با آغاز دور تازهای از تحرکات دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، فضای سیاسی منطقه بار دیگر تحت تأثیر گمانهزنیها درباره سرنوشت این گفتگوها قرار گرفته است.
به گزارش میار، در حالی که دیپلماتها پشت درهای بسته به رایزنی مشغولاند، پرسش کلیدی در محافل کارشناسی و افکار عمومی این است؛ اگر دیپلماسی شکست بخورد، چه خواهد شد؟ تحلیلگران روابط بینالملل معتقدند اگرچه شبح جنگ همواره بر این روابط سنگینی میکند اما محتملترین سناریو، ترکیبی پیچیده از مذاکرات فرسایشی و فشار هوشمند است.
فراتر از هستهای
تحولات اخیر نشان میدهد که زمین بازی میان تهران و واشنگتن نسبت به سالهای گذشته پیچیدهتر شده است. محور اصلی اختلاف همچنان بر دو متغیر کلیدی استوار است؛ پرونده هستهای ایران و نگرانیهای امنیتی غرب درباره توان موشکی و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی.
منابع دیپلماتیک غربی تأکید دارند که ایالات متحده و تروئیکای اروپایی به دنبال توافقی هستند که فراتر از محدودیتهای فنی هستهای، چتر امنیتی منطقه را نیز در بر بگیرد. در مقابل، تهران با رد هرگونه مذاکره درباره توان دفاعی، این موضوع را خط قرمز راهبردی خود میداند و بر تفکیک پرونده هستهای از مسائل منطقهای اصرار دارد.
در واقع باید پذیرفت که رویکرد ایالات متحده، فارغ از اینکه چه حزبی در کاخ سفید حاکم باشد، مهار قدرت منطقهای ایران است. تفاوت تنها در تاکتیکهاست؛ گاهی با فشار حداکثری و گاهی با دیپلماسی کنترلشده.
از تلآویو تا بروکسل
در این شطرنج سیاسی، بازیگران متعددی نقشآفرینی میکنند؛
- جمهوری اسلامی ایران: تهران با تکیه بر دکترین بازدارندگی فعال، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای خود را ضامن امنیت ملی میداند و هرگونه عقبنشینی در این حوزه را زمینهساز تهدیدات وجودی تلقی میکند.
- ایالات متحده آمریکا: واشنگتن در پی ایجاد اجماع جهانی برای محدودسازی ایران است. سیاستمداران آمریکایی اغلب از مذاکرات به عنوان ابزاری برای مدیریت بحران و جلوگیری از غافلگیری استراتژیک استفاده میکنند.
- اسرائیل: تلآویو به عنوان منتقد سرسخت دیپلماسی، همواره بر طبل گزینه نظامی میکوبد. ناظران سیاسی معتقدند فشار لابیهای اسرائیل نقش بسزایی در سختتر شدن موضع غرب دارد.
- ناتو و اروپا: کشورهای اروپایی اگرچه در اعمال تحریمها با واشنگتن همسویی دارند اما به دلیل آسیبپذیری بیشتر نسبت به تنشهای خاورمیانه، رویکردی محتاطانهتر دارند و بر حفظ کانالهای دیپلماتیک تأکید میکنند.
سناریوهای پسا-مذاکره
در صورت به بنبست رسیدن مذاکرات، چهار سناریوی احتمالی زیر را به ترتیب محتمل و نامحتمل بودن آنها، پیشبینی میکنیم
۱. تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح»؛ محتملترین گزینه
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که طرفین به دلیل هزینههای گزاف درگیری، به ادامه مذاکرات فرسایشی، همراه با جنگ سایبری، اطلاعاتی و فشارهای اقتصادی تن خواهند داد.
۲. جنگ محدود و نقطهای؛ ریسک متوسط
در این سناریو، حملات هدفمند به تأسیسات حساس نظامی یا هستهای محتمل است. طرفداران این نظریه معتقدند هزینههای سیاسی چنین اقدامی برای مهاجمان کمتر از یک جنگ تمامعیار است.
۳. جنگ نیابتی و منطقهای
شکست دیپلماسی میتواند به فعال شدن گسلهای درگیری در منطقه و ورود نیروهای متحد ایران و آمریکا به یک رویارویی غیرمستقیم اما گسترده منجر شود که امنیت انرژی خلیج فارس را به خطر میاندازد.
۴. جنگ تمامعیار؛ کماحتمال
کارشناسان نظامی وقوع یک جنگ کلاسیک و تمامعیار را به دلیل پیامدهای غیرقابلکنترل انسانی و اقتصادی برای اقتصاد جهانی، سناریویی بعید میدانند.
پیامدهای اقتصادی و واکنشهای داخلی
شکست احتمالی در گفتگوها، تأثیرات ملموسی بر اقتصاد ایران خواهد داشت. تشدید تحریمها و محدودیت در صادرات انرژی میتواند به نوسانات ارزی و تورم دامن بزند.
در سطح سیاسی داخلی، دو قطببندی محتمل است؛
- تقویت گفتمان مقاومت: برخی جریانهای سیاسی، شکست مذاکرات را سندی بر غیرقابلاعتماد بودن غرب میدانند و بر سیاستهای خودکفایی و نگاه به شرق تأکید خواهند کرد.
- فشار برای تغییر ریل: جریانهای میانهرو ممکن است خواستار بازتعریف استراتژیهای تعامل با جهان شوند.
گزینههای روی میز
در مواجهه با این عدم قطعیت، تصمیمگیران در تهران گزینههای راهبردی مشخصی را دنبال میکنند؛
- دیپلماسی چندجانبه: فاصله گرفتن از تمرکز صرف بر غرب و تقویت روابط با قدرتهای نوظهور و همسایگان.
- تنش کنترلشده: استفاده از ابزارهای قدرت برای هشدار به طرف مقابل، بدون عبور از خطوط قرمزی که منجر به جنگ شود.
- اقتصاد مقاومتی: تلاش برای جداسازی اقتصاد از درآمدهای نفتی و افزایش تابآوری در برابر شوکهای خارجی.
بنابراین گزارش، به نظر میرسد روابط ایران و آمریکا همچنان در مدار تنش مدیریتشده باقی بماند. تجربه تاریخی نشان داده است که هر دو طرف با وجود لفاظیهای تند، در لحظات بحرانی از مکانیسمهای ترمز اضطراری استفاده کردهاند.
آینده این پرونده بیش از آنکه به متن توافقات وابسته باشد، تابعی از متغیرهای کلانتر نظیر تحولات داخلی آمریکا، موازنههای جدید منطقهای و میزان تابآوری اقتصادی ایران خواهد بود. آنچه مسلم است، در ماههای پیشرو، دیپلماسی و میدان بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده خواهند شد.
