان از هزاران سال قبل انبار غله ایران بوده است.
درتاریخ معاصر از دهه پنجاه  شمسی با شروع خشکسالی ها و کمبود آب در دشت سیستان جمعیت روستایی دست به  مهاجرت اجباری زده است.
در بخش جنوبی استان که منطقه ای گرمسیر ارزیابی شده است ظرفیت های خوبی برای محصولات گرمسیری نظیر خربزه درختی، موز، مرکبات و انبه وجود دارد که در صورت برنامه ریزی درست و حمایت دولت، می‌تواند رونق بگیرد و سطح زندگی در روستا ها را بهبود ببخشد.
مناطقی نظیر زرآباد و دشتیاری درچابهار، تهلاب درمیرجاوه،. گور کوه در خاش و حوزه آبی تفتان و جازموریان در ایرانشهر و نخلستان های سراوان و سوران و ایرانشهر و منطقه سرباز و حوزه جازموریان از امکانات کشاورزی قابل قبولی برخوردار هستند.
منطقه سرحد و شمال استان به طور سنتی منطقه دامداری بوده است و هنوز اگر در این بخش سرمایه گزاری شود و از حالت رمه گردانی محدود به دامداری صنعتی تبدیل وضعیت بدهد، از ظرفیت توسعه دامداری برخوردار است. منتها حقیقت این است که مردم بومی نه تخصص لازم را دارند و نه سرمایه کافی در اختیار دارند.
صاحبان سرمایه خارج از استان و یا معدود سرمایه داران محلی انگیزه ای برای سرمایه گذاری با امید سود معقول ندارند. گام اول را باید دولت بردارد. تجربه قبل از انقلاب بانک صادرات در گورکوه و سرمایه گذاری محدودی که کرد بدرستی پاسخ داد و تا به امروز سود ده است هرچند که رونق گذشته را ممکن است نداشته باشد .
در یک نگاه واقع بینانه می‌توان مطالعات محیطی و کارشناسی در استان انجام داد ومحصولات مناسب و سازگار با محیط را مشخص کرد و درهمان جهت سرمایه گذاری متمرکز کرد. ایران سالیانه میلیون ها دلار به جیب واردکنندگان موز می‌ریزد که اگر بخشی کوچکی از آن را صرف سرمایه گذاری در دشتیاری می کرد، باور کنید که از واردات موز در این سطح کنونی بی نیاز می شد. خرمای مضافتی سراوان وسوران و خرمای ربّی ایرانشهر، از مرغوب ترین ها درنوع خود هستند و قابلیت صادراتی دارند اما دریغ از یک کارخانه بسته بندی معمولی. بعضی از تجار بم متوجه این مزیت شده اند و با ارسال کارتن های معمولی و خرید ارزان خرمای بلوچستان، خرمای بم را جهانی کرده اند.
بنابراین اگر اراده ای وسرمایه گذاری متمرکزی صورت بگیرد، کشاورزی و دامداری استان قابلیت احیا با همین شرایط محیطی سخت را دارد اما شکی وجود ندارد که کشاورز ی و دامدادی در شکل سنتی آبیاری غرق آبی و رمه گردانی دیر زمانی است که در استان به پایان عمر طبیعی اش رسیده است و اگر روستایی سیستانی وبلوچستان مقاومت بی حاصلی می کند، ناشی از شدت علاقه اش به آب و خاک اجدادی است. این که کشاورز سیستانی در طوفان شن هم به سادگی حاضر نمی‌شود روستای خود را ترک کند و تنها زمانی تن به مهاجرت اجباری می‌دهد که دیگر هیچ امکانی برای ماندن و زنده ماندن ندارد در ظاهر معقول بنظر نمی رسد اما باید از کشاورز و دامدار سیستانی و بلوچ پرسید که چه عاملی باعث باقی ماندنش در خرابه ای بنام روستاست، بدون تأمل انگشت را به طرف قبرستان روستا خواهد گرفت وخواهد گفت قبر پدر ومادرش این جاست. همین یک جمله گویای همه چیز است و نیاز به توضیح اضافی نیست.
براین اساس باور من این است  ‌که هنوز بیشترین جمعیت از استان روستایی و متّکی به بخش درحال موت کشاورزی و دامداری است و اگر به حاشیه شهرها مجبور به پناه آوردن شده است، ذهن و دماغ و فرهنگش روستایی است. هر وقت هم اندکی فرصت وامیدی به بازگشت در او جوانه زند، در بازگشت تردید نخواهد کرد.
دسته بندی: کلان / جالب
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید