ما در این گزارش با کالبدشکافی شباهتهای ساختاری میان ایران و ونزوئلا، بررسی پیامدهای جنگ دوازدهروزه و تحلیل انسداد نظارتی در قوای قضائیه و مقننه، به حاکمیت هشدار میدهیم که تداوم مسیر کنونی و نادیده گرفتن شکاف عمیق ملت-دولت، میتواند کشور را در برابر استراتژی «ضربه برقآسا» دونالد ترامپ به شدت آسیبپذیر کند؛ استراتژیای که پیش از این کاراکاس را در کمتر از ۲۴ ساعت به زانو درآورد.
به گزارش میار، در حالی که بوی دود و صدای انفجارهای ناشی از عملیات برقآسای ایالات متحده در کاراکاس و بازداشت نیکلاس مادورو در ژانویه ۲۰۲۶، فضای رسانهای جهان را تحت تأثیر قرار داده است، جمهوری اسلامی ایران خود را در یکی از حساسترین برهههای تاریخی پس از انقلاب ۱۳۵۷ میبیند. تلاقی حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تحت عنوان جراحی بزرگ اقتصادی توسط دولت پزشکیان با افشای آزادی مفسدان دانهدرشتی چون اکبر طبری، موجی از خشم و بیاعتمادی عمومی را به راه انداخته که در اعتراضات گسترده دیماه ۱۴۰۴ متبلور شده است.
سقوط مادورو و دکترین ضربه برقآسای ترامپ
سقوط دراماتیک نیکلاس مادورو در سوم ژانویه ۲۰۲۶، نه تنها پایانی بر یک دهه حکمرانی ایدئولوژیک در کاراکاس بود، بلکه هشداری جدی برای متحدان راهبردی او در تهران به شمار میرود. ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ، با استفاده از آنچه جنگ نسل پنجم و عملیات فریب نامیده میشود، نشان داد که خلاف دورههای گذشته، تا زمانی که از فروپاشی درونی هدف مطمئن نباشد، اقدام نظامی مستقیم را آغاز نمیکند.
کالبدشکافی عملیات کاراکاس در ژانویه ۲۰۲۶
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که در بامداد سومین روز از سال ۲۰۲۶، بالگردهای ناشناس با پرواز بر فراز کاخ میرفلورس و مراکز حساس مخابراتی، شبکه برق و ارتباطات ونزوئلا را به کلی مختل کردند. دونالد ترامپ در پیامی کوتاه اعلام کرد که مادورو و همسرش در بازداشت نیروهای ایالات متحده هستند. این حمله در شرایطی رخ داد که تنها چند روز قبل، دولت ونزوئلا بیانیهای تند در حمایت از ایران صادر کرده و واشنگتن را به مداخلهجویی متهم کرده بود.
شاخصهای مقایسهای | ونزوئلا (ژانویه ۲۰۲۶) | ایران (دی ۱۴۰۴) |
وضعیت ارز | ابر تورم و بیارزشی مطلق پول ملی | دلار ۱۴۰ هزار تومانی و حذف ارز ترجیحی |
فساد حکومتی | اتهام نارکوتروریسم و قاچاق سازمانیافته | پروندههای چای دبش، طبری و زنجانی |
پایگاه اجتماعی | فقر مطلق و سرکوب معترضان معیشتی | اعتراضات گسترده |
نوع مداخله خارجی | حمله هوایی برقآسا و بازداشت سران | حمله هوایی به سایتهای هستهای در جنگ ۱۲ روزه |
بسیاری از تحلیل گران بینالمللی بر این باورند که ترامپ به عنوان فردی زیرک و محاسبهگر، تا زمانی که از تضعیف کامل قدرت بازدارندگی و انسجام داخلی ایران مطمئن نشود، دست به ماشه نخواهد برد. تجربه ونزوئلا نشان داد که تحریمهای اقتصادی در کنار فساد داخلی، پیوند میان ملت و حاکمیت را چنان گسسته بود که در لحظه حمله، هیچ مقاومت مردمی معناداری از مادورو صورت نگرفت.
میراث جنگ دوازدهروزه
در خرداد ۱۴۰۴، ایران و اسرائیل درگیر نبردی شدند که به جنگ دوازدهروزه شهرت یافت. این درگیری که با حملات غافلگیرانه اسرائیل به سامانههای پدافندی و سایتهای هستهای ایران آغاز شد، برای نخستین بار پای ارتش ایالات متحده را به بمباران مستقیم خاک ایران باز کرد.
کالبدشکافی نبرد ژوئن ۲۰۲۵ و نقش میانجیگری ترامپ
در حالی که ایران با شلیک صدها موشک بالستیک به تلآویو و پایگاههای نظامی اسرائیل، توان بازدارندگی خود را به رخ کشید، ورود مستقیم بمبافکنهای 2B- آمریکایی در روز نهم جنگ و انهدام سه مرکز هستهای ایران، موازنه قدرت را تغییر داد. با این حال، دونالد ترامپ با درک این موضوع که ایران همچنان توانایی ایستادگی و ضربه زدن به منافع آمریکا در منطقه را دارد، با میانجیگری قطر آتشبسی را پیشنهاد کرد که بسیاری آن را عقبنشینی تاکتیکی برای تجدید قوا میدانند.
پس از پایان این جنگ، انتظار میرفت که حاکمیت ایران با درک جدی بودن تهدیدات، به سمت اصلاحات ساختاری و تقویت پایگاه اجتماعی حرکت کند اما شواهد میدانی در دی ۱۴۰۴ نشان میدهد که اوضاع به حالت کارخانه بازگشته است؛ یعنی نه تنها تغییری در رویههای قضایی و اقتصادی ایجاد نشده، بلکه فشار بر معیشت مردم با حذف ارز ترجیحی دوچندان شده است. این آرامش ظاهری، دامی است که میتواند دولتمردان را در خواب خرگوشی نگاه دارد، در حالی که ترامپ در حال تکمیل پازل سقوط تهران از طریق فشارهای درونی است.
از آزادی طبری تا مصلحتسنجی در برابر فساد کلان
یکی از خطرناکترین گلوگاههای فروپاشی هر نظامی، از دست رفتن پناهگاه قضایی مردم است. در ایرانِ دی ۱۴۰۴، قوه قضائیه با بحران بیسابقهای در حوزه اعتماد عمومی روبروست. افشای آزادی اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه قضائیه، در حالی که حکم قطعی ۳۰ سال حبس داشت، به نمادی از فساد سیستمی و مصلحتسنجی ناعادلانه تبدیل شده است.
طبری، زنجانی و چای دبش
اکبر طبری که در دوران ریاست سید ابراهیم رئیسی به عنوان نماد مبارزه با فساد درونقوهای بازداشت شده بود، اکنون بر اساس نطقهای نمایندگان مجلس، آزاد شده و هیچ توضیح شفافی به مردم داده نشده است. این در حالی است که وی به دریافت رشوههای کلان شامل زمینهای لواسان، آپارتمانهای روما و مبالغ هنگفت نقد متهم بود. در کنار او، بابک زنجانی نیز که بدهکار بزرگ نفتی است، به گفته میثم ظهوریان، با عفو به فعالیتهای اقتصادی بازگشته است و حتی با استفاده از رمزارزهای نامعتبر به بانک مرکزی فشار میآورد.
تحلیل گران معتقدند وقتی دستگاه قضایی در برابر پروندههایی چون چای دبش با فساد ۳.۴ میلیارد دلاری، مدیران متخلف را به موقع مجازات نمیکند و مصلحت سرمایهگذاری را بر عدالت مقدم میشمارد، مردم احساس بیپناهی و برای احقاق حق خود به سمت سناریوهای تقابلی با نظام حرکت میکنند. این دقیقاً همان مسیری است که در ونزوئلا به فروپاشی مشروعیت داخلی و استقبال بخشی از مردم از مداخله خارجی منجر شد.
حذف ارز ترجیحی و ریسک انفجار اجتماعی
دولت پزشکیان در بودجه ۱۴۰۵، سیاستی را اتخاذ کرده است که از آن با عنوان جراحی بزرگ یاد میکند؛ حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای نهادههای دامی و کالاهای اساسی. پزشکیان با صراحت اعلام کرده است که هر کس دلار ۲۸۵۰۰ تومانی گرفت، آن را خورد و اکنون دولت قصد دارد یارانه را به انتهای زنجیره یعنی مصرفکننده منتقل کند.
انفجار تورمی و کوچکتر شدن سفره مردم
واقعیتهای میدانی در دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که نرخ دلار در بازار آزاد به ۱۴۰ هزار تومان رسیده است. حذف ارز ترجیحی در چنین شرایطی، بدون افزایش جهشی و پیشینی یارانهها، منجر به آنچه کارشناسان انفجار تورمی مینامند، شده است. تورم نقطه به نقطه به نزدیکی ۵۰ درصد رسیده و تورم خوراکیها عدد ۶۶.۲ درصد را رد کرده است.
متغیرهای اقتصادی بودجه ۱۴۰۵ | مقدار / درصد تغییر | وضعیت بر معیشت |
نرخ ارز ترجیحی | حذف کامل (از ۲۸۵۰۰ به نرخ توافقی) | گرانی شدید گوشت، برنج و دارو |
افزایش حقوقها | ۲۰ درصد | کاهش قدرت خرید واقعی (با تورم ۵۰٪) |
درآمد مالیاتی | افزایش سهم ارزش افزوده به ۱۲٪ | فشار مضاعف بر تولیدکننده و مصرفکننده |
کسری بودجه حقیقی | ناشی از ناترازی بانکی و انرژی | تحریک نقدینگی و افزایش پایه پولی |
مدلهای اقتصادی نشان میدهند که شکاف میان افزایش ۲۰ درصدی دستمزدها و تورم ۵۰ درصدی، عملاً بخش بزرگی از طبقه متوسط را به زیر خط فقر مطلق سوق داده است. اعتراضات بازاریان تهران در ۸ دی که به سرعت به سایر شهرها سرایت کرد، واکنش مستقیم به این جراحی بدون بیهوشی بود.
مجلس نفعگرا و انسداد قانونگذاری؛ اعتراف به رانت در بهارستان
مجلس دوازدهم، که باید سنگر نظارت بر عملکرد دولت و قوه قضائیه باشد، خود با اتهامات سنگین ناکارآمدی و نفعگرایی روبروست. نطقهای میاندستور نمایندگانی چون محمدتقی نقدعلی و میثم ظهوریان، پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد؛ مجلسی که به جای تصویب قوانین به نفع تودهها، درگیر ساختارهای فاسد اداری و رانتهای گروهی شده است.
رانت، خودروهای شاسیبلند و ناتوانی در مبارزه با فساد
اعترافات نمایندگان نشان میدهد که برخی از آنها حتی برای مبارزه با فساد در داخل مجلس نیز با بنبست مواجه هستند. پروندههایی چون واگذاری ۳۰۰ خودروی شاسیبلند به نمایندگان در دورههای قبل و تداوم نفوذ آقازادهها در تخصیص ارزهای دولتی برای واردات اقلام غیرضروری مانند گوشیهای لوکس و میوههای استوایی، در حالی که کشور با کمبود نهادههای دامی روبروست، اعتماد عمومی را به شدت مخدوش کرده است.
مجلس در حالی لایحه بودجه ۱۴۰۵ را با انتقاد از کاهش قدرت خرید رد کرد که خود در تصویب برنامههای توسعهای که منجر به گرانی بنزین و حاملهای انرژی شده، نقش کلیدی داشته است. این تناقض در رفتار و گفتار، باعث شده تا مردم مجلس را نه انتخاب خود، بلکه نهادی برای تأمین منافع طبقهای خاص از مدیران بدانند.
اعتراضات دی ۱۴۰۴
اعتراضات دی ۱۴۰۴، که از ۸ دی با اعتصاب بازاریان تهران آغاز شد، به سرعت به یک خیزش سراسری با محوریت مطالبات اقتصادی تبدیل شد، خیزشی که در نهایت به آشوب و درگیری کشیده شد.
تقابل در خیابان و تلفات نیروهای امنیتی و معترضان
شدت خشونتها در شهرهایی چون کوهدشت، فسا، ایذه و مرودشت بیسابقه گزارش شده است. در کوهدشت، یک بسیجی ۲۱ ساله به نام علیرضا خداییفر در خلال درگیریها جان خود را از دست داد و ۱۳ تن از ماموران زخمی شدند، تلفات نظامیها در برخی شهرهای دیگر هم اعلام شده است که نشان میدهد این اعتراضات به سمت آشوب و درگیری کشیده شده است.
پیام هشدارآمیز دونالد ترامپ در ۱۲ دی مبنی بر آمادهباش کامل ایالات متحده برای مداخله در صورت تداوم خشونت علیه معترضان، نشاندهنده آمادگی واشنگتن برای تکرار سناریوی ونزوئلا در تهران است. این بار، خلاف سال ۱۴۰۱، مطالبات اقتصادی به موتور محرک اعتراضات تبدیل شده و بخشهای سنتی بازار نیز به صف معترضان پیوستهاند.
ضرورت بازگشت از مسیر کنونی
تجمیع دادههای این گزارش نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران در وضعیت هشدار قرمز قرار دارد. تضعیف قدرت بازدارندگی پس از جنگ دوازدهروزه، فروپاشی اعتماد عمومی به دستگاه قضا، جراحی اقتصادی ناشیانه و انسداد سیاسی در مجلس، مجموعهای از عوامل را فراهم کرده است که دقیقاً پیشنیازهای سقوط دولت مادورو در ونزوئلا بودند.
حاکمیت ایران اکنون بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار دارد؛
۱. تداوم مسیر کنونی: اصرار بر حذف یارانهها، مصلحتسنجی در برابر مفسدان، که به احتمال زیاد منجر به انفجار نهایی اجتماعی و فراهم شدن بستر برای حمله برقآسا و یکروزه ترامپ خواهد شد.
۲. بازگشت به سوی ملت: بازنگری فوری در سیاست ارزی، افزایش واقعی یارانهها پیش از هرگونه جراحی، برخورد قاطع و شفاف با مفسدانی چون طبری و زنجانی و باز کردن فضای سیاسی برای مشارکت واقعی مردم در تعیین سرنوشت خود.
دولت پزشکیان باید درک کند که حذف ارز ترجیحی در حالی که مردم آزادی مفسدان میلیاردی را میبینند، بنزین بر آتش خشم عمومی است. قوه قضائیه نیز باید بداند که خواب خرگوشی در برابر فساد، پناهگاه مردم را تخریب کرده است و آنها را به سوی دشمن سوق میدهد.
ایران نباید ونزوئلای دیگری باشد اما واقعیت این است که ترامپ به عنوان یک استراتژیست زیرک، دقیقاً روی گسلهای درونی ایران حساب باز کرده است. او در جنگ دوازدهروزه عقبنشینی کرد، نه به این دلیل که نمیخواست، بلکه به این دلیل که منتظر لحظه طلایی بود؛ لحظهای که در ژانویه ۲۰۲۶ در کاراکاس فرا رسید و ممکن است به زودی در تهران نیز فرا برسد، مگر آنکه حاکمیت هر چه سریعتر از مسیر کنونی بازگردد. تنها راه بقا، بازگشت به عدالت، شفافیت و معیشت مردم است؛ پیش از آنکه تیر غیب تاریخ، فرصت هرگونه اصلاحی را سلب کند.
