صفحه نخست | از حملات هوایی تا واکنش موشکی؛ درگیری ایران و اسرائیل به نقطه برگشت ناپذیر رسیده است؟

از حملات هوایی تا واکنش موشکی؛ درگیری ایران و اسرائیل به نقطه برگشت ناپذیر رسیده است؟

بدترین سناریو در درگیری ایران و رژیم غاصب صهیونیستی که برخی به ایران پیشنهاد می کنند، «‌خروج دیپلماتیک‌» است که مستلزم امتیازات بسیار سنگین از سوی ایران در زمینه برنامه هسته‌ای و موشکی خواهد بود، در این حالت، از تهران خواسته می شود غنی‌سازی را به صفر برساند و تاسیسات هسته‌ای‌اش را جمع کند، این سطح از سازش، به نظر تحلیلگران، عملاً به معنای «تسلیم بی‌قیدوشرط» جمهوری اسلامی خواهد بود که موفقیت آن بسیار بعید به نظر می‌رسد.

به گزارش میار، درگیری نظامی آشکار میان ایران و اسرائیل در ماه‌های اخیر وارد فاز تازه‌ای شده است. اسرائیل حملات گسترده هوایی علیه تأسیسات هسته‌ای، نظامی و حتی مسکونی و درمانی و عمومی و ... ایران را انجام داده و تهران نیز با شلیک ده‌ها موشک و پهپاد به خاک اسرائیل پاسخ داده است. هدف اعلامی این خصومت بر اساس ادعای رژیم غاصب صهیونیستی، مهار برنامه هسته‌ای ایران و آزمودن توان نظامی دو طرف بوده؛ در حالی که مداخلات بازیگران جهانی (آمریکا، اروپا، روسیه، چین) ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی بحران را افزایش داده است. 

چرا جنگ شروع شد؟

۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ اسرائیل حملات هوایی بی‌سابقه‌ای را داخل خاک ایران انجام داد. این حملات تأسیسات نظامی و هسته‌ای و عمومی و مسکونی ایران را هدف قرار داد و به گفته رسانه‌ها، دست‌کم هفت فرمانده ارشد نظامی و شش دانشمند هسته‌ای این کشور را فقط در آن روز به شهادت رساند و تا به اکنون بیش از ۵۰۰ ایرانی که عموما غیر نظامی هستند را به شهادت رسانده است. این گسترش آشکار درگیری بین دو کشور، نگرانی از تبدیل بحران به یک جنگ تمام‌عیار را به شدت افزایش داده است. 

تهدیدات هسته‌ای

ماهیت «تهدید هسته‌ای» در این منازعه دو‌پهلو است. از یک سو ایران سال‌ها برنامه غنی‌سازی اورانیوم را دنبال کرده و به تازگی بخشی از ذخایر خود را تا غنای حدود ۶۰٪ ارتقا داده است. بر اساس گزارش مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران پیش از حملات اخیر بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم تا غنای تقریبی ۶۰ درصد در اختیار داشته است که در صورت ادامه غنی‌تر شدن، برای ساخت حدود ۹ کلاهک هسته‌ای کافی محسوب می‌شود. به بیان ساده، هرچه درصد غنی‌شدن اورانیوم بالاتر رود، امکان استفاده آن در ساخت جنگ‌افزار هسته‌ای بیشتر می‌شود. تهران تأکید می‌کند برنامه هسته‌ای این کشور صلح‌آمیز است اما غربی ها و اروپایی ها بهانه هایی می آورند که هیچ سندی در این زمینه ها ندارند. با این حال، پس از حملات آمریکا و اسرائیل به مراکز غنی‌سازی، برخی مقام‌های ایرانی بحث «خروج احتمالی» از معاهده NPT (عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای) و حتی «بستن تنگه هرمز» را مطرح کرده‌اند که در صورت تحقق، ثبات منطقه و بازار جهانی انرژی را تهدید خواهد کرد.

در مقابل، اسرائیل جزو کشورهای غیر عضو NPT است و هر چند رسماً برنامه هسته‌ای خود را اعلام نکرده ولی تقریباً همه منابع اطلاعاتی آن را «قدرت هسته‌ای پنهان» منطقه می‌دانند. گزارش‌های رسانه‌ای غیررسمی حاکی از آن است که اسرائیل چند ده کلاهک هسته‌ای در زرادخانه خود دارد؛ این واقعیت نانوشته، اساسی‌ترین «تهدید هسته‌ای» مورد مناقشه است که مقام‌های اسرائيلی بارها آن را ضرورتی برای اقدام پیشدستانه توصیف کرده‌اند. به طور کلی، به نظر می‌رسد که هیچ‌یک از طرفین – و نه آمریکا و نه اروپایی‌ها – قصد ندارند به طور علنی از ابزار هسته‌ای استفاده کنند اما صحبت از بمباران تأسیسات اتمی و بسته‌شدن پیمان‌های نظارتی نشان‌دهنده هراس گسترده‌ای است که می‌تواند منطقه را با تهدید فزاینده‌ای روبرو سازد.

توان نظامی و نقش بازیگران بین‌المللی

در میدان نبرد، نیروی هوایی اسرائیل با بهره‌گیری از جنگنده‌های نسل پنج F-35، هواپیماهای F-16 و F-15 و موشک‌های هدایت‌شونده پیشرفته، ادعا کرده برتری هوایی خود را حتی بر فراز استان‌هایی مانند تهران تثبیت کرده است. تحلیلگران می‌گویند اسرائیل با حملات متمرکز خود بسیاری از پدافندهای هوایی و باند فرودگاه‌های ایران را هدف قرار داده و از بمب‌های هدایت‌شونده ارزان‌قیمت مانند کِیت‌دیا و JDAM برای انجام حملات استفاده می‌کند تا ارزش رزمی حمله خود را بالا ببرد و هزینه‌های دشمن را افزایش دهد. در مقابل، نیروی هوایی ایران به جز جنگنده‌های قدیمی مانند F-14 و F-4 که بیشتر از دهه ۱۹۷۰ باقی مانده‌اند جنگنده های دیگری ندارد و بار اصلی پاسخ به حملات اسرائیل را بر دوش سامانه‌های موشکی بالستیک و پهپادهای انتحاری گذاشته است. مقامات اسرائیلی گزارش داده‌اند که ایران از جمعه ۱۳ ژوئن تاکنون بیش از ۳۷۰ موشک بالستیک به سوی خاک اسرائیل شلیک کرده است که برخی آمار حکایت از کشته شدن حدود دو دوجین شهروند اسرائیلی دارد. گنبد آهنین و سامانه‌های پیکان (برای موشک‌های دوربرد) و فلاخن داوود نقش محوری در رهگیری موشک‌های شلیک‌شده داشته‌اند. استفاده از این سامانه‌های دفاع هوایی برای اسرائیل هزینه‌بر بوده است؛ کارشناسان اشاره کرده‌اند که به طور مثال رهگیری هر موشک بالستیکِ ایرانی با موشک پیکان-۳ ممکن است چند میلیون دلار هزینه داشته باشد، در حالی که بمب‌های هدایت‌شونده‌ای که اسرائیل برای بمباران تأسیسات ایران به کار می‌برد، هر کدام تنها چند ده هزار دلار ارزش دارند.

ایران همچنین صدها فروند پهپاد (از نوع شاهد-۱۳۶ و شاهد-۱۷۶) علیه اهداف اسرائیل به کار برده است. هرچند این پهپادها ارزان و کندند و بخش عمده‌شان رهگیری شده اما هر بار شلیک موشک یا پهپاد هزینه‌هایی از حیث منابع مالی و تلفاتی برای هر دو طرف داشته است. مقام‌های آمریکایی می‌گویند سامانه‌های دفاعی آمریکا (مانند باتری‌های پاتریوت) در منطقه به رهگیری تعدادی از موشک‌های ایرانی کمک کرده اما آمریکا اعلام کرده در حملات تلافی‌جویانه ایران شرکت نظامی مستقیمی نداشته است.

در کنار طرفین اصلی، قدرت‌های بزرگ جهانی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در این بحران دارند. شورای امنیت سازمان ملل متحد روز ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ تشکیل جلسه اضطراری داد. دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، هشدار داد که منطقه «روی لبه پرتگاه یک مارپیچ مرگبار» قرار گرفته است و خواستار فوریت توقف درگیری شد. از سوی دیگر، نمایندگان روسیه، چین و چند کشور اسلامی (از جمله پاکستان) به شدت حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کردند و خواستار «آتش‌بس فوری و بی‌قیدوشرط» شدند. در مقابل، ایالات متحده و اسرائیل مدعی «حق دفاع از خود» شدند؛ نماینده آمریکا در سازمان ملل گفت «بالاخره زمان آن رسیده که آمریکا در دفاع از منافع خود و متحدانش با قاطعیت عمل کند» و هشدار داد هر حمله ایرانی به آمریکایی‌ها با «انتقام ویرانگر» مواجه خواهد شد.

کشورهای اروپایی نیز در مواضع دوپهلو عمل کردند. رهبران آلمان، فرانسه و بریتانیا با صدور بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند «ایران هرگز نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد» و از تهران خواستند تنش‌ها را کاهش دهد. آنها بر لزوم بازگشت به میز مذاکرات هسته‌ای تأکید و حمایت خود از امنیت اسرائیل را اعلام کردند. 

چشم‌انداز آینده منطقه

دورنماهای احتمالی این بحران همچنان نامعلوم و متنوع است. یکی از سناریوها، «‌خروج دیپلماتیک‌» است که مستلزم امتیازات بسیار سنگین از سوی ایران در زمینه برنامه هسته‌ای و موشکی خواهد بود. در این حالت، ممکن است از تهران خواسته شود غنی‌سازی را به صفر برساند، تاسیسات هسته‌ای‌اش را جمع کند. این سطح از سازش، به نظر تحلیلگران، عملاً به معنای «تسلیم بی‌قیدوشرط» جمهوری اسلامی خواهد بود که موفقیت آن بسیار بعید به نظر می‌رسد.

سناریوی دیگر، ادامه محدودتر درگیری نظامی تا «نقطه اوج» تخریب تاسیسات کلیدی ایران است. برخی تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند اگر تأسیسات زیرزمینی مهمی مانند فردو نابود شود، سپس ممکن است یک آتش‌بس واقعی یا غیررسمی برقرار شود که در آن اسرائیل و آمریکا دست بالاتر را داشته باشند و ایران فرصت بازسازی موقت یابد. این روند می‌تواند شبیه آتش‌بس موقت میان اسرائیل و حزب‌الله باشد که سال گذشته تا حدودی وقفه‌ای در درگیری‌ها ایجاد کرد.

در عین حال، مجموعه‌ای از سناریوهای «فشار و مقاومت» نیز محتمل است. ایران ممکن است در واکنش به ادامه حملات، پایگاه‌های آمریکا را هدف بگیرد یا جریان نفتی از تنگه هرمز را محدود کند تا فشار اقتصادی وارد آورد اما بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند که چنین اقدامی قطعاً واکنش شدید غرب و متحدان ایران را در پی خواهد داشت. ضمنا، احتمال می‌رود درگیری به صف‌آرایی نیروهای مقاومت هم منجر شود.

برخی ناظران افزون بر آن، به یک سناریوی «دوران مقاومت نامتقارن» اشاره کرده‌اند. در این چارچوب، جمهوری اسلامی با تضعیف رسمی توان نظامی خود، تمام تلاش‌اش را بر هم‌افزایی با نیروهای مقاومت متمرکز می‌کند تا هزینه جنگ را برای طرف مقابل بیشتر کند. چنین وضعیتی در کوتاه‌مدت منجر به درگیری نمی‌شود اما می‌تواند به آشوبی طولانی‌مدت بامنجر شود.

توجه به این نکته ضروری است که هرگونه ادامه تحولات نظامی شدید، ناگزیر بر بازارهای جهانی انرژی نیز اثر خواهد گذاشت. اقداماتی مانند تهدید به بستن هرمز از سوی ایران، قیمت نفت را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. روزنامه‌ها گزارش داده‌اند که حتی قبل از پایان هفته ابتدایی درگیری، کشتی‌های تجاری در خلیج فارس مسیر خود را تغییر داده یا متوقف شده‌اند. در عمل، یک منازعه گسترده می‌تواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهانی و ثبات کشورهای منطقه‌ای داشته باشد.

جمع بندی

درگیری اخیر میان ایران و اسرائیل نشان می‌دهد که این دو کشور در تقابل مستقیم فراتر از چشم‌انداز عمومی قرار گرفته‌اند. از سوی دیگر، اقدامات نظامی مستقیم این دو کشور، واکنش‌های گسترده بین‌المللی را به همراه داشته و شکاف عمیقی بین جهان غرب (به‌ویژه آمریکا و اروپا) و قدرت‌های دیگر (روسیه و چین) پدید آورده است. هر قدر مذاکرات و مکانیزم‌های نظارتی بین‌المللی فعال‌تر شود، شانس پرهیز از جنگ تمام‌عیار بیشتر خواهد بود، وگرنه ادامه عملیات جنگی می‌تواند به ثبات شکننده فعلی پایان دهد و خاورمیانه را وارد فصلی جدید و پرمخاطره کند. 

2 تیر 1404, 18:23
بازگشت