در آستانه رویدادهای ملی فرهنگی مانند چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، کمبود شدید سالنهای سینما، فضاهای هنری و مراکز فرهنگی در سیستان و بلوچستان، بار دیگر شکاف عمیق فرهنگی میان این استان و سایر نقاط کشور را آشکار کرده است.
به گزارش میار، در حالی که جشنوارههای ملی فرهنگی هر سال در بسیاری از استانهای کشور با مشارکت گسترده مردم برگزار میشود، استان سیستان و بلوچستان همچنان از حداقل زیرساختهای لازم برای میزبانی و بهرهمندی از چنین رویدادهایی محروم است؛ مسئلهای که فعالان فرهنگی آن را نه صرفاً یک کمبود فنی، بلکه نشانهای از غفلت ساختاری نسبت به حق دسترسی فرهنگی شهروندان این استان میدانند.
مطالبهای از زابل؛ معضل کل استان!
ماجرا با پیام و تصاویری آغاز شد که علی ملایی، فعال اجتماعی در منطقه سیستان، از وضعیت نامناسب فضاهای فرهنگی در زابل ارسال کرد و خواستار طرح این مطالبه در سطح ملی شد اما بررسیهای میدانی و دادههای رسمی نشان میدهد مشکل محدود به یک شهر نیست و تقریباً تمام استان با کمبود جدی زیرساختهای فرهنگی روبهروست.
بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سرانه فضاهای فرهنگی در سیستان و بلوچستان از پایینترین سطوح در کشور است و بسیاری از شهرستانها یا فاقد سینما هستند یا تنها یک سالن فرسوده با کاربری محدود دارند.
کالایی کمیاب در پهناورترین استان کشور
طبق دادههای رسمی، استان سیستان و بلوچستان با جمعیتی بیش از ۳ میلیون نفر، تنها دارای چند سالن فعال سینما در شهرهایی مانند زاهدان است، آن هم با ظرفیت محدود و امکانات فنی قدیمی. در شهرستانهایی چون زابل، سراوان، خاش و دلگان، دسترسی پایدار به سینما عملاً وجود ندارد.
این در حالی است که متوسط کشوری نسبت سالن سینما به جمعیت، بهمراتب بالاتر است و در برخی استانها حتی شهرهای کوچک نیز دارای پردیسهای سینمایی چندسالنه هستند.
یکی از کارشناسان حوزه سیاستگذاری فرهنگی در گفتگو با رسانههای رسمی گفته است: "نبود زیرساخت فرهنگی، بهویژه سینما و تالارهای نمایشی، عملاً مردم را از مشارکت در جریان فرهنگی ملی حذف میکند و این حذف، پیامدهای اجتماعی و هویتی جدی دارد."
کتابخانهها و مراکز فرهنگی
بر اساس گزارشهای نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه فضای کتابخانهای در سیستان و بلوچستان بهطور محسوسی کمتر از میانگین کشوری است. بسیاری از مناطق روستایی و حتی برخی شهرهای کوچک یا فاقد کتابخانه هستند یا تنها یک مرکز با منابع محدود در اختیار دارند.
همچنین تعداد فرهنگسراها، خانههای فرهنگ، نگارخانهها و سالنهای اجرای موسیقی و تئاتر در استان بسیار محدود است؛ مسئلهای که فعالیت مستمر گروههای هنری محلی را با دشواری جدی مواجه کرده است.
وسیم هوت، یکی از فعالان فرهنگی استان در گفتگویی رسانهای میگوید: "جوانان مستعد زیادی در حوزه موسیقی، تئاتر و فیلم کوتاه داریم اما جایی برای تمرین، اجرا یا نمایش آثارشان وجود ندارد. بسیاری ناچار به مهاجرت فرهنگی میشوند."
جشنوارههای ملی بدون زیرساخت محلی؛ مشارکت نابرابر فرهنگی
هر سال همزمان با برگزاری جشنوارههایی مانند جشنواره فیلم فجر، بخش قابل توجهی از مردم کشور امکان تماشای آثار جشنوارهای را در شهر خود دارند اما در سیستان و بلوچستان، بهدلیل کمبود سالنهای استاندارد نمایش، این رویدادها یا برگزار نمیشوند یا بهصورت بسیار محدود و نمادین اجرا میشوند.
این مسئله عملاً به شکلگیری نوعی نابرابری فرهنگی ساختاریافته منجر شده است؛ وضعیتی که در آن شهروندان برخی استانها از جریان رسمی تولید و مصرف فرهنگی کنار گذاشته میشوند.
اقتصاد نباید بهانه حذف فرهنگ شود
اگرچه مسئولان محلی و ملی معمولاً محدودیت منابع مالی را دلیل اصلی کندی توسعه زیرساختهای فرهنگی عنوان میکنند اما کارشناسان معتقدند سرمایهگذاری فرهنگی نه هزینه، بلکه بخشی از راهحل توسعه پایدار است.
مطالعات توسعهای نشان میدهد دسترسی به فضاهای فرهنگی، ارتباط مستقیمی با کاهش آسیبهای اجتماعی، افزایش مشارکت مدنی و تقویت هویت محلی دارد؛ مؤلفههایی که برای استانهای کمتر برخوردار، اهمیت دوچندان دارد.
از این منظر، نادیده گرفتن فرهنگ در سیاستهای توسعهای سیستان و بلوچستان میتواند شکافهای اجتماعی و اقتصادی موجود را عمیقتر کند.
برنامهها هست اما اجرا کند و پراکنده
در سالهای اخیر، طرحهایی برای احداث مجتمعهای فرهنگی و هنری در برخی شهرهای استان اعلام شده اما بسیاری از این پروژهها یا نیمهتمام ماندهاند یا با تأخیرهای طولانی مواجه شدهاند.
به گفته مسئولان استانی، بخشی از این مشکلات به کمبود اعتبارات ملی و بخشی به پیچیدگیهای اداری بازمیگردد. با این حال، منتقدان میگویند اولویت نداشتن فرهنگ در تخصیص بودجههای عمرانی، عامل اصلی این وضعیت است.
بنابراین گزارش، سیستان و بلوچستان تنها با جاده، بندر و پروژههای اقتصادی توسعه نمییابد. توسعه بدون زیرساخت فرهنگی، توسعهای ناقص و ناپایدار است. در شرایطی که سیاستهای کلان کشور بر عدالت منطقهای تأکید دارد، توجه ویژه و هدفمند به زیرساختهای فرهنگی این استان میتواند نهتنها مشارکت فرهنگی مردم را افزایش دهد، بلکه سرمایه اجتماعی را نیز تقویت کند.
اکنون که رویدادهای ملی فرهنگی در تقویم کشور جایگاه ثابتی دارند، انتظار میرود مسئولان فرهنگی کشور، نگاه ویژهتری به استانهایی داشته باشند که سالها از حداقل امکانات فرهنگی محروم ماندهاند؛ تا فرهنگ مردم، قربانی تنگناهای اقتصادی و اولویتهای نابرابر نشود.
