دوره پس از آتشبس به ناچار مقیاس کامل و فاجعهبار بحران انسانی، از جمله گرسنگی گسترده، بیماری و تخریب زیرساختها را آشکار خواهد کرد و اتهامات جنایات جنگی و نسلکشی را بیشتر تقویت میکند، تلاشهای بازسازی، اگر واقعاً تحت رهبری فلسطین نباشند و از کنترل اسرائیل آزاد نباشند، در خطر تبدیل شدن به ابزاری برای کنترل روایت و پنهان کردن اقدامات گذشته هستند تا تسهیل بهبود واقعی. چشمانداز آتشبس پایدار و جلوگیری از انتقال اجباری به دلیل مذاکرات متوقف شده، عزم سیاسی اسرائیل برای ادامه حمله و اثربخشی محدود فشار دیپلماتیک بینالمللی، همچنان کمرنگ است.
به گزارش میار، با وجود محکومیت گسترده بینالمللی و شواهد فزاینده جنایات جنگی، اسرائیل تا حد زیادی این انتقادات را "نادیده گرفته" است. الگوی تاریخی نشاندهنده "گسست چشمگیر بین کلمات و عمل" اتحادیه اروپا است. این نشان میدهد که دیپلماسی صرفاً اعلامی در تغییر سیاست اسرائیل بیاثر است. این امر به این معنی است که برای مؤثر بودن فشار بینالمللی در تأمین آتشبس یا جلوگیری از انتقال اجباری، باید فراتر از لفاظیها رفته و شامل اقدامات مشخصی مانند تعلیق حمایت نظامی، اعمال تحریمهای هدفمند یا استفاده از اهرمهای اقتصادی باشد (همانطور که عفو بینالملل پیشنهاد کرده است) بدون چنین پیامدهای ملموسی، اسرائیل انگیزه کمی برای تغییر مسیر خود میبیند و مسیر کنونی درگیری را تقویت میکند.
عفو بینالملل صراحتاً بیان میکند که اسرائیل از "گرسنگی غیرنظامیان به عنوان سلاح جنگی" استفاده میکند. این وضعیت صرفاً یک چالش لجستیکی نیست، بلکه یک انتخاب سیاستی عمدی است. این نشان میدهد که بحران انسانی نه صرفاً نتیجه جانبی درگیری، بلکه یک تاکتیک محاسبهشده برای اعمال فشار بر جمعیت، احتمالاً برای تسهیل آوارهسازی اجباری یا دستیابی به اهداف نظامی است. ماهیت "تلهگذاری" کمکخواهی نشاندهنده یک راهبرد غیرانسانی است که رنج را تشدید میکند و روایت جمعیتی را که به آستانه فروپاشی رسیده است، تقویت میکند. این موضوع مستقیماً به پرونده نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری مرتبط است.
نفوذ سیاست داخلی اسرائیل، از جمله بقای سیاسی نتانیاهو و نفوذ جناحهای ملیگرای افراطی در دولت او، به نظر میرسد از عوامل اصلی ادامه حمله نظامی و مقاومت در برابر آتشبس پایدار باشد. اعتراضات عملگرایانه ارتش به "شهر بشردوستانه" توسط اراده سیاسی نادیده گرفته شد یا دور زده شد. این نشان میدهد که محاسبات سیاسی داخلی در اسرائیل به شدت بر رویکرد آن به درگیری تأثیر میگذارد و اغلب اهداف تندرو را بر فشار بینالمللی یا حتی توصیههای نظامی عملگرایانه اولویت میدهد. این امر نشان میدهد که فشار خارجی به تنهایی ممکن است برای تأمین آتشبس پایدار یا جلوگیری از آوارهسازی اجباری کافی نباشد، مگر اینکه بتواند به طور مؤثر با این پویاییهای سیاسی داخلی مقابله کند یا از آنها بهرهبرداری کند. بنابراین، چشمانداز صلح تنها به تلاشهای دیپلماتیک خارجی وابسته نیست، بلکه به تغییرات داخلی در سیاست اسرائیل نیز بستگی دارد که میتواند به یک محاسبه راهبردی متفاوت منجر شود.
فاجعهای در حال گسترش
نوار غزه در حال حاضر شاهد یک بحران انسانی فاجعهبار است که با تخریب گسترده و رنج عظیم انسانی مشخص میشود. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۵۸,۰۰۰ فلسطینی کشته و ۱۳۹,۶۰۷ نفر زخمی شدهاند که بخش قابل توجهی از قربانیان را زنان و کودکان تشکیل میدهند. بمباران بیوقفه این منطقه را ویران کرده و به کمبود شدید مواد غذایی، گسترش بیماریها و شرایط زندگی غیرانسانی برای جمعیت آواره منجر شده است.
بیش از ۹۰ درصد از ساختمانهای مدارس و دانشگاهها آسیب دیده یا تخریب شدهاند که امکان تحصیل را برای بیش از ۶۵۸,۰۰۰ کودک از بین برده است. همچنین، بیش از نیمی از تمامی اماکن مذهبی و فرهنگی مورد حمله قرار گرفتهاند. سیستم بهداشتی درمانی نیز به شدت آسیب دیده است؛ بیش از نیمی از تجهیزات پزشکی ضروری در انبارها موجود نیست و کمبود شدید سوخت مانع از عملکرد دستگاههای پزشکی حیاتی میشود.
این الگوی رفتاری، که شامل تخریب سیستماتیک زیرساختها مانند مدارس، بیمارستانها و زمینهای کشاورزی، همراه با محدودیتهای شدید بر کمکها، سوخت و آب است، فراتر از پیامدهای معمول جنگی است. این اقدامات به نظر میرسد به سمت ایجاد شرایطی سوق داده شدهاند که غزه را غیرقابل سکونت کند. چنین وضعیتی، همانطور که توسط سازمانهای ملل و گروههای حقوق بشری مستند شده است، ادعاهای مربوط به "ایجاد شرایط زندگی محاسبهشده برای نابودی فیزیکی" را تقویت میکند که یکی از عناصر اتهامات نسلکشی است. رنج فاجعهبار و "رساندن جمعیت به نقطه فروپاشی" نه تنها پیامدهای تصادفی نیستند، بلکه به نظر میرسد نتایج مستقیم انتخابهای سیاستی مشخصی هستند.
"شهر بشردوستانه" و آوارهسازی اجباری؛ راهبردی تحت نظارت
طرحهای دولت اسرائیل، به ویژه آنهایی که توسط وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، پیشنهاد شدهاند، شامل انتقال کل جمعیت غزه به منطقهای جدید بر ویرانههای شهر رفح است که منتقدان آن را "اردوگاه کار اجباری" توصیف کردهاند. این طرح پیشبینی میکرد که فلسطینیان در این منطقه جدید نگهداری شوند و تنها اجازه مهاجرت از غزه به کشورهای دیگر را داشته باشند و اجازه نداشته باشند به مناطق دیگر داخل غزه بروند.
این پیشنهاد بحثبرانگیز، خشم جهانی را برانگیخت و سازمان ملل و گروههای حقوق بشری آن را به عنوان انتقال اجباری فلسطینیان محکوم کردند. حتی ایهود اولمرت، نخستوزیر سابق اسرائیل، نیز آن را "اردوگاه کار اجباری" نامید. این طرح که حدود ۴ میلیارد دلار هزینه تخمین زده شده بود، به دلیل بودجه بالای خود مورد انتقاد رهبران اپوزیسیون اسرائیل نیز قرار گرفت.
بررسی دلایل راهبردی و سیاسی پشت این پیشنهادها
از دیدگاه دولت اسرائیل، این طرح هم از منظر امنیتی و هم "از منظر پاکسازی قومی" غزه دارای مزیت بود و میتوانست به عنوان یک هدف نهایی موفقیتآمیز تعریف شود. برخی از مقامات نظامی نیز گزارش دادهاند که تمرکز غیرنظامیان در یک فضای واحد را "اولین گام ایدهآل برای یافتن و از بین بردن حماس" میدانستند. این طرح میتوانست به طور موثری یک "پایانه پاکسازی قومی" ایجاد کند که از آنجا، پس از جداسازی افراد از خانههای اصلی خود، "انتقال آنها به جای دیگر آسانتر شود". نخستوزیر نتانیاهو نیز به دنبال طرحی سریعتر و کمهزینهتر بود.
بررسی این طرحها نشان میدهد که برچسب "بشردوستانه" برای شهر پیشنهادی، به نظر میرسد یک پوشش معنایی عامدانه برای یک راهبرد بلندمدت تغییر جمعیتشناختی و کنترل دائمی بر جمعیت غزه است. این امر به جای نگرانی واقعی برای رفاه یا سرپناه موقت، به دنبال اهداف دیگری است. بحثهای داخلی در اسرائیل، که بر امکانسنجی راهبردی به جای ملاحظات بشردوستانه تمرکز داشتند، این هدف را برجسته میسازد. اجرای چنین رویکردی، در صورت وقوع، نقض فاحش قوانین بینالمللی، به ویژه ممنوعیت انتقال اجباری و بالقوه پاکسازی قومی، خواهد بود.
پیامدهای حقوقی تحت قوانین بشردوستانه بینالمللی و حقوق کیفری بینالمللی
دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) حضور مستمر اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین را غیرقانونی دانسته است، زیرا این اقدام حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین و ممنوعیت تصرف اراضی با زور را نقض میکند و خواستار پایان هرچه سریعتر این حضور غیرقانونی شده است. این دادگاه همچنین حکم داده است که اسرائیل باید فوراً تمامی فعالیتهای شهرکسازی جدید را متوقف و تمامی شهرکنشینان را از سرزمینهای اشغالی تخلیه کند و خسارات وارده به تمامی اشخاص حقیقی یا حقوقی در آنجا را جبران کند. دولتها موظفند وضعیت ناشی از حضور غیرقانونی اسرائیل را به رسمیت نشناسند و اطمینان حاصل کنند که اسرائیل به قوانین بشردوستانه بینالمللی پایبند است.
انتقال گسترده جمعیت تنها به دلایل "ضرورت نظامی قابل توجه" یا برای حفاظت از غیرنظامیان مجاز است، اما این دلایل در غزه نشان داده نشده است؛ برعکس، اظهارات موجود به اخراج اجباری اشاره دارند که ممکن است به جنایت جنگی انتقال اجباری و تبعید منجر شود.
دیوان کیفری بینالمللی (ICC) نیز حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر دفاع سابق، را به اتهام جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت در غزه، از جمله "استفاده از گرسنگی به عنوان روش جنگی" صادر کرده است. دیوان کیفری بینالمللی درخواست اسرائیل برای لغو این احکام و تعلیق تحقیقات را رد کرده و صلاحیت خود را بر غزه و کرانه باختری تأیید کرده است.
اسرائیل همچنین با پرونده نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری مواجه است. دیوان بینالمللی دادگستری مهلت اسرائیل برای ارائه دفاعیه خود را تا ژانویه ۲۰۲۶ تمدید کرده است.
این روندهای حقوقی جاری در دیوان کیفری بینالمللی و دیوان بینالمللی دادگستری، صرفاً اقدامات حقوقی واکنشی نیستند، بلکه ابزارهای فعالی هستند که ادعاهای جنایات جنگی و نسلکشی را مستند و رسمی میکنند. رد چالش صلاحیت اسرائیل توسط دیوان کیفری بینالمللی و تمدید مهلت دیوان بینالمللی دادگستری، بر پایداری فشار حقوقی بینالمللی تأکید میکند. این فرآیندهای حقوقی، حتی اگر کند باشند، با ایجاد یک سابقه رسمی و بینالمللی از جنایات ادعایی، هرگونه تلاش برای پنهانکاری را خنثی میکنند. آنها همچنین به عنوان یک عامل محدودکننده بر اقدامات اسرائیل عمل میکنند، حتی اگر بلافاصله مؤثر نباشند، با افزایش هزینههای بلندمدت عدم رعایت و شکلدهی به برداشتهای بینالمللی. چارچوب حقوقی، بستری رسمی برای "آشکارسازی" عمق واقعی فاجعه فراهم میآورد.
اطلاعات از منطقه محاصره شده؛ دور زدن موانع
نقش محوری روزنامهنگاری شهروندی و رسانههای اجتماعی در ارائه گزارشهای بیفیلتر و لحظهای از غزه
رسانههای اجتماعی دامنه دسترسی روزنامهنگاری شهروندی را افزایش داده و به بستری برای فعالیت دیجیتال در میان فلسطینیان تبدیل شدهاند. افراد عادی، با استفاده از تلفنهای هوشمند و اتصال به اینترنت، میتوانند رویدادها را در لحظه ثبت و مستند کنند و بلافاصله این داستانها را به اشتراک بگذارند. این امر در ارائه مشاهدات بیفیلتر و میدانی مستقیماً از مناطق درگیری بسیار حیاتی بوده و روایتهای جایگزین را در برابر رسانههای جریان اصلی فراهم کرده است. روزنامهنگاران شهروندی فلسطینی مانند معتز عزایزه و هند خضری به دلیل پستهای خام و دلخراش خود در اینستاگرام، دنبالکنندگان بینالمللی زیادی را به دست آوردهاند.
محدودیتهای شدید بر دسترسی رسانههای سنتی، خلأیی ایجاد میکند که روزنامهنگاری شهروندی آن را پر میکند. توانایی افراد عادی با تلفنهای هوشمند برای ثبت و انتشار تصاویر بیفیلتر و لحظهای، کنترل روایت از بالا به پایین را به چالش میکشد. این امر کانالهای رسمی و فیلترهای رسانههای جریان اصلی را دور میزند و مستقیماً به مخاطبان جهانی میرسد. این وضعیت نشاندهنده یک تغییر اساسی در جنگ اطلاعاتی است، جایی که توانایی پنهان کردن یا کنترل اطلاعات به طور قابل توجهی توسط گزارشدهی غیرمتمرکز و مردمی کاهش مییابد. در حالی که خطرات اطلاعات نادرست وجود دارد، حجم و فوریت محتوای تولید شده توسط شهروندان، دیکته کردن روایت را برای هر بازیگری دشوارتر میکند و در نتیجه، واقعیتهای موجود را با وجود تلاشهای عمدی برای پنهانکاری، آشکار میسازد.
چالشها و محدودیتهای پیش روی رسانههای سنتی و خارجی در دسترسی و گزارشدهی
حرکت برای خبرنگاران خارجی در غزه "واقعاً محدود" است. رژیم غاصب صهیونیستی همچنان از ورود خبرنگاران خارجی جلوگیری میکند و رسانههای مستقل را از پوشش پیامدهای جنگ و فاجعه انسانی جاری منع میکند. روزنامهنگاران فلسطینی تبعیدی نیز از بازگشت منع شدهاند. روزنامهنگاران در غزه با چالشهای عظیمی روبرو هستند، از جمله خانهها و اتاقهای خبر ویران شده، فقدان اینترنت و برق، کمبود شدید سوخت و خطر دائمی آتشباری اسرائیل. تا ۳ ژانویه ۲۰۲۵، ۷۷ روزنامهنگار در غزه کشته شده بودند. تا ژوئیه ۲۰۲۵، آمار گزارشگران بدون مرز نشان میدهد که حداقل ۱۸۰ نفر از متخصصان رسانه کشته شدهاند که ۴۲ نفر از آنها در حین انجام وظیفه بودهاند.
تعداد بالای روزنامهنگاران کشته شده و آسیب به آژانسهای خبری محلی، تنها پیامدهای ناگوار جنگ نیستند. این امر، همراه با ممانعت از دسترسی روزنامهنگاران خارجی و بازداشت کاربران رسانههای اجتماعی، به یک راهبرد عمدی برای سرکوب مستندسازی و گزارشدهی اشاره دارد. این نشان میدهد که سرکوب اطلاعات، بخش فعالی از راهبرد ادعایی پنهانکاری است. با حذف یا ارعاب کسانی که گزارش میدهند، اسرائیل به طور مؤثر به دنبال کنترل جریان شواهد و محدود کردن درک عمومی از ماهیت واقعی درگیری، به ویژه مقیاس رنج غیرنظامیان و نقضهای ادعایی است.
اهمیت آژانسهای خبری محلی فلسطینی در مستندسازی رویدادها
خبرگزاری معان، یک سرویس خبری بزرگ که در سال ۲۰۰۵ تأسیس شد، اخبار را ۲۴ ساعته در هفت روز هفته به زبانهای عربی، عبری و انگلیسی منتشر میکند و به عنوان یکی از منابع اصلی اخبار مستقل از فلسطین شناخته میشود. این خبرگزاری دارای دفتری در غزه و همکاریهایی با ایستگاههای تلویزیونی و رادیویی محلی است. دفاتر معان در غزه به شدت بر اثر بمباران اسرائیل آسیب دیدند و یکی از عکاسان آن توسط نیروهای اسرائیلی دستگیر شد. Jerusalem24 نیز یک ایستگاه رادیویی محلی فلسطینی و خبرگزاری آنلاین است که به گزارشدهی مستقل به زبانهای انگلیسی و عبری، با تمرکز بر اورشلیم و مناطق محروم، متعهد است.
تلاشهای اسرائیل برای مدیریت یا مقابله با روایتهای غالب
ظهور روزنامهنگاری شهروندی، اثربخشی تبلیغات اسرائیل را محدود کرده است. وزارت خارجه اسرائیل هشدارهای گروههای حقوق بشری را رد کرده و آنها را به "تکرار پروپاگاندای حماس" متهم کرده است. دولت اسرائیل اصرار دارد که فعالیتهای نظامیاش برای از بین بردن حماس ضروری است و رفتار آن مطابق با قوانین بینالمللی است و اتهامات فزاینده را با وجود شواهد ویدئویی، شهادت شاهدان عینی و گزارشهای پزشکی رد میکند. همچنین گزارشهایی از هدف قرار دادن کاربران فلسطینی به دلیل فعالیتهایشان در رسانههای اجتماعی وجود دارد که منجر به بازداشت ۶.۹ درصد از آنها شده است.
حسابرسی پس از آتشبس؛ آشکار شدن دامنه کامل ویرانی
مقیاس پیشبینی شده رنج انسانی پس از اعطای دسترسی کامل
وضعیت کنونی از قبل فاجعهبار است، با سوءتغذیه حاد در کودکان زیر پنج سال که از مارس تا ژوئن ۲۰۲۵ بیش از دو برابر شده است. از هر ده کودک مورد غربالگری توسط آنروا، یک نفر دچار سوءتغذیه است. حداقل ۶۶ کودک از اکتبر ۲۰۲۳ مستقیماً به دلیل شرایط مرتبط با سوءتغذیه جان باختهاند. بیماریها به سرعت در حال گسترش هستند، با افزایش موارد اسهال حاد آبکی، اسهال خونی، سندرم زردی حاد و موارد مشکوک مننژیت. تخریب سیستم بهداشتی درمانی به این معنی است که روزانه حدود ۱۶۰ نفر با دسترسی بسیار کم یا بدون دسترسی به مراقبتهای مامایی زایمان میکنند. مرگ و میر مادران نیز بیش از دو برابر شده است. کمبود سوخت به شدت خدمات آب، فاضلاب و بهداشت (WASH) را محدود کرده است و پیامدهای مخربی بر سلامت عمومی دارد. سازمان ملل تخمین میزند که بیش از ۷۳۷,۰۰۰ نفر تنها از اواسط مارس آواره شدهاند. مردم در "شرایط غیرانسانی" در ساختمانهای آسیبدیده، سایتهای پرجمعیت و مناطق باز زندگی میکنند.
نقش حیاتی سازمانهای بینالمللی در مستندسازی و گزارشدهی جنایات
آنروا با وجود حملات نیروهای اسرائیلی به تأسیساتش، همچنان به ارائه خدمات و کمک به مردم ادامه میدهد. آنروا گزارشهایی درباره چالشهای عملیاتی شدید، محدودیتهای کمکها و افزایش سوءتغذیه منتشر میکند. عفو بینالملل شواهد گستردهای جمعآوری کرده است که به ادامه استفاده اسرائیل از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی و تحمیل عمدی شرایطی که برای نسلکشی طراحی شدهاند، اشاره دارد. آنها بر "طرح کمکهای نظامیسازی شده مرگبار" و "هدفگیری عمدی کمکجویان توسط نیروهای اسرائیلی" تأکید میکنند. دیدهبان حقوق بشر گزارشهایی درباره جنایات جنگی ارتش اسرائیل، از جمله قطع آب و برق بیمارستانها، بدرفتاری با بیماران و کارکنان بهداشتی و تخریب تأسیسات پزشکی، منتشر کرده است. آنها همچنین بیان میکنند که حملات حوثیها به کشتیها در دریای سرخ به منزله جنایات جنگی است. کمیسیون سازمان ملل "شواهد واضحی" از جنایات جنگی توسط حماس و ارتش اسرائیل، از جمله نابودی و هدف قرار دادن اماکن آموزشی، مذهبی و فرهنگی، یافته است.
پیامدهای تحقیقات جاری دیوان کیفری بینالمللی (ICC) و دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) و محاکمات احتمالی جنایات جنگی
دیوان کیفری بینالمللی حکم بازداشت نتانیاهو و گالانت را به اتهام جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، از جمله استفاده از گرسنگی به عنوان روش جنگی، صادر کرده است. صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی بر فلسطین تأیید شده است. رژیم غاصب صهیونیستی با پرونده نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری مواجه است. دیوان بینالمللی دادگستری از اسرائیل خواسته است که به حضور غیرقانونی خود در سرزمینهای اشغالی پایان دهد و از رعایت قوانین بشردوستانه بینالمللی اطمینان حاصل کند. دیوان بینالمللی دادگستری همچنین آوارهسازی اجباری مداوم و حملات به اردوگاههای آوارگان داخلی و سایتهای توزیع کمکها را محکوم کرده است.
مقیاس عظیم تخریب و فاجعه انسانی، همراه با مستندسازی دقیق توسط آژانسهای سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری، به این معناست که حقیقت کامل جنگ غزه در نهایت آشکار خواهد شد. فرآیندهای حقوقی (ICC/ICJ) در حال ایجاد یک سابقه بینالمللی غیرقابل انکار هستند. این امر نشان میدهد که تلاشهای اسرائیل برای پنهانکاری در بلندمدت بیفایده خواهد بود. دوره پس از آتشبس نه تنها ویرانیهای فوری را آشکار خواهد کرد، بلکه مبنای حقوقی و تاریخی پاسخگویی را نیز تثبیت خواهد کرد. این احتمالاً به آسیب عمیق و ماندگار به جایگاه بینالمللی اسرائیل منجر خواهد شد و به طور بالقوه، جامعه اسرائیل را نیز، هرچند به کندی و با بحث و جدل، مجبور به بازنگری خواهد کرد، همانطور که در نمونههای تاریخی مشاهده شده است. تمرکز از اهداف نظامی فوری به میراث اخلاقی و حقوقی درگیری تغییر خواهد کرد.
چندین منبع به محدودیت شدید کمکها، "سیستم توزیع کمکهای نظامیسازی شده" و گزارشهایی مبنی بر تیراندازی نیروهای اسرائیلی به سوی کمکجویان اشاره میکنند. عفو بینالملل صراحتاً بیان میکند که اسرائیل از "گرسنگی غیرنظامیان به عنوان سلاح جنگی" استفاده میکند. این وضعیت صرفاً یک چالش لجستیکی نیست، بلکه یک انتخاب سیاستی عمدی است. این نشان میدهد که بحران انسانی نه صرفاً نتیجه جانبی درگیری، بلکه یک تاکتیک محاسبهشده برای اعمال فشار بر جمعیت، احتمالاً برای تسهیل آوارهسازی اجباری یا دستیابی به اهداف نظامی است. ماهیت "تلهگذاری" کمکخواهی نشاندهنده یک راهبرد غیرانسانی است که رنج را تشدید میکند و روایت جمعیتی را که به آستانه فروپاشی رسیده است، تقویت میکند. این موضوع مستقیماً به پرونده نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری مرتبط است.
تأثیر پیشبینی شده این افشاگریها بر جایگاه بینالمللی اسرائیل و افکار عمومی داخلی آن
فشار بینالمللی بر اسرائیل در حال افزایش است، به طوری که ۲۸ کشور "توزیع قطرهچکانی کمکها" و "کشتار غیرانسانی غیرنظامیان" را محکوم کردهاند. مقامات اتحادیه اروپا نیز "نگرانی شدید" خود را ابراز کرده و نسبت به اقدام علیه اسرائیل هشدار دادهاند. با این حال، اسرائیل تاکنون "انتقادات قبلی را نادیده گرفته" و "هیچ نشانهای از تغییر رویکرد خود در قبال جنگ" نشان نداده است. احکام بازداشت دیوان کیفری بینالمللی و پرونده نسلکشی در دیوان بینالمللی دادگستری، "واژه 'نسلکشی' را وارد مدار حقوق بینالملل کرده" و انتظارات عظیمی برای عدالت ایجاد کرده است.
در سطح داخلی، افکار عمومی اسرائیل نسبت به صلح پایدار به طور فزایندهای بدبین شده است. در حالی که اکثریت به دستیابی به اهداف جنگی اطمینان دارند، بسیاری نگران گسترش و طولانی شدن جنگ هستند. یک شکاف شدید بین اعراب و یهودیان اسرائیلی وجود دارد؛ اعراب اسرائیلی به مراتب بیشتر معتقدند که پاسخ نظامی بیش از حد بوده است (۷۴٪ در مقابل ۱۴٪ برای یهودیان اسرائیلی). پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا (RCMP) تحقیقات ساختاری را در مورد جنایات بینالمللی آغاز کرده است که منجر به "آزادی بحث درباره غزه" حتی در محافل طرفدار اسرائیل شده است. سابقه تاریخی، مانند محاکمه آیشمن، نشان میدهد که افشای عمومی جنایات میتواند به یک حسابرسی ملی، افزایش علاقه به تحقیقات و زنجیرهای از تحقیقات و محاکمات منجر شود. در حالی که در ابتدا مقاومتهایی وجود داشت، حجم عظیم شواهد و یافتههای حقوقی بینالمللی میتواند در نهایت به آگاهی عمومی اسرائیل نفوذ کند، به ویژه در میان جوانانی که "هرگز همکاری معنادار اسرائیلی-فلسطینی را تجربه نکردهاند".
جدول ۱: اتهامات اصلی جنایات جنگی و وضعیت حقوقی بینالمللی
اتهام | قانون/کنوانسیون بینالمللی مرتبط | وضعیت در دیوان کیفری بینالمللی/دادگاه بینالمللی دادگستری | شناسه اسناد پشتیبان |
استفاده از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی | قوانین بشردوستانه بینالمللی، اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی | حکم بازداشت صادر شده برای مقامات اسرائیلی، پرونده در جریان | 1 |
انتقال اجباری/آواره کردن اجباری | قوانین بشردوستانه بینالمللی، اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی (جنایت جنگی) | دادگاه بینالمللی دادگستری اقدامات اسرائیل را محکوم کرده است | 1 |
حملات به زیرساختهای غیرنظامی | قوانین بشردوستانه بینالمللی (اصل تمایز) | کمیسیون سازمان ملل شواهد واضحی از جنایات جنگی یافته است | 1 |
هدف قرار دادن روزنامهنگاران | قوانین بشردوستانه بینالمللی (حفاظت از غیرنظامیان) | گزارشگران بدون مرز خواستار پایان محاصره شدهاند | 20 |
حمله به بیمارستانها و مراکز درمانی | قوانین بشردوستانه بینالمللی (اصل بیطرفی پزشکی) | دیدهبان حقوق بشر جنایات جنگی را گزارش کرده است | 2 |
نسلکشی | کنوانسیون نسلکشی ۱۹۴۸ | پرونده در دادگاه بینالمللی دادگستری در جریان است | 1 |
جدول ۲: شاخصهای بحران انسانی در غزه
شاخص | دادههای کمی/ارقام | منبع | شناسه اسناد پشتیبان |
کل تلفات | بیش از ۵۸,۰۰۰ نفر از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا کنون | وزارت بهداشت غزه، OCHA | 1 |
تلفات کودکان | ۱۷,۹۲۱ کودک از ۵۸,۳۸۰ تلفات شناسایی شده؛ حداقل ۶۶ کودک به دلیل سوءتغذیه | وزارت بهداشت غزه، OCHA، عفو بینالملل | 2 |
مجروحان | ۱۳۹,۶۰۷ نفر | وزارت بهداشت غزه | 2 |
نرخ سوءتغذیه در کودکان زیر ۵ سال | بیش از دو برابر شده از مارس تا ژوئن ۲۰۲۵؛ از هر ۱۰ کودک، یک نفر سوءتغذیه دارد؛ ۱۸,۷۴۱ کودک بستری شده برای سوءتغذیه حاد از ابتدای سال | UNRWA، OCHA | 2 |
افراد آواره | بیش از ۷۳۷,۰۰۰ نفر از اواسط مارس ۲۰۲۵؛ ۹۰٪ جمعیت آواره شدهاند | سازمان ملل (UN), OCHA | 2 |
کامیونهای کمکهای بشردوستانه (روزانه) | ۵۰۰-۶۰۰ کامیون مورد نیاز؛ حدود ۷۰ کامیون در روز وارد شده؛ ۸۵۲ کامیون در انتظار مجوز ورود | سازمان ملل (UN), OCHA | 4 |
کمبود لوازم پزشکی | بیش از نیمی (۵۷٪) از لوازم ضروری پزشکی در انبار موجود نیست | UNRWA | 2 |
مرگ و میر مادران | بیش از دو برابر شده از ۱۹ در ۱۰۰,۰۰۰ (۲۰۲۲) به ۴۳ در ۱۰۰,۰۰۰ (۲۰۲۴) | وزارت بهداشت فلسطین | 8 |
بازسازی و کنترل روایت؛ آیا میتوان چهره را ترمیم کرد؟
زمینه تاریخی مکانیسمهای بازسازی در غزه و محدودیتهای ذاتی آنها تحت اشغال
بازسازی غزه با چالشهای عظیمی روبرو است که ناشی از تأثیر پایدار جنگ اسرائیل و محدودیتهای ساختاری اشغال و محاصره مداوم است. مکانیسم بازسازی غزه (GRM)، که در سال ۲۰۱۴ تأسیس شد، یک توافق سهجانبه بین تشکیلات خودگردان فلسطین، دولت اسرائیل و سازمان ملل بود. این مکانیسم به جای پیشبرد بازسازی، محاصره اسرائیل را عادیسازی کرد، زیرا به COGAT (هماهنگی فعالیتهای دولتی در سرزمینها) اسرائیل قدرت وتوی نهایی بر مواد ساختمانی ورودی به غزه را داد و نگرانیهای امنیتی اسرائیل را در اولویت قرار داد. این سیستم یک "محاصره بشردوستانه" را تثبیت کرد، جایی که کمکها به ابزاری برای کنترل تبدیل شدند، آوارهسازی اجباری را تسهیل کردند و اسرائیل را از مسئولیت قانونی مصون داشتند.
تاریخچه مکانیسم بازسازی غزه نشان میدهد که "بازسازی" تحت اشغال میتواند به ابزاری برای عادیسازی محاصره و تثبیت کنترل تبدیل شود، نه بازسازی واقعی. تخریب میراث فرهنگی نیز نمونهای از تلاش برای بازنویسی تاریخ با پاک کردن شواهد فیزیکی است. این نشان میدهد که رویکرد اسرائیل به بازسازی ممکن است در درجه اول مربوط به بهبود بشردوستانه نباشد، بلکه مربوط به شکلدهی واقعیت پس از درگیری برای خدمت به اهداف راهبردی خود، از جمله پنهان کردن مقیاس تخریب و جلوگیری از بازگشت به وضعیت قبل از جنگ باشد. این امر به این معنی است که هرگونه تلاش بازسازی تحت رهبری یا کنترل اسرائیل با سوءظن عمیقی از سوی فلسطینیان و بسیاری از ناظران بینالمللی مواجه خواهد شد، زیرا میتواند به تطهیر چهره عاملان درگیری و مشروعیت بخشیدن به واقعیت جدید در منطقه کمک کند. بازسازی واقعی و خودتعیینگری مستلزم بازسازی تحت رهبری فلسطین و عاری از کنترل خارجی است.
ارزیابی اینکه آیا تلاشهای بازسازی پس از درگیری میتواند به عنوان تلاشی برای تطهیر چهره اسرائیل یا پنهان کردن اقدامات گذشته تلقی شود:
برنامههای بازسازی باید به آسیبهای روانی عمیق ناشی از تخریب و آوارهسازی، به ویژه بر کودکان، رسیدگی کنند و شامل حمایت از بهبود تروما و سلامت روان باشند. امکانپذیری بازسازی معنادار تحت اشغال استعماری-شهرکنشینی نامشخص باقی میماند، زیرا چرخههای گذشته تخریب و بازسازی توسط مداخله خارجی و اولویتبندی پروژههای با دید بالا هدایت شدهاند و فلسطینیان را به حاشیه راندهاند. وضعیت کنونی در غزه یک سناریوی معمول امدادرسانی در بلایا نیست؛ اشغال مداوم مدل بازسازی را به طور اساسی تغییر میدهد.
فراتر از تخریب فیزیکی، منابع موجود بر آسیب روانی عمیق و نیاز به بهبود تروما تأکید دارند. پزشکان به اثرات طولانیمدت شناختی و رشدی سوءتغذیه بر کودکان و تأثیر آن بر سلامت روان والدین اشاره میکنند. این نشان میدهد که حتی اگر زیرساختهای فیزیکی بازسازی شوند، هزینههای انسانی و آسیبهای روانی برای نسلها باقی خواهد ماند. این امر برجسته میکند که "فاجعه" تنها مادی نیست، بلکه عمیقاً انسانی و اجتماعی است. این زخمهای ماندگار به عنوان شواهد زنده از شدت درگیری عمل خواهند کرد و پاک کردن کامل چهره از طریق صرفاً بازسازی فیزیکی را غیرممکن میکنند، زیرا رنج انسانی خود به یک روایت قدرتمند و پاکنشدنی تبدیل میشود که همچنان بر برداشتها و خواستههای عدالت تأثیر میگذارد.
بررسی سوابق تاریخی که در آنها بازسازی با پنهانکاری جنایات جنگی مرتبط بوده است
نمونههای تاریخی، مانند تخریب و تغییر کاربری آثار باستانی در سوریه توسط گروههایی مانند داعش، نشاندهنده "تلاشهای سنگین برای بازنویسی تاریخ با پاک کردن شواهد فیزیکی" است. اگرچه مستقیماً مربوط به بازسازی نیست اما قانون ایالات متحده در مورد "پنهانکاری، حذف یا مثله کردن" سوابق، به رسمیت شناختن قانونی تلاشها برای از بین بردن شواهد را برجسته میکند. در دوران بازسازی ایالات متحده، تلاشها برای بازسازی جنوب با تلاشهای سیستماتیک برای سرکوب حقوق آفریقایی-آمریکاییها و پنهان کردن میراث بردهداری از طریق "قوانین سیاه" و خشونت گروههایی مانند کو کلاکس کلان در هم تنیده بود، که به طور مؤثر روایت پیامدهای درگیری را بازنویسی میکرد. این نشان میدهد که چگونه دورههای پس از درگیری میتوانند برای تثبیت اشکال جدید کنترل و پنهان کردن بیعدالتیهای گذشته مورد استفاده قرار گیرند.
چالشها برای دستیابی به بازسازی واقعی و تحت رهبری فلسطین و بهبودی بلندمدت
بازسازی ماهها، اگر نه سالها، طول میکشد تا آغاز شود و دههها طول میکشد تا به طور کامل محقق شود. برنامهها باید بر کارگران بومی با تخصص محلی متمرکز شوند، نه کارشناسان خارجی با دستمزد بالا که فلسطینیان را به حاشیه میرانند. بحران سلامت روان ایجاد شده توسط نسلکشی باید مورد توجه قرار گیرد، در غیر این صورت "این زخمها عمیقتر میشوند و آینده غزه را برای نسلها تعریف خواهند کرد". یک راهحل سیاسی به عنوان اقدامی که به طور چشمگیری شرایط را بهبود میبخشد، دیده میشود، زیرا بدون آن، غزه با "چرخه دائمی تخریب و بازسازی" مواجه خواهد بود.
مسیر پیش رو؛ چشمانداز آتشبس و جلوگیری از انتقال اجباری
وضعیت کنونی و موانع پایدار در مذاکرات آتشبس
مذاکرات آتشبس همچنان متوقف است و حماس پیشنهادهای مورد حمایت اسرائیل و ایالات متحده را رد میکند چرا که در واقع طرح نتانیاهو است که در متن آتش بس دیده می شود و او دنبال نابودی کامل حماس و بعد از آن کوچ اجباری فلسطینیان است. نتانیاهو سوگند یاد کرده است که جنگ را تا بازگشت همه گروگانها و شکست یا خلع سلاح حماس ادامه دهد.6
تحلیل اثربخشی و محدودیتهای فشار بینالمللی و اهرم دیپلماتیک بر سیاست اسرائیل
فشار بینالمللی در حال افزایش است، به طوری که ۲۸ کشور اقدامات اسرائیل را محکوم کرده و خواستار آتشبس فوری شدهاند. مقامات اتحادیه اروپا نیز "نگرانی شدید" خود را ابراز کرده و نسبت به اقدام هشدار دادهاند. با این حال، اسرائیل تا حد زیادی "انتقادات قبلی را نادیده گرفته" و "هیچ نشانهای از تغییر رویکرد خود در قبال جنگ" نشان نداده است. منتقدان تردید دارند که اسرائیل بدون فشار ایالات متحده تغییر مسیر دهد و فشار اروپا ممکن است کافی نباشد. از نظر تاریخی، لفاظیهای قوی اتحادیه اروپا علیه گسترش شهرکسازی و سیاستهای اشغالگرانه اسرائیل به ندرت با اقدامات مشخص همراه بوده است، که نشاندهنده ناتوانی در اعمال فشار مؤثر بر اسرائیل است. ایالات متحده به طور قابل توجهی از رهبرانی که مدیریت اسرائیل در وضعیت انسانی را مورد انتقاد قرار میدهند، غایب بوده است. ایالات متحده همچنین اجرای تحریمها علیه دیوان کیفری بینالمللی را به دلیل هدف قرار دادن اسرائیل مسدود کرده است.
نفوذ سیاست داخلی اسرائیل، از جمله بقای سیاسی نتانیاهو و نفوذ جناحهای ملیگرای افراطی در دولت او، به نظر میرسد از عوامل اصلی ادامه حمله نظامی و مقاومت در برابر آتشبس پایدار باشد. اعتراضات عملگرایانه ارتش به "شهر بشردوستانه" توسط اراده سیاسی نادیده گرفته شد یا دور زده شد. این نشان میدهد که محاسبات سیاسی داخلی در اسرائیل به شدت بر رویکرد آن به درگیری تأثیر میگذارد و اغلب اهداف تندرو را بر فشار بینالمللی یا حتی توصیههای نظامی عملگرایانه اولویت میدهد. این امر نشان میدهد که فشار خارجی به تنهایی ممکن است برای تأمین آتشبس پایدار یا جلوگیری از آوارهسازی اجباری کافی نباشد، مگر اینکه بتواند به طور مؤثر با این پویاییهای سیاسی داخلی مقابله کند یا از آنها بهرهبرداری کند. بنابراین، چشمانداز صلح تنها به تلاشهای دیپلماتیک خارجی وابسته نیست، بلکه به تغییرات داخلی در سیاست اسرائیل نیز بستگی دارد که میتواند به یک محاسبه راهبردی متفاوت منجر شود.
با وجود محکومیت گسترده بینالمللی و شواهد فزاینده جنایات جنگی، اسرائیل تا حد زیادی این انتقادات را "نادیده گرفته" است. الگوی تاریخی نشاندهنده "گسست چشمگیر بین کلمات و عمل" اتحادیه اروپا است. این نشان میدهد که دیپلماسی صرفاً اعلامی در تغییر سیاست اسرائیل بیاثر است. این امر به این معنی است که برای مؤثر بودن فشار بینالمللی در تأمین آتشبس یا جلوگیری از انتقال اجباری، باید فراتر از لفاظیها رفته و شامل اقدامات مشخصی مانند تعلیق حمایت نظامی، اعمال تحریمهای هدفمند یا استفاده از اهرمهای اقتصادی باشد (همانطور که عفو بینالملل پیشنهاد کرده است) بدون چنین پیامدهای ملموسی، اسرائیل انگیزه کمی برای تغییر مسیر خود میبیند و مسیر کنونی درگیری را تقویت میکند.
ارزیابی آگاهانه از احتمال آتشبس پایدار و جلوگیری از طرح انتقال اجباری ادعایی، با تکیه بر شواهد موجود و سابقه تاریخی اسرائیل
طرح "شهر بشردوستانه" به دلیل مخالفت ارتش اسرائیل، که استدلال میکرد به تلاشهای آتشبس آسیب میرساند، با شکست مواجه شد. با این حال، گزارشهای دیگر نشان میدهد که اسرائیل با وجود انتقادات، همچنان در حال پیشبرد چنین طرحهایی است. دیوان بینالمللی دادگستری قبلاً حضور اسرائیل در سرزمینهای اشغالی را غیرقانونی اعلام کرده و خواستار پایان آن شده است. درگیری به گونهای است که "هیچ گزینه خوبی برای صلح یا ثبات پایدار" برای هیچ یک از طرفین وجود ندارد. حتی یک وقفه طولانی در جنگ ممکن است وضعیت را بدتر کند. بقای سیاسی نتانیاهو ممکن است با طولانی شدن جنگ مرتبط باشد. اعتقادات مذهبی ریشهدار و تفسیرهای صهیونیستی افراطی از برتری یهودیان به پویایی تخریب کمک میکند. عدم اعتماد بین اسرائیلیها و فلسطینیها مانعی است که اغلب برای صلح ذکر میشود.
بنابراین، دوره پس از آتشبس به ناچار مقیاس کامل و فاجعهبار بحران انسانی، از جمله گرسنگی گسترده، بیماری و تخریب زیرساختها را آشکار خواهد کرد و اتهامات جنایات جنگی و نسلکشی را بیشتر تقویت میکند. تلاشهای بازسازی، اگر واقعاً تحت رهبری فلسطین نباشند و از کنترل اسرائیل آزاد نباشند، در خطر تبدیل شدن به ابزاری برای کنترل روایت و پنهان کردن اقدامات گذشته هستند تا تسهیل بهبود واقعی. چشمانداز آتشبس پایدار و جلوگیری از انتقال اجباری به دلیل مذاکرات متوقف شده، عزم سیاسی اسرائیل برای ادامه حمله و اثربخشی محدود فشار دیپلماتیک بینالمللی، همچنان کمرنگ است.
اقدامات اسرائیل تحت چالشهای حقوقی (ICC، ICJ)، نظارت بشردوستانه (UNRWA، عفو بینالملل) و بررسی عمومی (روزنامهنگاری شهروندی) قرار دارد. هیچ مکانیسم واحدی در تغییر کامل سیاست مؤثر نبوده است. این نشان میدهد که یک رویکرد چندوجهی ضروری است که فشار حقوقی، دیپلماتیک و مردمی را با هم ترکیب کند. این بدان معناست که بازیگران بینالمللی باید نه تنها محکوم کنند، بلکه قاطعانه عمل کنند (مانند تحریمها، تحریمهای تسلیحاتی) تا پیامدهای ملموسی برای عدم رعایت قوانین ایجاد کنند. رسانهها و جامعه مدنی نقش حیاتی در حفظ توجه عمومی و فشار ایفا میکنند و اطمینان میدهند که "نبرد روایتها" ادامه مییابد و مقیاس واقعی فاجعه نمیتواند به طور دائم پنهان یا عادیسازی شود. هدف بلندمدت حرکت به سمت صلحی مبتنی بر عدالت است که به ریشههای درگیری رسیدگی کند و پاسخگویی را تضمین کند.

