صفحه نخست | مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه می‌رسد!؟

مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه می‌رسد!؟

جامعه بین‌المللی با خوش‌بینی محتاطانه به تحولات خاورمیانه می‌نگرد؛ آتش‌بسی که از هشتم آوریل برقرار شده، اگرچه شکننده توصیف می‌شود اما بیش از سه هفته دوام آورده است و هیچ‌یک از طرفین تمایلی به نقض آن نشان نداده‌اند.

به گزارش میار، فشار اقتصادی بر ایران از مرز هشدار عبور کرده است؛ بر اساس آخرین داده‌های صندوق بین‌المللی پول که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، اقتصاد ایران در سال جاری ۶.۱ درصد کوچک خواهد شد، در حالی که پیش‌بینی ژانویه این نهاد از رشد ۱.۱ درصدی حکایت داشت؛ افت ۷.۲ واحد درصدی در طول تنها سه ماهه نخست سال. همچنین نرخ تورم ایران به ۶۸.۹ درصد رسیده است.

بر اساس داده‌های اوپک، تولید نفت ایران پیش از موج جدید تحریم‌ها و محاصره دریایی به بیش از ۳.۳ میلیون بشکه در روز رسیده بود که اکنون به کمتر از یک میلیون بشکه سقوط کرده است. ارزش نفت ذخیره‌شده در نفتکش‌های متوقف‌شده در آب‌های خلیج فارس بیش از ۶ میلیارد دلار برآورد می‌شود که ایران قادر به فروش آن نیست.

 

بازار جهانی انرژی

بسته شدن تنگه هرمز، که روزانه ۱۵ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کرد، بازار جهانی انرژی را دچار شوک تاریخی کرده است. قیمت نفت خام برنت در ۳۰ آوریل به ۱۱۴.۱۳ دلار در هر بشکه رسید اما این رقم در برابر جهش‌های لحظه‌ای به ۱۲۶ دلار که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ تاکنون است، نسبتاً تعدیل‌شده به نظر می‌رسد. این بدان معناست که رویای دونالد ترامپ برای «نفت ۵۰ دلاری» به طور کامل بر باد رفته و کابوس «نفت ۲۰۰ دلاری» به تهدیدی ملموس تبدیل شده است.

بانک جهانی در دورنمای بازارهای کالایی که روز ۲۹ آوریل منتشر کرد، هشدار داده است که قیمت انرژی در سال ۲۰۲۶ ممکن است ۲۴ درصد افزایش یابد و به بالاترین سطح از زمان بحران اوکراین برسد. این بانک همچنین خاطرنشان کرد که قیمت کودهای شیمیایی ۳۱ درصد افزایش یافته است و فلزات صنعتی کلیدی به سطوح بی‌سابقه نزدیک می‌شوند.

در ایالات متحده، قیمت هر گالن بنزین به ۴.۳۹ دلار رسیده و بزرگترین جهش روزانه در شش هفته گذشته را ثبت کرده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که در صورت ادامه بسته ماندن تنگه، قیمت بنزین می‌تواند از ۵ دلار در هر گالن عبور کند و رکوردهای تاریخی را بشکند. پاتریک دی‌هان، تحلیلگر ارشد GasBuddy، به رویترز گفته است: «اگر برنامه مشخصی برای بازگشایی تنگه هرمز وجود نداشته باشد، مصرف‌کنندگان آمریکایی باید خود را برای قیمت‌های بی‌سابقه آماده کنند.»

 

بن‌بست نظامی و فشار داخلی

از منظر نظامی، واشنگتن به بن‌بست راهبردی رسیده است. پیت هگست وزیر دفاع آمریکا، روز ۱ می در جلسه استماع سنا اعتراف کرد که آتش‌بس، جنگ را متوقف کرده و از ۷ آوریل هیچ تبادل آتشی صورت نگرفته است. این در حالی است که وال‌استریت ژورنال روز ۲۹ آوریل به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که ترامپ به دستیاران خود دستور داده برای محاصره طولانی‌مدت ایران آماده شوند اما واقعیت‌های اقتصادی، این راهبرد را غیرقابل دوام ساخته است.

تورم ناشی از انرژی، فشار سیاسی قابل توجهی بر دولت ترامپ وارد کرده است. نظرسنجی‌های داخلی نشان می‌دهد که قیمت سوخت به مهم‌ترین دغدغه رأی‌دهندگان آمریکایی تبدیل شده است. همزمان، بانک انگلستان نرخ بهره را در سطح ۳.۷۵ درصد ثابت نگه داشته و بانک‌های مرکزی بزرگ جهان برنامه کاهش نرخ‌ها را متوقف کرده‌اند و همگی به تأثیر جنگ بر قیمت انرژی اشاره می‌کنند.

ترامپ روز ۱ می در واکنش به آخرین پیشنهاد ایران برای پایان جنگ گفت: «من از این پیشنهاد راضی نیستم.» با این حال، تحلیلگران بر این باورند که این موضع‌گیری بیشتر یک تاکتیک چانه‌زنی است تا یک موضع راهبردی. جیمز جفری سفیر اسبق آمریکا در عراق و تحلیلگر ارشد در اندیشکده ویلسون سنتر، در تحلیلی برای فارن افرز نوشت: «دولت ترامپ با یک تضاد بنیادین مواجه است؛ هر چه محاصره بیشتر طول بکشد، قیمت نفت بالاتر می‌رود و فشار داخلی افزایش می‌یابد. دیر یا زود، واشنگتن باید بین منافع ژئوپلیتیک کوتاه‌مدت و واقعیت‌های اقتصادی یکی را انتخاب کند.»

 

محاصره دریایی و بسته بودن تنگه

مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری پاکستان در اسلام‌آباد ادامه دارد؛ وال‌استریت ژورنال روز ۲ می گزارش داد که ایران موضع خود را نسبت به توافق صلح نرم‌تر کرده است. یک مقام ارشد ایرانی به این روزنامه گفته است: «ما آماده توافق هستیم، چه از طریق مذاکره و چه از طریق جنگ. توپ در زمین آمریکاست.»

از سوی دیگر، نتانیاهو در اسرائیل با مخالفت‌های داخلی فزاینده‌ای روبروست. روزنامه هاآرتص با انتقاد از راهبرد نتانیاهو نوشته است: «آنچه با وعده‌های گسترده تغییر رژیم و نابودی توانمندی‌های هسته‌ای ایران آغاز شد، به یک آتش‌بس شکننده، خسارات فزاینده و فرسایش عمیق موقعیت راهبردی اسرائیل انجامیده است.» 

 

چرا مذاکرات این بار به نتیجه خواهد رسید؟

بازیگران اصلی این بحران اکنون با محاسبه هزینه-فایده‌ای مواجهند که در تاریخ معاصر خاورمیانه کم‌نظیر است.

برای ایران؛ کاهش ۶.۱ درصدی تولید ناخالص داخلی و تورم ۶۸.۹ درصدی، اقتصاد ایران را در لبه پرتگاه قرار داده است.

برای آمریکا؛ بسته ماندن تنگه هرمز، قیمت بنزین را به سطوح غیرقابل تحمل سیاسی رسانده است. ترامپ که اقتصاد را برگ برنده خود می‌داند، نمی‌تواند ریسک ورود به رکود تورمی را بپذیرد.

برای اقتصاد جهانی؛ صندوق بین‌المللی پول هشدار داده که تداوم بحران می‌تواند رشد اقتصاد جهانی را تا ۰.۸ واحد درصد کاهش دهد و زنجیره تأمین انرژی را برای سال‌ها مختل کند. کشورهای بزرگی مانند چین و هند که به نفت خاورمیانه وابسته‌اند، فشار دیپلماتیک قابل توجهی بر هر دو طرف وارد می‌کنند.

در نهایت، محاصره دریایی آمریکا و بسته بودن تنگه هرمز، که به عنوان اهرم‌های جنگی طراحی شده بودند، به همان اهرم‌های وادارکننده به صلح تبدیل شده‌اند. هر دو طرف می‌دانند که ادامه وضعیت موجود، هر دو را بازنده خواهد کرد.

 

در نهایت باید گفت، جامعه بین‌المللی با خوش‌بینی محتاطانه به تحولات خاورمیانه می‌نگرد؛ آتش‌بسی که از ۸ آوریل برقرار شده، اگرچه شکننده توصیف می‌شود اما بیش از سه هفته دوام آورده و تا به الان نقض نشده است.

بر اساس برآوردهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، در صورت دستیابی به توافق جامع و بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت می‌تواند ظرف ۴۵ روز به کانال ۶۵ تا ۷۵ دلار بازگردد و اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۷ رشد ۴.۶ درصدی را تجربه کند. این چشم‌انداز، انگیزه قدرتمندی برای تمام طرف‌های درگیر ایجاد کرده است.

آنچه اکنون روی میز مذاکره قرار دارد، فراتر از یک آتش‌بس موقت است؛ یک توافق ساختاری که در ازای رفع تحریم‌ها و تضمین‌های امنیتی، ایران بازگشایی تنگه هرمز، توقف غنی‌سازی در سطوح بالا و پذیرش نظارت‌های گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد.

جهان که از کابوس جنگی خانمان‌برانداز رها می‌شود، این بار نه با خوش‌بینی ساده‌لوحانه، بلکه با درکی تلخ از شکنندگی نظم اقتصادی جهانی، نفس راحتی خواهد کشید. واقعیت این است که در قرن بیست و یکم، امنیت انرژی و ثبات اقتصادی چنان در هم تنیده شده‌اند که جنگ در یک سوی جهان می‌تواند قیمت بنزین در آن سوی کره زمین را تعیین کند؛ این بزرگ‌ترین درس بحران ۲۰۲۶ برای سیاستمداران و اقتصاددانان خواهد بود.

 

14 اردیبهشت 1405, 08:52
بازگشت