در حالی که جنگ غزه هزاران قربانی بر جای گذاشته، تحلیلگران هشدار میدهند این درگیری ممکن است بخشی از پروژه پنهان "اسرائیل بزرگ" باشد؛ شتاب بیسابقه شهرکسازی در کرانه باختری، افزایش ۴۰۰ درصدی مهاجرت یهودیان دیاسپورا تحت فشار یهودستیزی جهانی و حذف عملی راهحل دو کشوری، دقیقاً شاهد عیانی برای این موضوع است. مقامات اسرائیلی مانند بتسلئل اسموتریچ صریحاً از "خاکسپاری ایده دولت فلسطینی" میگویند، در حالی که جامعه بینالمللی تنها به محکومیتهای لفظی بسنده کرده است.
به گزارش میار، تحلیلگران میگویند جنگ غزه فراتر از دعوای امنیتی و پناهگیری است و ممکن است بخشی از پروژه بلندپروازانه «اسرائیل بزرگ» باشد. آمارها حاکی از آن است که در ماههای اخیر ساختوساز در شهرکهای کرانه باختری به اوج رسیده و به موازات آن، تقاضای مهاجرت یهودیان دیاسپورا به اسرائیل نیز بهشدت افزایش یافته است. برای نمونه، به گزارش انجمن یهودیان اسرائیل، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ علاقه به انجام عمل «علیا» (مهاجرت به اسرائیل) در فرانسه حدود ۴۰۰٪ رشد کرده است. همزمان، مقامات اسرائیلی نیز صراحتاً از نقشه حذف راهحل دو کشوری سخن گفتهاند: بتسلئل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، طرح الحاق منطقه E1 را به صراحت «خاکسپاری ایده دولت فلسطینی» توصیف کرد. در همین حال، تعداد شهرکنشینان کنونی کرانه باختری و قدس شرقی به بیش از ۷۰۰ هزار نفر رسیده است.
شهرکسازی و «اسرائیل بزرگ»؛ خشت اول تغییر جمعیتی
در پی جنگ غزه، شتاب شهرکسازی در کرانه باختری ادامه دارد. در آگوست ۲۰۲۵، وزیر دارایی اسرائیل اعلام کرد ساخت ۳۴۰۱ واحد مسکونی جدید در منطقه استراتژیک E1 (شرق قدس) به تصویب رسیده است که طبق گزارشها ارتباط جغرافیایی کرانه باختری را قطع می کند و عملاً هر امیدی به دولت مستقل فلسطینی را از بین میبرد. به گفته اسموتریچ، این واقعیت ایده دولت فلسطینی را برای همیشه خاکسپاری میکند. این منطقه که از آخرین پلهای ارتباطی بین شمال و جنوب کرانه باختری است، با این طرح به دو نیم تقسیم میشود و به مسیری طولانی با چندین ایست بازرسی برای فلسطینیها تبدیل خواهد شد. افزون بر این، دیگر مقامات اسرائیلی نیز صریحاً از برنامههای خود سخن میگویند؛ مثلاً اسموتریچ طی نطق مطبوعاتی گفت دولت در تلاش است با ساخت و گسترش شهرکها توفیق هرگونه اقدام جهانی برای بهرسمیتشناختن یک دولت فلسطینی را از بین ببرد. چشمانداز نهایی این خطمشی، حذف سیاسی فیزیکی فلسطینیان از بخشهای عمده کرانه باختری و قدس شرقی به نفع تثبیت «اسرائیل بزرگ» است.
تشدید مهاجرت یهودیان دیاسپورا؛ راهکاری برای پر کردن شهرکها
همزمان با ساخت شهرکها، مقامات رژیم اسرائیل بهدنبال تأمین ساکنان جدید این مناطق هستند. جنگ غزه و تبعات آن با افزایش قابل توجه یهودستیزی جهانی همراه شده است. بررسیها نشان میدهد که از زمان آغاز جنگ، حملات و تعرضات ضدیهودی در غرب شدت گرفته است. برای مثال، انجمن دفاع از یهودیان (ADL) در آمریکا ۸۸۷۳ مورد واقعه ضدیهودی در سال ۲۰۲۳ ثبت کرده که در مقایسه با سال قبل ۱۴۰٪ افزایش را نشان میدهد. در اروپا و استرالیا نیز پس از جنگ غزه موج تازهای از خشونتها علیه جوامع یهودی گزارش شده است. این فضای تنشآلود و ترسافکنانه، بسیاری از یهودیان غربی را نگران امنیت خویش کرده است. در نتیجه، مراکز مهاجرت به اسرائیل گزارش دادهاند که مراجعه برای انجام «علیا» در سال ۲۰۲۴ بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ بهطوری که در نیمه اول سال جاری علاقهمندان فرانسوی، چهار برابر سال قبل بودهاند. تحلیلگران بر این باورند که موج کنونی تنها آغازی است و انتظار میرود طی چند سال آینده چند میلیون یهودی دیگر، تحت فشارهای روانی و اجتماعی، به اسرائیل مهاجرت کنند تا خانههای خالیشده در شهرکها را پر کنند.
حلقه راهبردی؛ از جنگ غزه تا «کوچ اجباری» یهودیان
به نظر میرسد جنگ غزه حلقهای از یک زنجیره بزرگتر را کامل میکند. بحران انسانی و آوارگی گسترده در غزه، انتقادات و خشم جهانی را علیه اسرائیل برانگیخت و همزمان با آن، بسیاری از یهودیان دیاسپورا احساس ناامنی بیشتری کردند. این وضعیت میتواند در نظر مقامات اسرائیل توجیهگر باشد؛ از یک سو مقاومت و سرکوب فلسطینیان تشدید میشود و از سوی دیگر، با القای ترس از حملات یا تبعیض در غرب، به یهودیان فشار میآید که «پناهگاه امن» خود را به سرزمین اسرائیل تغییر دهند. شواهد متعددی درباره این الگو وجود دارد. صدای شکایت یکی از فرماندهان سابق ارتش اسرائیل افشا شده که در سخنانی محرمانه گفته: "برای هر کسی که در ۷ اکتبر کشته شده، ۵۰ فلسطینی باید کشته شوند، حتی اگر کودک باشند." او صراحتاً تأکید کرد که تلفات بیش از ۵۰ هزار کشته در غزه «برای نسلهای آینده ضروری» است. چنین گفتههایی بهمثابه تأیید کشتار جمعی است که بر مبنای مجازات دستهجمعی صورت میگیرد. کارشناسان حقوق بینالملل نیز تأکید کردهاند که اینگونه مجازات جمعی و هدف قرار دادن غیرنظامیان، صراحتاً خلاف قوانین بینالمللی است. به این ترتیب، جنگ، یهودستیزی و مهاجرت یهودیان در یک حلقه سهگانه به هم گره خوردهاند؛ از یک سو نبرد در غزه رویکرد امنیتی اسرائیل را تشدید میکند، از سوی دیگر بار روانی ناشی از جنگ و واکنشهای ضداسرائیلی در غرب، پایههای مهاجرت جدید به اسرائیل را تقویت میکند.
واکنش جامعه جهانی؛ محکومیت لفظی و اقدامات ناچیز
واکنش بینالمللی به این تحولات عمدتاً به محکومیتهای لفظی محدود مانده است. سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا بارها ساخت شهرکها را خلاف قوانین بینالمللی و ضربه زننده به راهحل دو دولتی دانستهاند. سخنگوی دبیرکل سازمان ملل اعلام کرده که شهرکسازی، اشغال را محکمتر و چشمانداز دولت مستقل فلسطینی را بهطور سیستماتیک فرسایش میدهد. با این حال، اکثر کشورهای غربی عملاً اقدام جدی علیه سیاستهای دولت اسرائیل انجام نمیدهند. با تغییر ریاستجمهوری در آمریکا، موضع دولت جدید کمی تعدیل شده و اعلام کرده ساخت واحدهای جدید «مخالف حقوق بینالملل» است اما عملاً مشوق توقف عملی نبوده است. دوره دونالد ترامپ نیز همسو با جریانهای تندرو اسرائیلی، تمایلی به انتقاد نداشته و اقدامات آمریکا در محکومیت شهرکسازی به حداقل رسیده است. در اروپا هم علیرغم صدور بیانیههای انتقادی، عملاً تحریم یا فشار قابل توجهی علیه اسرائیل اعمال نشده است. حتی گروههای حقوق بشری در داخل اسرائیل نیز هشدار دادهاند که موج کنونی شهرکسازی پس از جنگ غزه «بیسابقه» است و به گفته سازمان صلح اکنون، فعالیت ساختوساز در شهرکها رکوردی تاریخی را ثبت کرده است.
روندی نابسامان در حال تثبیت
در پایان، تحلیل ارائه شده و شواهد ارائه شده از منابع مختلف، به تصویری نگرانکننده از تحولات جمعیتی و سیاسی در خاورمیانه میرسد. این تحولات نشان میدهند که منطقه در حال گذر از یک فاز نسبتاً پایدار به یک فاز جدید و نابسامان است. ارتباط میان جنگ غزه، یهودستیزی و موج مهاجرت یهودیان، به عنوان یک چرخه چندعاملی، نه تنها یک رابطه علّی ساده نیست، بلکه یک پدیده دینامیکی است که هر عاملی آن را به طرز تشدیدکنندهای بر عوامل دیگر تأثیر میدهد.
حمله ۷ اکتبر به عنوان یک تحریک اولیه عمل کرد و باعث شد که دو چرخه متقابل و نابسامان شتاب گیرند. یکی، چرخه یهودستیزی در دیاسپورا که موجب افزایش ترس و مهاجرت به اسرائیل شد. دیگری، چرخه تغییر جمعیتی درون اسرائیل و کرانه باختری که موجب گسترش شهرکها و تقویت اقدامات تغییردهنده جمعیتی شد. این دو چرخه به طور همزمان و به صورت متقابل عمل کردهاند و باعث تشدید تنشها و سختتر شدن شرایط برای حل دو کشوری شدهاند.
آنچه از این تحلیل بر میآید این است که این روند به سمت تثبیت یک ساختار جدید در منطقه حرکت میکند. این ساختار، خلاف مفهوم دولت فلسطینی، به نفع اسرائیل و با استفاده از شهرکهای اشغالی و تغییرات جمعیتی، شکل میگیرد. در این میان، جامعه بینالملل، با واکنشهای لفظی و محدود، قادر به تغییر مسیر این چرخه نابسامان نیست. این وضعیت، نه تنها فرصتهای طلایی برای صلح را از بین میبرد، بلکه امنیت بلندمدت همپیمانان فلسطینی و یهودیان را به شدت به خطر میاندازد. برای یهودیان، افزایش یهودستیزی در دیاسپورا و خروج اسرائیلیها از داخل کشور، نشاندهنده این است که "پناهگاه امن" نیز تحت تأثیر تنشهای منطقهای قرار گرفته است. برای فلسطینیان، این روند به معنای نابودی هر گونه امید به دولت مستقل است.
بنابراین، مسئله اصلی نه در موج مهاجرت به اسرائیل است، بلکه در چرخه تشدیدکننده تنشها است که این موج مهاجرت را به وجود آورده است. بدون توقف این چرخه و اعمال فشار مؤثر و عملی از سوی جامعه بینالملل، احتمالاً شاهد تثبیت یک ساختار نابسامان و ناپایدار خواهیم بود که پیامدهای فراوان و بیپروایانه خود را در سراسر منطقه و جهان خواهد داشت.
