صفحه نخست | سناریوهای پیش‌رو و راهبرد بقا در دوران ابهام!

سناریوهای پیش‌رو و راهبرد بقا در دوران ابهام!

در حالی که بن‌بست در مذاکرات دیپلماتیک نگرانی‌ها از بروز درگیری نظامی را تشدید کرده است، تحلیلگران معتقدند فروپاشی کامل؛ سناریوی محتملی نیست و فعالان اقتصادی باید به جای واکنش‌های هیجانی، به سمت مدیریت ریسک و حفظ دارایی‌ها حرکت کنند.

چشم‌انداز آینده ایران در میان دوگانه «جنگ» یا «توافق» گرفتار شده است. با طولانی شدن روند گفتگوهای تهران و واشینگتن و ورود متغیرهای پیچیده منطقه‌ای، فضای روانی حاکم بر بازارها بیش از آنکه به گشایش‌های سیاسی امید داشته باشد، با تردید و بدبینی نسبت به آینده گره خورده است.

اگرچه نگرانی عمومی از وقوع جنگ بالا گرفته است اما ارزیابی‌های استراتژیک نشان می‌دهد که واقعیت میدانی نه سفیدِ مطلق است و نه کاملاً سیاه؛ در واقعیت باید پذیرفت، حتی در صورت شکست کامل مذاکرات، احتمال نابودی زیرساخت‌ها یا فروپاشی سرزمینی (ایران) بسیار کمتر از آن چیزی است که در فضای رسانه‌ای و روانی القا می‌شود.

گذر از اختلاف فنی به شکاف راهبردی

بررسی روند مذاکرات اخیر با میانجی‌گری بازیگران منطقه‌ای نشان می‌دهد که جنس اختلافات میان ایران و غرب تغییر ماهیت داده است. دیپلمات‌ها معتقدند طرفین از اختلافات فنی عبور کرده و به یک شکاف راهبردی رسیده‌اند.

از یک‌سو، ایالات متحده و متحدانش، به‌ویژه اسرائیل، معتقدند که بدون مهار نفوذ منطقه‌ای و برنامه موشکی ایران، هرگونه توافق هسته‌ای ناپایدار و فاقد ارزش امنیتی است. در مقابل، تهران این مؤلفه‌ها را ستون فقرات دکترین بازدارندگی خود می‌داند و هرگونه مذاکره بر سر آن را خط قرمز اعلام کرده است.

این تضاد منافع باعث شده است تا اندیشکده‌های بین‌المللی، شانس دستیابی به یک توافق جامع را پایین ارزیابی کنند و محتمل‌ترین سناریوها را فرسایش مذاکرات یا حرکت به سمت تنش‌های کنترل‌شده بدانند.

چرا ناتو نمی‌آید

در صورت شکست قطعی دیپلماسی، پرسش اصلی فعالان اقتصادی و شهروندان این است؛ جنگ چه شکلی خواهد بود؟

خلاف تصورات رایج از جنگ‌های کلاسیک، ناظران نظامی معتقدند احتمال حمله زمینی گسترده یا اشغال سرزمینی، مشابه مدل عراق یا افغانستان، بسیار پایین است. در عوض، سناریوی محتمل‌تر، درگیری‌های محدود، ضربتی و چندلایه است.

بنابراین، در صورت بروز درگیری، ناتو به صورت رسمی وارد میدان نخواهد شد. نقش محوری با آمریکا و مشارکت عملیاتی اسرائیل خواهد بود که عمدتاً بر حملات هوایی، جنگ سایبری، خرابکاری در تأسیسات حیاتی و فشار دریایی متمرکز است. هدف چنین سناریویی تغییر رفتار یا افزایش هزینه‌های تهران است، نه لزوماً تغییر حاکمیت.

چرا همسایگان جنگ نمی‌خواهند؟

یکی از مؤلفه‌هایی که کمتر در تحلیل‌های عمومی دیده می‌شود، هزینه سربار جنگ برای همسایگان ایران است. ثبات ژئوپلیتیک خلیج فارس چنان در هم تنیده است که بی‌ثباتی در ایران، مستقیماً امنیت انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه را تهدید می‌کند؛

علاوه بر این، قدرت‌های جهانی نظیر چین و روسیه نیز ایران را حلقه‌ای حیاتی در امنیت انرژی و کریدورهای ترانزیتی مانند طرح یک کمربند-یک راه، می‌دانند و اجازه تحقق سناریوهای افراطی که منجر به خلأ امنیتی در منطقه شود را نخواهند داد.

از سودآوری تا بقا

در چنین فضای پرابهامی، استراتژیست‌های اقتصادی نسخه‌ای متفاوت از دوران ثبات را تجویز می‌کنند. پیام اصلی این است؛ هدف از حداکثر سود، به دوام آوردن (بقا) تغییر کرده است.

بر اساس تحلیل‌های اقتصادی، فعالان بازار باید خود را برای سه سناریوی محتمل آماده کنند؛

  1. وضعیت نه جنگ، نه توافق: ادامه تورم مزمن و رشد ضعیف؛ که برنده‌ آن کسب‌وکارهای کوچک و صادرات‌محور هستند.
  2. درگیری محدود: شوک ارزی و تجاری شدید اما کوتاه‌مدت؛ که نیازمند تقویت زنجیره تأمین داخلی است.
  3. تشدید بحران: که اگرچه خروج سرمایه را تشدید می‌کند اما مهاجرت موفق برای همه امکان‌پذیر نخواهد بود.

توصیه‌های راهبردی به فعالان اقتصادی

کارشناسان اقتصادی برای عبور از این دوران گذار، اقدامات زیر را ضروری می‌دانند

برای بخش‌های مختلف اقتصاد نیز نسخه‌های تفکیکی پیشنهاد شده است

عقلانیت در میانه طوفان

بنابراین، اگرچه ابرهای تیره بر آسمان سیاست و اقتصاد ایران سایه افکنده اما عقلانیت اقتصادی حکم می‌کند که از تصمیمات هیجانی پرهیز شود.

آینده ایران لزوماً به سیاهی جنگ تمام‌عیار نیست. بقای اقتصادی در گرو درک درست از واقعیت‌های میدانی، پذیرش ریسک‌های موجود و اتخاذ استراتژی‌هایی است که بنگاه‌های اقتصادی را نه برای برنده شدن در شرایط ایده‌آل، بلکه برای حذف نشدن در شرایط بحرانی آماده کند. در این بازی، برنده کسی است که بتواند از طوفان عبور کند، نه کسی که بی‌محابا به دل آن می‌زند.

17 بهمن 1404, 12:11
بازگشت