اخیرا فستیوال جهانی گلستنبری شاهد رخدادی بیسابقه بود؛ باب ویلن، هنرمند نامدار، بر صحنه اصلی این جشنواره برای نخستینبار در تاریخ آن، شعار «مرگ بر ارتش اسرائیل» را سر داد. این حرکت شجاعانه که در واکنش مستقیم به کشتار بیوقفه زنان و کودکان فلسطینی توسط نیروهای ارتش اسرائیل صورت گرفت، ابعادی فراتر از یک اعتراض موسیقایی ساده یافت و بلافاصله به یکی از داغترین بحثهای جهانی تبدیل شد. این اقدام ویلن، که در قلب یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی جهان طنینانداز شد، پیامدهای گستردهای در پی داشته و مرزهای آزادی بیان هنری را به چالش کشیده است.
به گزارش میار، لحظهای که باب ویلن برای همیشه در تاریخ فستیوال گلستنبری ثبت کرد، در اوج اجرای یک قطعه بیسلاین پرانرژی رقم خورد. ویلن از جمعیت ۲۰۰ هزار نفری حاضر در محل خواست تا با او همصدا شوند و در میان بهت و سپس همراهی پرشور حاضران، شعار «مرگ بر ارتش اسرائیل» در فضای باز جشنواره طنینانداز شد. این نخستین باری است که چنین شعاری با این وضوح، صراحت و مقیاس گسترده در یک رویداد بینالمللی موسیقی شنیده میشود و این صحنه، به سرعت در شبکههای اجتماعی و رسانههای خبری جهان بازتاب یافت.
واکنشها و پیامدهای گسترده: از ابراز شگفتی تا تهدید به اقدام قانونی
اقدام باب ویلن بلافاصله موجی از واکنشها را در پی داشت. برگزارکنندگان جشنواره گلستنبری ضمن ابراز شگفتی از این اتفاق، تأکید کردند که به آزادی بیان هنرمند احترام میگذارند اما در عین حال، از احتمال بررسی قانونی این ماجرا و پیامدهای آن سخن گفتند. این واکنش، پیچیدگیهای حقوقی و سیاسی این شعار را برجسته میکند.
پیش از این، باب ویلن به دلیل مواضع صریح خود در حمایت از فلسطین، با محدودیتهای متعددی مواجه شده بود؛ وی از فهرست چندین جشنواره اروپایی حذف شده و ویزای تور کنسرتهایش در آمریکا نیز لغو شده بود. این فشارها، پس از شعار در گلستنبری، شدت بیشتری گرفت.
رسانههای محافظهکار بریتانیا و اسرائیل به سرعت وارد عمل شدند و این اقدام را «فراتر از اعتراض قانونی» و «تحریکآمیز» خواندند. این رسانهها با تمرکز بر برچسب «یهودستیزی» به این شعار (علیرغم توضیح ویلن)، فشار گستردهای بر اسپانسرها و برگزارکنندگان جشنواره برای تحریم یا اقدام علیه ویلن آغاز کردهاند. این واکنشها، نشاندهنده ابعاد عمیق سیاسی و ایدئولوژیکی این رویداد است.
بیانیه روشنگرانه باب ویلن؛ نفی ماشین جنگی، نه یهودیت
باب ویلن بلافاصله پس از اجرای خود، بیانیهای رسمی منتشر کرد تا هدف از اقدام خود را تبیین کند و از هرگونه سوءبرداشت جلوگیری کند. در این بیانیه، وی به صراحت نوشت:
«ما علیه ریختوپاش خون کودکان و زنان فلسطینی فریاد زدیم، نه علیه یهودیان. هدف من نفی یک ماشین نظامی است؛ ماشینی که مرتباً از قوای کشنده علیه غیرنظامیان استفاده میکند.»
این توضیح، خط تمایز روشنی میان اعتراض به اقدامات نظامی و نسلکشی ارتش اسرائیل و هرگونه خصومت با دین یهود یا مردم یهودی قائل میشود؛ نکتهای که اغلب توسط منتقدان نادیده گرفته میشود.
اهمیت تاریخی و پیام جهانی؛ نمادی از همبستگی در عصر دیجیتال
اقدام باب ویلن از چند جهت دارای اهمیت تاریخی و جهانی است:
نخستین بار در تاریخ فستیوالها: این اولین بار است که شعاری با این صراحت و ضدیت با یک ارتش مشخص، در یک فستیوال موسیقی جهانی با چنین ابعادی طنینانداز میشود. این خود، نشاندهنده تغییری در فضای حاکم بر رویدادهای فرهنگی بزرگ است.
رسیدن پیام به میلیونها نفر: پیام باب ویلن از طریق پوشش زنده، اخبار رسانهها و بویژه شبکههای اجتماعی، به میلیونها بیننده در سراسر جهان رسید. این امر منجر به بحثهای داغ و گستردهای در فضای مجازی و رسانههای خبری شد و آگاهیرسانی درباره وضعیت فلسطین را به شکل بیسابقهای افزایش داد.
نمادی از همبستگی هنرمندان: حرکت او به سرعت به عنوان نمادی قدرتمند از همبستگی هنرمندان برجسته جهانی با رنج و مبارزات مردم فلسطین ثبت شد و میتواند الهامبخش دیگر هنرمندان برای استفاده از پلتفرم خود جهت بیان اعتراض باشد.
زمینهای خونین: تراژدی مداوم در نوار غزه
اقدام باب ویلن ریشه در واقعیت تلخ و خونین نوار غزه دارد. هر روز، دهها زن، کودک و مرد غیرنظامی در حملات هوایی و زمینی ارتش اسرائیل در این منطقه کشته میشوند. آمارهای تکاندهنده نشان میدهد:
از آغاز طوفان الاقصی، بیش از ۳۰۰ کودک در نوار غزه جان خود را از دست دادهاند.
گزارشهای میدانی حاکی از آن است که خانوادههایی به طور کامل نابود شدهاند و تنها بازماندهشان یک نوزاد چند ماهه است.
این آمار و تصاویر دلخراش از قربانیان بیگناه، که به طور مداوم از طریق شبکههای اجتماعی و رسانهها منتشر میشود، سوخت اصلی اعتراض باب ویلن و بسیاری دیگر از حامیان فلسطین در سراسر جهان است.
چشمانداز آینده؛ آیا فصل جدیدی از هنر اعتراضی آغاز شده است؟
اقدام شجاعانه باب ویلن، بدون شک فصل جدیدی از هنر اعتراضی را در صحنه جهانی گشوده است. این رویداد، سوال مهمی را در ذهن منتقدان و مخاطبان ایجاد میکند: آیا دیگر هنرمندان و چهرههای جهانی نیز این شجاعت را به خرج خواهند داد و در برابر جنگ و خشونت، به خصوص در قبال فلسطین، سکوت نخواهند کرد؟
این حرکت شاید به جرقهای برای بازنگری در مرزهای آزادی بیان هنری و نقش هنرمندان در بیداری وجدان جهانی تبدیل شود. فستیوال گلستنبری، که همواره نماد آزادی و اعتراض بوده، حالا با این رویداد تاریخی، معنای عمیقتری پیدا کرده است. آینده نشان خواهد داد که آیا فریاد باب ویلن، تنها یک طنین گذرا بوده یا آغازگر موجی از اعتراضات هنری مشابه در سراسر جهان خواهد بود.
