در بیمارستان موقت خان یونس، جسد زینب پنجماهه زیر پارچه کوچکی قرار دارد. چهره نوزاد در کمال بیگناهی، لکههای سیاه ناشی از کمبود غذا و مرگِ ناشی از سوءتغذیه را نشان میدهد؛ نشانه واضحی از واقعیت تلخ جنگی بیرحم.
به گزارش میار، آمار رسمی نیز این کابوس را تأیید میکند: از آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۵ دستکم ۶۱۷۲۲ فلسطینی شهید و ۱۵۴۵۲۵ نفر مجروح شدهاند. در این مدت، تقریباً تمام زیرساختهای حیاتی، از بیمارستانها و مدارس تا راههای اصلی، ویران شده یا آسیب دیدهاند. برآورد مشترک بانک جهانی و سازمان ملل میگوید ۷۵ درصد جمعیت غزه آواره و یک میلیون نفر بیخانمان شدهاند. همچنین ۸۴٪ مراکز درمانی نابود یا در آستانه فروپاشی است و ۹۲٪ جادههای اصلی قابلاستفاده نیست.
در شهری دیگر، «نسما» مادر جوانی است که دستمالی را در دست دارد و دختر کمتوانش، «جنا» را بغل کرده تا او را از سردی و گرسنگی حفظ کند. پزشکان میگویند جنا سوءتغذیه حاد دارد. سازمان بهداشت جهانی هشدار داده است که از هر پنج کودک زیر پنج سال، تقریباً یک نفر در غزه دچار سوءتغذیه حاد است و تلفات سوءتغذیه در سال ۲۰۲۵ به ۷۴ نفر رسیده که ۶۳ مورد از آنها تنها در ماه جولای رخ داده است. دفتر هماهنگی امور بشر دوستانه سازمان ملل (OCHA) نیز گزارش داده از آغاز جنگ، ۲۳۵ مورد مرگ ناشی از سوءتغذیه در غزه ثبت شده است که ۱۰۶ نفر از قربانیان کودک بودهاند. این آمار تنها بخش کوچکی از فاجعه است؛ «نجات کودکان» این ارقام را «نقطه کوچکی از کوه یخ» خوانده است. حتی گرفتن غذا نیز پرریسک است: از ۲۷ مه ۲۰۲۵ تاکنون بیش از ۱۰۶۰ نفر حین دسترسی به غذا کشته شدهاند. در یکی از تازهترین حوادث، ۱۳ نفر، از جمله زنان و سالمندان، در صف دریافت کمکغذایی سازمان ملل توسط نیروهای اسرائیلی به شهادت رسیده اند. فاجعهای که مردم را مجبور میکند در صف نان با جان خود معامله کنند و نهادهای بینالمللی آن را «نامهای سرگشاده از جنایات جنگی» میدانند.
برنامهها و اهداف اعلامشده اسرائیل
در اوت ۲۰۲۵ کابینه امنیتی اسرائیل طرح چندمرحلهای تسخیر غزه را تصویب کرد. در بیانیه دولت آمده است که «ارتش برای تصرف شهر غزه آماده میشود» و در عین حال کمکهای بشردوستانه به غیرنظامیان خارج از مناطق درگیری داده خواهد شد. نخستوزیر نتانیاهو نیز علناً گفته است "ما قصد داریم کنترل نظامی کل نوار غزه را در دست بگیریم» اما «قصد حکومتداری دائم نداریم؛ تنها یک حائل امنیتی". او پیشنهاد داده که پس از تسلط موقت، حکومت غزه به قوای عربی واگذار شود. با این حال، بسیاری از تحلیلگران و حتی مخالفان داخلی میگویند طرحهای عملیاتی بر تسلط نظامی گسترده و جابهجایی اجباری اشاره دارد. رئیس ستاد ارتش اسرائیل، آیل زامیر، بهصراحت درباره خطرات این طرح هشدار داده و آن را «چاه بازدارنده» برای نیروها و گروگانها دانسته است.
دولت اسرائیل پنج هدف اصلی را برای پایان جنگ اعلام کرده است:
- خلع سلاح حماس: نابودی توان موشکی و نظامی گروه حماس و ائتلافهای آن.
- بازگرداندن گروگانها: آزادی اسرای اسرائیلی ربودهشده در حمله اکتبر ۲۰۲۳.
- غیرنظامیسازی غزه: ممانعت از هرگونه فعالیت نظامی یا تسلیحاتی در آنسوی مرز.
- کنترل امنیتی اسرائیل بر غزه: نظارت مستقیم اسرائیل بر مراکز امنیتی و مرزی.
- تشکیل دولت غیرحماس: ایجاد اداره مدنی جدید در غزه با مشارکت حزبی مستقل از حماس یا تشکیلات خودگردان.
طبق برآورد اسرائیل، نزدیک به ۷۵٪ نوار غزه اکنون تحت کنترل نظامی اسرائیل است و تنها بخش عمده باقیمانده، شهر غزه و چند اردوگاه دیگر است. در واقع، سقوط کامل غزه به معنای بازگرداندن سال ۲۰۰۵ است که در آن اسرائیل از غزه خارج شده بود. جناحهای راست افراطی به زودی به این پیروزی افتخار میکنند.
وضعیت انسانی و خطر قحطی
شرایط انسانی در غزه آشفتهتر از همیشه است. به گفته بانک جهانی و سازمان ملل، نیمی از جمعیت غزه در آستانه قحطی قرار دارد. بدیهی است که سیستم توزیع غذا درهم شکسته است: کمکهای بینالمللی بهنحوی قطرهچکانی مجوز می یابد یا توقیف میشود و ایست بازرسیها به بنبستهای مرگ تبدیل شده است. مراکز درمانی دیگر تاب مداوای بیماران سوءتغذیه را ندارند؛ زخمیان بیشماری در راهروهای بیمارستان مرخص نشدهاند و نه غذای کافی دارند و نه داروی کافی. گزارشها حاکی است ماهانه دهها کودک با سوءتغذیه حاد بستری میشوند و در هفتههای اخیر هر روز موارد جدیدی به آمار فوتیها افزوده میشود. وزارت بهداشت غزه اعلام کرده در یک روز دستکم ۵ نفر دیگر بر اثر گرسنگی جان باختهاند و مجموع تلفات گرسنگی از آغاز جنگ به ۱۸۰ نفر (شامل ۹۳ کودک) رسیده است. آب آلوده، زبالههای سمی و کمبود سوخت نیز زندگی باقیمانده را به جهنم تبدیل کرده است.
این همه را ترکیب کنید با دستورات تخلیه نظامی گسترده، بهطوری که ۸۶٪ نوار غزه هماکنون تحت «مناطق نظامی یا تخلیه اجباری» اعلام شده است و متوجه میشویم که مردم غزه واقعاً «جایی برای رفتن ندارند». برخی افراد از صف نان بازگشتهاند با دست خونین شان؛ همانگونه که یک بازمانده گفته، «هر کسی آنجا میرود یا با کیسه آرد برمیگردد یا روی تخت، شهید». این شرایط، با فشار گرسنگی سازمان یافته و انسداد کمکهای حیاتی، چنان وحشتآور است که نهادهای بینالمللی آن را «استفاده از گرسنگی بهعنوان سلاح جنگی» میدانند.
واکنشها و فشارهای بینالمللی
گزارش اسرائیل برای اشغال کامل غزه با محکومیت گسترده جهانی روبهرو شد. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، این طرح را «تشدید خطرناک» توصیف کرد و هشدار داد که این تصمیم به «جابجایی اجباری بیشتر، قتلها و تخریبهای وسیع» خواهد انجامید و رنج فلسطینیها را دهها برابر میکند. وی بارها بر لزوم آتشبس فوری و تضمین کمکهای بشردوستانه سخن گفته است. رئیس شورای اروپا، چارلز میشل و رئیس شورای امنیت سازمان ملل درخواست برپایی جلسه فوقالعاده دادند. اتحادیه اروپا نیز اعلام کرده طرح اشغال غزه «باید نتایجی در روابطاش با اسرائیل داشته باشد» و آنرا بررسی خواهد کرد.
کشورهای غربی از همان ابتدا خواستار توقف فوری جنگ و گسترش کمکها شدهاند. در بیانیه مشترکی که توسط ۳۶ کشور از جمله آمریکا، آلمان، فرانسه، کانادا و بریتانیا امضا شد، «جنگ در غزه باید همینالان پایان یابد» تصریح شده و رژیم اسرائیل به «شدیدترین وجه» بهخاطر قتل «غیرنظامیان در حال انتظار برای نان و آب» – که در این بیانیه بیش از ۸۰۰ کشته ذکر شده است – مورد انتقاد قرار گرفت. در این بیانیه تأکید شده آزادسازی فوری گروگانها و عبور ایمن و بیقیدوشرط کمکهای بینالمللی تنها راه پایان این فجایع است. همچنین، صدها شخصیت اسرائیلی از خانواده گروگانها گرفته تا ۶۰۰ افسر ارشد پیشین امنیتی و مقامات سابق، از آمریکا خواستهاند با اعمال فشار بر نتانیاهو جنگ را پایان دهد. حمایت مردمی نیز به افق پایان جنگ مینگرد: یک نظرسنجی داخلی نشان میدهد ۷۴٪ اسرائیلیها خواهان پایان مذاکرهای جنگ با تضمین بازگرداندن همه گروگانها هستند.
اقدام متقابل آلمان: صدراعظم مِرز صادرات هرگونه تسلیحات جدید به اسرائیل را تعلیق کرد. فرانسه، ترکیه، مصر، اردن و بسیاری دیگر نیز اشغال غزه را «وخیمتر کردن اوضاع» خواندند. آمریکا صراحتاً با هرگونه الحاق رسمی غزه مخالفت کرده و به نتانیاهو هشدار داده است. در داخل اسرائیل هم مخالفتها شدید است: شورشیان جناح راست از «تسخیر و تخلیه داوطلبانه» و انتقام ارضی حرف میزنند اما ارتش و اپوزیسیون و خانوادههای گروگانها اعتقاد دارند ادامه جنگ، جان اسرای زنده را بیشتر تهدید میکند. در شهرهای بزرگ اسرائیل تظاهرات گسترده و فراخوان اعتصاب عمومی از سوی خانواده گروگانها در جریان است؛ یکی از گروهها میگوید هدفش «نجات جان گروگانها و جلوگیری از مرگ خانوادههای بیشتر» است.
پیامدهای حقوقی
مسیر انتخابشده از منظر حقوق بینالملل هم سراسر خطر است. جنگ و محاصره جاری هزاران مستند نقض قوانین انسانی دارد. استفاده از گرسنگی مردم بهعنوان سلاح جنگی طبق قوانین بینالمللی ممنوع و جرم جنگی محسوب میشود. همچنین جابهجایی اجباری (اعم از «داوطلبانه» گفته شده توسط مخالفان یا اجباری واقعی) و محاصره جمعی نفوس، مصداق «مجازات جمعی» است که تابوست. دیوان بینالمللی دادگستری در رای مشورتی جولای ۲۰۲۴ حکم داد اشغال سرزمینهای فلسطینی از جمله غزه غیرقانونی است. پرونده ادعای نسلکشی علیه رژیم اسرائیل (بهخواست جمهوری آفریقای جنوبی) نیز در دادگاه لاهه در جریان است؛ کشورهایی چون اسپانیا، ترکیه، کلمبیا و جدیداً برزیل با طرح اتهام نقض گسترده حقوق بشر و حتی دست زدن به اقدامات «نسلکشی» به این روند پیوستهاند. هرچند نتیجه نهایی این دادرسی تا پایان ۲۰۲۵ مشخص نخواهد شد اما خود روند آن زیر ذرهبین افکار عمومی و ساختار سیاسی جهان، فشار چشمگیری به دولت اسرائیل وارد میکند.
سیاست داخلی اسرائیل و محاسبات نتانیاهو
در درون ائتلاف حاکم، راستگرایان افراطی خواهان «تصرف کامل و خروج دستهجمعی» غزهاند که حتی سخن از شهرکسازی مجدد در غزه به گوش میرسد اما نهادهای نظامی ارشد با خستگی نیروها و تهدید جان گروگانها علیه چنین طرحهایی هشدار دادهاند. اعضای جناحهای مخالف و بازماندگان قربانیان نیز از گسترش جنگ ابراز نگرانی میکنند. بیانیه مشترک حامیان گروگانها و حتی برخی پایگاههای هوادار دولت نشان میدهد بخش قابلتوجهی از جامعه اسرائیل خواستار آتشبس و دیپلماسی برای بازگرداندن سریعتر اسراست. نتانیاهو پیامهای متناقضی میفرستد: از یک سو میگوید نمیخواهد غزه را بهطور دائمی اشغال کند، از سوی دیگر اقدام به تسخیر نظامی کرده و خواستار «پاکسازی» مناطق شده است. بسیاری تحلیلگران معتقدند بخشی از این تناقض به ماندگاری ائتلاف دولت راستگرای فعلی برمیگردد و در شرایط کنونی تنها بازگشت تدریجی آتشبس را میتوان موثرترین گزینه برای حفظ موقعیت نتانیاهو و بازوانش توصیف کرد.
سناریوها و برآورد واقعبینانه
آینده غزه چشماندازهای چندگانهای دارد:
- اشغال ادامهدار (بدترین سناریو و محتمل ترین): نیروهای اسرائیلی غزه را کاملاً در اختیار بگیرند (هر چند بدون الحاق رسمی) و جنگ را ادامه دهند. این درگیری گسترده، «نابودی آخرالزمانی» را رقم میزند: آوارهشدن بخش بیشتری از جمعیت، کشته شدن غیرنظامیان در حملهها و صفهای غذا، وخامت کامل اوضاع پزشکی و ادامه تحریمهای تسلیحاتی و سیاسی علیه اسرائیل. مقاومت اندکی در غزه باقی میماند اما با بهای تعمیق جنایات جنگی و گسترش بحرانِ مشروعیت جهانی برای تلآویو.
- توافق یا آتشبس فوری (راه کمهزینه): طبق خواست جامعه جهانی، آتشبس سراسری برقرار شود، گروگانها آزاد شوند و کمک انساندوستانه بیقیدوشرط وارد غزه شود. گزارشگرها و کشورهای مختلف (از جمله کانادا، آلمان و سازمان ملل) پیشنهاد دادهاند در ازای بازگرداندن اسرا، راه برای آتشبس دائمی و ایجاد روند سیاسی بازگشایی شود. در این مسیر، نقشه راه «دولت مستقل فلسطینی غیرمسلح در کنار اسرائیل» (طرح دو دولت) احیا خواهد شد.
- ادامه جنگ محدود: همانطور که هم انون ادامه دارد؛ اسرائیل به حملات موضعی و تسلیحات سنگین اکتفا کند، فشار بینالمللی را مدیریت کند و با آزادسازی تدریجی گروگانها زمینه انتخابات آینده را فراهم کند. این گزینه هنوز از نظر نتانیاهو مطلوب است چون هر چه جنگ طولانیتر شود، ائتلاف او برندهتر باقی میماند.
هر گزینه موانع و پیامدهای خود را دارد. محاصره بیشتر و به تعویق انداختن مسیر دیپلماتیک، اجبار نظامیای پرهزینه است که میتواند خشم جهانی را به اوج برساند. برعکس، آتشبس بدون شروط همان مسیری است که اکثر کشورهای جهان، از سازمان ملل گرفته تا اتحادیه اروپا و کانادا، بر آن تأکید دارند. این سناریوی کمهزینهتر میتواند از تبدیل بحران به فاجعهای تمامعیار جلوگیری کند. اگر اراده سیاسی وجود نداشته باشد، در کوتاهمدت شاید غزه زیر آوار فرو رود اما در درازمدت هیچ امنیت پایداری برای طرفین حاصل نخواهد شد.
بنابراین گزارش، در چند هفته آینده، اراده دولتهای بزرگ جهان و نهادهای بینالمللی تعیین خواهد کرد که چشمانداز غزه به اشغال کامل و ویرانی نهایی تبدیل میشود یا فرصتی برای پایان دادن به رنج حاصل خواهد شد. فعلا با شرایط موجود، اقدام فوری و قاطع بینالمللی با فشار سیاسی و حقوقی بیسابقه، تنها راهی است که شاید معجزهای برای نجات مردم غزه باشد، وگرنه شکست بزرگ انسانی در پیش است.


