برای شهروند ایرانی، درک این واقعیت که بلاتکلیفی یک وضعیت موقتی نیست، بلکه وضعیت جدید است، نخستین گام برای خروج از فلج روانی ناشی از آن است؛ بلاتکلیفی، هرچند دردناک، قابل مدیریت است اگر بدانیم که این وضعیت بر اساس یک الگوی مشخص، هرچند پیچیده، پیش میرود؛ سیاست فشار حداکثری ترامپ، فارغ از نتیجه نهایی، فضایی از عدمقطعیت سیستماتیک ایجاد کرده که خود به سلاحی راهبردی تبدیل شده است.
به گزارش میار، بیش از ۶۰ روز از آغاز جنگ در نهم اسفند ۱۴۰۴ میگذرد و جامعه ایران در محاصرهای از ابهام گرفتار شده است؛ سرمایهگذار نمیداند بازار سرمایه کی بازگشایی میشود، کارگر بندرعباسی نمیداند محموله بعدی میرسد یا نه، خانوادهها نمیدانند امشب آرام خواهد بود یا نه؟! پرسش محوری ۸۷ میلیون ایرانی اکنون این است؛ دونالد ترامپ دقیقاً چه میخواهد بکند؟ در این گزارش میکوشیم با تکیه بر دادههای رسمی، اظهارات مقامهای کلیدی و تحلیل روندهای راهبردی، تصویری مستند از استراتژی ایالات متحده ارائه کنیم.
تلهای که ترامپ برای خود ساخت؟
ناظران در واشنگتن اذعان میکنند که پیامهای متناقض رئیسجمهور آمریکا صرفاً یک تاکتیک مذاکراتی نیست، بلکه بازتاب تردیدهای راهبردی درون کاخ سفید است. بیبیسی در اواخر مارس ۲۰۲۶ گزارش داد که ترامپ همزمان دو مسیر متضاد را دنبال میکند؛ تشدید فشار نظامی و پیشبرد مذاکره برای پایان درگیری. یک مقام ارشد پیشین دولت ترامپ در همان گزارش میگوید: «نگرانی زیادی وجود دارد، چون روشن است که ترامپ همه جوانب این موضوع را به طور کامل بررسی نکرده است».
این تناقض صرفاً در کاخ سفید نیست. تحلیلگران الجزیره میگویند: «استراتژی ایالات متحده نامشخص است». سینا آزودی، مدیر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جرج واشنگتن، به الجزیره گفت: «فکر میکنم آمریکا احساس میکند ایران ضعیف شده، بنابراین این زمان مناسبی برای ورود با خواستههای حداکثری است تا بیشترین امتیاز را بگیرد». این خواستهها فراتر از موضوع هستهای است و برنامه موشکی و شبکه منطقهای ایران را نیز شامل میشود.
نشریه «آسیا تایمز» این وضعیت را قفسی توصیف کرده که ترامپ نمیتواند از آن بگریزد: «فشار حداکثری رکورد سرسختانهای دارد؛ رنج را به حداکثر میرساند و نتایج راهبردی را به حداقل». این تحلیل همراستا با پرسشی است که افکار عمومی ایران مطرح میکند؛ آیا بلاتکلیفی هدف است یا محصول جانبی فقدان استراتژی؟
بلاتکلیفی اما اثر راهبردی مشخصی دارد؛ فلجسازی فرآیند تصمیمگیری در اقتصاد ایران. یک تحلیل در وبسایت «اخبار بازار» استراتژی ترامپ را ترکیبی از فشار اقتصادی خردکننده و تهدید نظامی مستقیم توصیف میکند که با هدف فلج کردن تصمیمگیری در تهران طراحی شده است. اکسیوس نیز وضعیت کنونی را درگیری منجمد توصیف کرده؛ «نه جنگ و نه توافق»، نوعی جنگ سرد که در آن دو طرف نه میجنگند و نه صلح میکنند.
به بیان ساده، آنچه برای جامعه ایران بلاتکلیفی فلجکننده است، برای کاخ سفید میتواند یک فشار راهبردی حسابشده باشد اما پرسش اینجاست که آیا این ابهام هدفمند است یا خود واشنگتن نیز در آن گرفتار شده؟
بلاتکلیفی چه بر سر معیشت آورده است؟
برای درک تأثیر واقعی این بلاتکلیفی، باید به اعداد مراجعه کرد. صندوق بینالمللی پول در جدیدترین گزارش «چشمانداز اقتصاد جهانی» در آوریل ۲۰۲۶، برآورد کرده است که اقتصاد ایران در سال جاری ۶.۱ درصد کوچک خواهد شد. این یک بازبینی فاجعهبار ۷.۲ واحد درصدی نسبت به برآورد ژانویه است؛ «چشمگیرترین بازبینی تککشوری در این گزارش که هم تأثیر مستقیم درگیری و هم تشدید تحریمها را نشان میدهد».
تورم سالانه ایران در فروردین ۱۴۰۵ رسماً ۵۰.۶ درصد اعلام شد اما تحلیل بیبیسی فارسی نشان میدهد تورم واقعی میتواند تا ۱۲۰ درصد نیز افزایش یابد. صندوق بینالمللی پول نرخ تورم ایران در سال ۲۰۲۶ را ۶۸.۹ درصد برآورد میکند. تورم مواد غذایی حتی وخیمتر است؛ نان و غلات ۱۴۰ درصد و روغنها و چربیها ۲۱۹ درصد افزایش قیمت سالانه ثبت کردهاند.
ریال ایران نیز به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و هر دلار آمریکا حدود یک میلیون و ۳۲۰ هزار ریال معامله میشود. بانکهای ایرانی اسکناس ۱۰ میلیون ریالی؛ بزرگترین قطع پول در تاریخ کشور، را روانه بازار کردهاند.
در حوزه اشتغال، برآوردها از حدود یک میلیون بیکارشده مستقیم و یک میلیون دیگر بهطور غیرمستقیم حکایت دارد. برنامه توسعه سازمان ملل هشدار داده که ۴.۱ میلیون نفر دیگر ممکن است به زیر خط فقر سقوط کنند. پیش از جنگ نیز حدود ۳۰ درصد جمعیت در فقر مطلق زندگی میکردند.
بازار سرمایه ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴؛ همزمان با آغاز حملات؛ تعطیل است و همچنان در ابهام بازگشایی به سر میبرد. پیش از تعطیلی، بورس ریزش ۲.۵۳ درصدی را تجربه کرده بود و خروج ۲.۵ همت نقدینگی ثبت شده بود.
میز مذاکره یا میدان مین
فهمیدن خواستههای ترامپ از مسیر اظهارات متناقض او دشوار است. یک روز میگوید فقط دو چیز میخواهد: «شماره یک، عدم دستیابی به سلاح هستهای. شماره دو، توقف کشتار معترضان». روز دیگر خواستهها گستردهتر میشود؛ توقف برنامه موشکی، پایان حمایت از گروههای منطقهای و حتی تغییر رفتار با شهروندان.
خواستههای حداکثری آمریکا در مذاکرات، که شامل محدودیتهای موشکی و توقف حمایت از نیروهای نیابتی میشود، از نگاه تحلیلگران نقطه اختلاف اصلی است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تأکید کرده که مذاکرات «برای آنکه معنادار باشد، باید دامنهای از مسائل از جمله برنامه موشکی و حمایت از سازمانهای تروریستی را شامل شود».
همزمان، طرح صلح آمریکا از سوی ایران رد شده و ترامپ نیز از آخرین پیشنهاد تهران ابراز نارضایتی کرده است. ترامپ در مصاحبهای تهدید کرده که اگر توافقی حاصل نشود، «ایران بمباران خواهد شد». همزمان، او دستور آمادهسازی برای محاصره طولانیمدت ایران را صادر کرده و به دستیارانش گفته که حفظ محاصره کمخطرتر از ازسرگیری بمباران است.
از سوی دیگر، او در تازهترین چرخش، «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را تنها یک روز پس از آغاز متوقف کرد. وزیر خارجه آمریکا نیز روز گذشته اعلام کرد که مرحله تهاجمی جنگ با ایران به پایان رسیده است.
مجموع این سیگنالها نشان میدهد واشنگتن اکنون میان دو گزینه مردد است؛ گزینه نخست، تشدید فشار نظامی با حملات کوتاه اما قدرتمند به زیرساختها و اهداف راهبردی؛ گزینه دوم، حفظ وضعیت موجود از طریق محاصره و فشار اقتصادی مستمر که هدف آن وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای حداکثری است.
زندگی در حالت تعلیق
فراتر از اعداد اقتصادی، بلاتکلیفی کنونی فشار روانی مداوم تولید میکند. به نوشته یک تحلیل اجتماعی، «اضطراب اقتصادی، ترس از عدمقطعیت و فقدان کنترل بر آینده باعث میشود سطح سلامت روانی جامعه کاهش یابد». بر اساس طرح ملی سلامت روان وزارت بهداشت ایران، حدود ۲۲ درصد افراد ۶ تا ۱۸ سال با نوعی اختلال روانی-رفتاری مواجهاند.
این آمارها پیش از جنگ جمعآوری شدهاند. امروز با قطع مکرر اینترنت، حملات هوایی و بحران معیشتی، شرایط بهمراتب وخیمتر است. یک تحلیل دیگر این وضعیت را ترومای جمعی توصیف کرده است: «مردم در حال تجربه حسهای مختلفی همچون خشم، غم، درماندگی و ناامیدی هستند».
بلاتکلیفی صرفاً یک وضعیت روانی نیست، بلکه یک وضعیت اقتصادی-اجتماعی است. وقتی هیچکس نمیداند فردا جنگ ادامه دارد یا صلح میشود، تحریمها کاهش مییابد یا تشدید، بازار سرمایه باز میشود یا نه؛ تصمیمگیری اقتصادی برای همه اقشار فلج میشود. یک پژوهش داخلی این پدیده را چنین توصیف میکند: «مجموع این بلاتکلیفیهایی که بعضاً سالها حاکم بوده است، نفس جامعه را میگیرد، از رشد و توسعه میاندازد».
رمزگشایی از بلاتکلیفی
آیا بلاتکلیفی هدف واقعی ترامپ است؟ پاسخ مستند این است؛ بلاتکلیفی هم یک پیامد و هم یک ابزار در راهبرد «فشار حداکثری» است. از یک سو، عدمقطعیت عمدی درباره مرحله بعدی (حمله یا مذاکره، تشدید یا کاهش) فضای تصمیمگیری را برای تهران و به تبع آن برای فعالان اقتصادی ایران، مسموم میکند. هدف این است که ایران نتواند محاسبه پایداری از هزینه و فایده مقاومت یا سازش داشته باشد. از سوی دیگر اما نشانهها حاکی از آن است که شخص ترامپ نیز در قفس راهبردی خود گرفتار شده؛ او نه میخواهد وارد یک جنگ فرسایشی بیپایان شود، چرا که افکار عمومی آمریکا و بازارهای جهانی تحمل آن را ندارند و نه میتواند بدون یک پیروزی قابل ارائه به افکار عمومی داخلی، از میز مذاکره خارج شود. انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر ۲۰۲۶ این محاسبات را پیچیدهتر میکند.
بر اساس شواهد موجود، محتملترین سناریوها برای آینده قابل پیشبینی از این قرارند؛ سناریوی اول، «نه جنگ، نه صلح» (محاصره فرسایشی) که در آن وضعیت فعلی؛ محاصره دریایی، تعلیق حملات گسترده و تداوم مذاکرات بینتیجه؛ برای ماهها ادامه مییابد. سناریوی دوم، «توافق محدود» که در آن دو طرف بر سر یک تفاهم موقت (مثلاً بازگشایی تنگه هرمز در ازای کاهش برخی تحریمها) به نتیجه برسند، بدون آنکه مسائل بنیادین حل شود. هر دو سناریو به معنای تداوم بلاتکلیفی است اما با تفاوت در شدت آن. سناریوی سوم، «موج جدید حملات» که کمترین احتمال اما بیشترین تأثیر مخرب را دارد. بر اساس گزارشها، پنتاگون طرح حملات کوتاه اما قدرتمند را آماده کرده است.
برای شهروند ایرانی، درک این واقعیت که بلاتکلیفی یک وضعیت موقتی نیست، بلکه وضعیت جدید است، نخستین گام برای خروج از فلج روانی ناشی از آن است. بلاتکلیفی، هرچند دردناک، قابل مدیریت است اگر بدانیم که این وضعیت بر اساس یک الگوی مشخص، هرچند پیچیده، پیش میرود. سیاست فشار حداکثری ترامپ، فارغ از نتیجه نهایی، فضایی از عدمقطعیت سیستماتیک ایجاد کرده که خود به سلاحی راهبردی تبدیل شده است. رمزگشایی از این سازوکار، اگرچه از بار مشکلات اقتصادی و امنیتی نمیکاهد، دستکم میتواند به تصمیمگیریهای فردی و جمعی در این برهه حساس کمک کند.
