صفحه نخست | شش روز جنگ صهیونیست ها علیه ایران؛ آیا خاورمیانه در آشوب غرق خواهد شد؟

شش روز جنگ صهیونیست ها علیه ایران؛ آیا خاورمیانه در آشوب غرق خواهد شد؟

این درگیری به احتمال زیاد به یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت تبدیل خواهد شد، با حملات متناوب و عدم تمایل هیچ یک از طرفین به عقب‌نشینی کامل؛ احتمال کاهش تنش کنترل شده یا گسترش به یک درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر در حال حاضر کمتر است اما هرگونه اشتباه محاسباتی می‌تواند به سرعت وضعیت را تغییر دهد. 

به گزارش میار، شش روز از آغاز درگیری نظامی بی‌سابقه میان ایران و اسرائیل می‌گذرد و با پایان روز ششم، منطقه نفس‌زنان نظاره‌گر یکی از خطرناک‌ترین رویارویی‌های خود در دهه‌های اخیر است.

 I منطقه در حال تحول

درگیری نظامی مستقیم بین اسرائیل و ایران، که از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شد و اکنون ششمین روز خود را به پایان می‌رساند، نشان‌دهنده تشدید خطرناک تنش‌های دیرینه منطقه‌ای است. اسرائیل حملات خود را علیه تأسیسات هسته‌ای و اهداف نظامی ایران آغاز کرد و ایران نیز با امواج موشک‌های بالستیک و پهپادها به شهرهای اسرائیل پاسخ داد. با پایان یافتن روز ششم، هر دو طرف به تبادل حملات محدود اما تأثیرگذار ادامه می‌دهند، با گزارش‌هایی از تلفات قابل توجه غیرنظامی در ایران و خسارات در اسرائیل.

از نظر نظامی، اسرائیل بر تضعیف توانایی‌های هسته‌ای و موشکی ایران تمرکز کرده است، در حالی که ایران با شلیک موشک‌هایی به سیستم‌های دفاع هوایی پیشرفته اسرائیل پاسخ داده است. درخواست‌های بین‌المللی برای کاهش تنش گسترده است و ایالات متحده موضع دوگانه‌ای را در حمایت از اسرائیل و جلوگیری از گسترش درگیری منطقه‌ای حفظ کرده است. از نظر اقتصادی، بازارهای جهانی تا حدودی انعطاف‌پذیری نشان داده‌اند اما تهدید بسته شدن تنگه هرمز همچنان پابرجاست که به طور بالقوه می‌تواند رکود اقتصادی را به دنبال داشته باشد. هزینه‌های انسانی در حال افزایش است، با صدها تلفات غیرنظامی در ایران و ده‌ها نفر در اسرائیل، که وضعیت وخیم انسانی در غزه را تشدید می‌کند.

تحلیل اولیه واکنش بازار، اگرچه پرنوسان اما منجر به فروش گسترده و پایدار سهام نشده است. این وضعیت می‌تواند به عنوان یک "عادی‌سازی" خطرناک درگیری‌های ژئوپلیتیکی پرمخاطره در خاورمیانه توسط بازارهای مالی جهانی تعبیر شود. این نشان می‌دهد که آستانه آنچه یک رویداد واقعاً مختل‌کننده بازار محسوب می‌شود، بالاتر رفته است. عدم واکنش شدید و پایدار بازار به یک جنگ مستقیم بین دو قدرت منطقه‌ای مهم، حاکی از آن است که سرمایه‌گذاران به مرور زمان آموخته‌اند که بی‌ثباتی منطقه‌ای را به عنوان یک ویژگی تکراری در قیمت‌ها لحاظ کنند، یا اینکه بازار درگیری را در پارامترهای اقتصادی قابل قبول مهار شده می‌بیند. این یک تغییر قابل توجه در نحوه واکنش بازارها به رویدادهای مشابه در گذشته است و می‌تواند نشان‌دهنده بی‌حسی خطرناکی نسبت به درگیری‌های منطقه‌ای باشد.

حمله مستقیم اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، علیرغم تلاش‌های دیپلماتیک جاری، نشان می‌دهد که رویکرد اسرائیل در مورد برنامه هسته‌ای ایران رد شده است. این امر به یک تغییر استراتژیک از بازدارندگی به پیشگیری اشاره دارد. این اقدام، که اسرائیل آن را "پیشگیرانه" توصیف کرد و آن را با نزدیک شدن ایران به دستیابی به سلاح هسته‌ای توجیه کرد، نشان‌دهنده این است که اسرائیل دیگر به ابزارهای غیرنظامی برای مقابله با تهدید هسته‌ای به اندازه کافی اعتماد ندارد. این وضعیت به این معناست که آستانه مداخله نظامی کاهش یافته و اسرائیل اکنون موضعی فعال و پیشگیرانه در برابر آنچه تهدیدی وجودی می‌داند، اتخاذ کرده است.

 II رویارویی مستقیم

حملات پیشگیرانه اسرائیل (۱۳ ژوئن ۲۰۲۵)؛ هدف قرار دادن برنامه هسته‌ای و رهبری نظامی ایران

در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل مجموعه‌ای از حملات خصمانه خود را علیه ایران آغاز کرد. این حملات عمدتاً برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند، از جمله تأسیسات نطنز و اصفهان. گزارش‌ها حاکی از خسارت قابل توجه به بخش‌های روی زمین نطنز، از جمله زیرساخت‌های الکتریکی و ژنراتورهای برق اضطراری و بخشی که اورانیوم تا ۶۰ درصد غنی‌سازی می‌شد، است. سایت فوردو، که به شدت محافظت می‌شود، نیز مورد حمله قرار گرفت اما خسارتی گزارش نشد.

توجیه اعلام شده برای این حملات، ارزیابی اسرائیل بود که ایران "نزدیک‌تر از همیشه به دستیابی به سلاح هسته‌ای" است. بر اساس ادعای اسرائیل غنی‌سازی اورانیوم ایران تا ۶۰ درصد به طور قابل توجهی فراتر از ۳.۶۷ درصد مجاز تحت برجام است و ذخایر کلی آن بیش از ۴۰ برابر مقدار مجاز است. 

فراتر از سایت‌های هسته‌ای، اقدامات نظامی اسرائیل همچنین اهداف نظامی متعارف، از جمله پدافند هوایی و پرتابگرهای موشک متحرک را هدف قرار داد و طبق گزارش‌ها بیش از ۱۰ دانشمند هسته‌ای ایران و بیش از ۱۵ مقام ارشد ایران را کشت. اهداف غیرنظامی مانند زیرساخت‌های نفت و گاز و شبکه تلویزیونی دولتی ایران نیز مورد حمله قرار گرفتند.

شلیک‌های تلافی‌جویانه ایران؛ حملات موشکی و ضدحملات سایبری

ایران به سرعت به حملات اسرائیل پاسخ داد، ابتدا با حملات پهپادی، و سپس با چندین موج موشک بالستیک که شهرهای اسرائیل، از جمله تل‌آویو و اورشلیم را هدف قرار داد. موج اول حدود سه دوجین نفر را زخمی کرد و موج دوم جراحات جزئی به همراه داشت. یک موشک ایرانی به مرکز اسرائیل اصابت کرد و دو نفر را کشت و ۱۹ نفر را زخمی کرد و چهار خانه را تخریب کرد.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، قول انتقام داد و اظهار داشت که ایران به اسرائیل اجازه نخواهد داد "از این جنایت بزرگی که مرتکب شده‌اند به سلامت فرار کند".

در حوزه سایبری، تلاش برای حمله به وب‌سایت‌های دولتی اسرائیل، بانک‌ها، شرکت‌های مخابراتی و سایر زیرساخت‌های حیاتی از ۱۳ ژوئن ۷۰۰ درصد افزایش یافته است. فرماندهی امنیت سایبری ایران محدودیت‌های اینترنتی را تأیید کرد و اظهار داشت که این اقدام برای جلوگیری از "ادامه بهره‌برداری دشمنان از زیرساخت‌ها برای انجام حملات سایبری و نظامی" است.

آغاز مستقیم درگیری توسط اسرائیل، به طور خاص با هدف قرار دادن برنامه هسته‌ای ایران، بر ماهیت دیرینه و در نهایت ناپایدار پیشرفت‌های هسته‌ای ایران در مواجهه با نگرانی‌های امنیتی اسرائیل تأکید دارد. این نشان می‌دهد که بدون یک پیشرفت دیپلماتیک قابل توجه یا توقف فعالیت‌های غنی‌سازی ایران، رویارویی نظامی بر سر این موضوع، اگر نه اجتناب‌ناپذیر اما بسیار محتمل بود. 

افزایش فوری و قابل توجه حملات سایبری ایران (افزایش ۷۰۰ درصدی) در کنار شلیک موشک‌ها، نشان‌دهنده قصد استراتژیک ایران برای استفاده از قابلیت‌های سایبری به عنوان یک ابزار نامتقارن کلیدی برای ایجاد اختلال و فشار روانی است که ضعف‌های نظامی متعارف را جبران می‌کند. اطلاعات موجود به وضوح نشان می‌دهد که افزایش چشمگیری در حملات سایبری بلافاصله پس از حملات اسرائیل رخ داده است، که نشان‌دهنده استقرار فعال و سریع قابلیت‌های سایبری است و بر ضعف‌های نظامی متعارف ایران و اتکای صریح آن به "قابلیت‌های نامتقارن" تأکید می‌کنند. حمله سایبری سریع و گسترده نشان می‌دهد که این تنها یک اقدام واکنشی نیست، بلکه یک جزء برنامه‌ریزی شده و جدایی‌ناپذیر از استراتژی پاسخ ایران برای به حداکثر رساندن تأثیر در چندین حوزه است، حتی اگر برابری نظامی مستقیم قابل دستیابی نباشد. این امر جنگ سایبری را از یک نگرانی حاشیه‌ای به یک میدان نبرد مرکزی و استراتژیک ارتقا می‌دهد.

 III محاسبات نظامی؛ قابلیت‌ها، درگیری‌ها و فرسایش

زرادخانه ایران؛ مروری بر قدرت موشکی و قابلیت‌های پهپادی

ایران دارای "بزرگترین ذخایر" سیستم‌های موشکی و پهپادهای تولید داخل است. زرادخانه آن شامل موشک‌های بالستیک سوخت جامد (مانند فاتح-۱۱۰، ذوالفقار، موشک‌های ضدکشتی خلیج فارس) و سوخت مایع (مانند شهاب-۱، شهاب-۲، موشک‌های کوتاه‌برد قیام-۱، خانواده شهاب-۳ با برد تا ۲۰۰۰ کیلومتر) است.

در حالی که نیروی هوایی ایران با تخمین ۳۵۰ هواپیما است و از نظر کمی و کیفی عقب‌تر از اسرائیل است، ایران توانایی بالایی در تولید طیف گسترده‌ای از پهپادها دارد، که نمونه آن پهپادهای تهاجمی شاهد است.

دفاع اسرائیل؛ سیستم دفاع هوایی چندلایه و توانایی جنگ سایبری

اسرائیل دارای یک سیستم دفاع هوایی پیچیده و چندلایه است که برای رهگیری تهدیدات مختلف طراحی شده است. این سیستم شامل موارد زیر است:

سیستم دفاع هوایی اسرائیل اکثریت قریب به اتفاق موشک‌های ایرانی را رهگیری کرده است اما برخی از آنها به ساختمان‌ها اصابت کرده و تلفاتی به بار آورده‌اند.

در جنگ سایبری، اسرائیل یک رهبر جهانی است، با تخصص ناشی از فناوری نظامی و واحدهای اطلاعاتی مانند واحد ۸۲۰۰ استراتژی امنیت سایبری ملی آن برای سال‌های ۲۰۲۵-۲۰۲۸ بر زیرساخت‌های دفاع سایبری ملی قوی، افزایش قابلیت‌های تشخیص تهدید، بهبود مکانیسم‌های پاسخ به حوادث و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی تمرکز دارد. همچنین بر ابزارهای سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی و رمزگذاری مقاوم در برابر کوانتوم تأکید دارد.

تبادل آتش؛ تحلیل شلیک موشک‌ها، نرخ رهگیری و خسارات گزارش شده

از ۱۳ ژوئن، ایران بیش از ۳۷۰ موشک و صدها پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرده است. ارتش اسرائیل در ۱۸ ژوئن گزارش داد که ایران حدود ۳۰ موشک بالستیک را در دو موج در طول شب شلیک کرده است که بیشتر آنها رهگیری شده و تلفاتی نداشته‌اند.

سیستم‌های دفاع هوایی اسرائیل اکثریت قریب به اتفاق پرتابه‌ها را رهگیری کرده‌اند. با این حال، برخی از موشک‌ها خساراتی به بار آورده‌اند و به خانه‌ها و آپارتمان‌ها در مرکز اسرائیل اصابت کرده‌اند. به ادعای منابع اسرائیلی ۲۴ نفر در اسرائیل کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

یک نگرانی حیاتی، ذخیره رهگیرهای پیکان اسرائیل است. گزارش‌های مقامات آمریکایی نشان می‌دهد که اسرائیل ممکن است در ۱۰ تا ۱۲ روز آینده با کمبود رهگیرها مواجه شود و مجبور به جیره‌بندی دفاع هوایی خود شود. ایالات متحده برای تقویت دفاع هوایی اسرائیل تلاش کرده است اما ذخایر خود آن نیز محدود است. این وضعیت یک معضل فرسایشی برای اسرائیل ایجاد می‌کند. در حالی که سیستم دفاع هوایی اسرائیل بسیار مؤثر است، هزینه بالای هر رهگیری و اتکای آن به ذخایر محدود رهگیرها، به ویژه پیکان، در برابر ذخایر بزرگتر و ارزان‌تر موشک‌های ایران، یک چالش جدی ایجاد می‌کند. این بدان معناست که حتی یک سیستم دفاعی برتر نظامی نیز می‌تواند در طول زمان با حجم بالای حملات غرق شود و اسرائیل را مجبور به انتخاب‌های استراتژیک در مورد اینکه چه چیزی را رهگیری کند، نماید.

تلفات در ایران به طور قابل توجهی بیشتر است. یک گروه حقوق بشر مستقر در واشنگتن گزارش داده است که حداقل ۵۸۵ نفر (عموماً غیر نظامی) شهید و بیش از ۱۳۰۰ نفر زخمی شده‌اند.

کارشناسان هسته‌ای در مورد اثربخشی اقدامات رژیم صهیونیستی در تضعیف واقعی برنامه هسته‌ای ایران تردید دارند. این وضعیت نشان می‌دهد که حتی اقدامات نظامی گسترده نیز ممکن است اساساً برنامه های هسته‌ای ایران را متوقف نکند و به طور بالقوه منجر به یک چرخه طولانی از حملات و بازسازی شود، نه پایان قاطع تهدید هسته‌ای. این تناقض به یک نکته ظریف حیاتی اشاره دارد: موفقیت‌های نظامی تاکتیکی علیه دارایی‌های متعارف لزوماً به موفقیت استراتژیک در برابر یک برنامه هسته‌ای عمیقاً ریشه‌دار و پراکنده تبدیل نمی‌شود. این به یک چالش بلندمدت و پتانسیل باقی ماندن موضوع هسته‌ای به عنوان یک محرک پایدار برای درگیری، حتی پس از اقدامات نظامی قابل توجه، اشاره دارد.

جدول مقایسه توانایی‌های نظامی؛ اسرائیل در مقابل ایران

دسته

اسرائیل

ایران

نیروهای فعال

تقریباً ۱۷۰,۰۰۰ نفر

تقریباً ۶۱۰,۰۰۰ نفر

نیروهای ذخیره

تقریباً ۴۶۵,۰۰۰ نفر

تقریباً ۳۵۰,۰۰۰ نفر

نیروی هوایی (هواپیما)

نیروی هوایی به روز و پیشرفته

نیروی هوایی (۳۵۰ هواپیما) 

ذخایر موشکی (ارزیابی کلی/انواع)

-

بزرگترین ذخایر موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد (SRBMs)، میان‌برد (MRBMs) و پهپادها (UAVs) 

سیستم‌های دفاع هوایی (انواع کلیدی)

پیکان، فلاخن داوود، گنبد آهنین 

سیستم‌های دفاع هوایی 

وضعیت برنامه هسته‌ای

گزارش نشده

 در حال غنی‌سازی اورانیوم

این جدول یک مقایسه سریع و اجمالی از نقاط قوت و ضعف نظامی اساسی دو کشور ارائه می‌دهد که برای درک پویایی‌های درگیری بسیار مهم است. این به سرعت ماهیت نامتقارن درگیری را برجسته می‌کند و چالش‌های استراتژیکی را که هر طرف با آن روبرو است، نشان می‌دهد.

IV صفحه شطرنج دیپلماتیک؛ واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی

تأکید عجیب برخی کشورها بر حق دفاع از خود اسرائیل!

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، از اسرائیل و ایران خواست تا حملات خود را متوقف کنند و تأکید کرد که "صلح و دیپلماسی باید حاکم شود".

رهبران گروه ۷، در نشست خود در کانادا، بیانیه‌ای مشترک را امضا کردند که خواستار کاهش تنش در درگیری بین اسرائیل و ایران شد، در حالی که بر حق اسرائیل برای دفاع از خود تأکید و اصرار کردند! آنها همچنین در مورد پیامدهای احتمالی برای بازارهای بین‌المللی انرژی هوشیاری خود را ابراز کردند.

روسیه در تماس‌های جداگانه با رهبران اسرائیل و ایران خواستار کاهش تنش شد، حملات اسرائیل را محکوم کرد و پیشنهاد میانجیگری داد. آلمان نیز مدعی ادامه تلاش‌های دیپلماتیک شد و در ادعایی گفت که "هرگز دیر نیست" که ایران به میز مذاکره بازگردد.

اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، نیز خواستار کاهش تنش و راه‌حل مذاکره شد، در حالی که از حق اسرائیل برای دفاع از خود حمایت کرد!

موضع آمریکا: وضعیت نظامی ایالات متحده، هشدارهای دیپلماتیک و لفاظی‌های ریاست‌جمهوری

ایالات متحده موضع قوی‌ای اتخاذ کرده و کشتی‌های جنگی و هواپیماهای نظامی را در منطقه جابه‌جا کرده است. این اقدامات شامل انتقال تانکرهای سوخت‌رسان نیروی هوایی و هواپیماهای سی-۱۷ به پایگاه‌های اروپایی و جابه‌جایی ده‌ها فروند اف-۱۶ از پایگاه ایتالیایی به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی است. سیستم‌های دفاع هوایی زمینی ایالات متحده فعالانه به اسرائیل در سرنگونی موشک‌های ایرانی کمک کرده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، علناً خواستار "تسلیم بی‌قید و شرط" ایران شد و به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، هشدار داد که ایالات متحده از مخفیگاه او مطلع است! ترامپ همچنین از همه مردم تهران خواست که "فورا" تخلیه کنند.

یک مقام آمریکایی به ایران و نیروهای مقاومت در منطقه در مورد هدف قرار دادن شهروندان، پایگاه‌ها یا زیرساخت‌های آمریکایی هشدار داد و اظهار داشت که "پیامدهای آن برای ایران وخیم خواهد بود". سخنگوی وزارت خارجه ایران، اسماعیل بقایی، هشدار داد که هرگونه مداخله آمریکا "دستورالعملی برای یک جنگ تمام‌عیار در منطقه" با پیامدهای شدید برای جامعه بین‌المللی خواهد بود.

موضع ایالات متحده در این درگیری، یک وضعیت دشوار استراتژیک را برای واشنگتن آشکار می‌کند. ایالات متحده در تلاش است تا هم حمایت قاطعانه از اسرائیل را حفظ کند و هم از گسترش درگیری به یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر جلوگیری کند که می‌تواند منافع آمریکا را به خطر بیندازد. این وضعیت ایالات متحده را در یک تنگنا قرار می‌دهد، زیرا حمایت از یکی از طرفین می‌تواند طرف دیگر را تحریک کند، در حالی که عدم مداخله ممکن است به نظر برسد که متحدان خود را رها کرده است. این وضعیت نشان می‌دهد که ایالات متحده با وجود قدرت نظامی و دیپلماتیک خود، در مدیریت پیچیدگی‌های یک درگیری مستقیم بین دو بازیگر اصلی منطقه با چالش‌های قابل توجهی روبرو است.

پویایی‌های منطقه‌ای: نقش حزب‌الله و حوثی‌ها

حزب‌الله لبنان از دیرباز قدرتمندترین متحد تهران در منطقه محسوب می‌شده است. با این حال، رهبران لبنان، از جمله رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر، علناً از کشورشان خواسته‌اند که از درگیری بین اسرائیل و ایران دور بماند. آنها استدلال می‌کنند که هرگونه درگیری برای لبنان، که درگیر بحران اقتصادی و تلاش برای بهبود از جنگ اخیر اسرائیل و حزب‌الله است، مضر خواهد بود. این اظهارات به منزله پیامی به حزب‌الله بود که از درگیری دور بماند.

حزب‌الله در جنگی ۱۴ ماهه با اسرائیل تا نوامبر ۲۰۲۴ متحمل خسارات قابل توجهی شده بود و بسیاری از رهبری سیاسی و نظامی آن در حملات هوایی اسرائیل کشته شدند. تحلیلگران معتقدند که حزب‌الله در حال حاضر نیازی به مداخله ندارد، زیرا موشک‌های ایرانی قادر به مقابله با اسرائیل هستند اما اگر وضعیت به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل شود، هیچ چیز مانع از تغییر وضعیت نخواهد شد. این عدم مداخله حزب‌الله می‌تواند نشانه‌ای از ظرفیت محدود آن پس از جنگ‌های قبلی باشد.

در مقابل، حوثی‌های یمن، موشک‌هایی را به سمت اسرائیل شلیک کرده‌اند و اعلام کرده‌اند که "برای حمایت از ایران علیه اسرائیل مداخله خواهند کرد". این گروه همچنین می‌تواند حملات خود را علیه کشتیرانی بین‌المللی از سر بگیرد.

عدم مداخله کامل حزب‌الله ممکن است ناشی از ارزیابی‌های دقیق از توانایی‌های فرسایش‌یافته خود، یا تمایل ایران برای حفظ این نیروها به عنوان اهرم‌های آینده باشد. این نشان می‌دهد که ایران ممکن است در حال حاضر به دنبال گسترش کامل درگیری از طریق نیروهای مقاومت نباشد، بلکه ترجیح می‌دهد از آنها به عنوان یک تهدید بالقوه یا برای حملات محدود و هدفمند استفاده کند. این وضعیت به پیچیدگی پویایی‌های منطقه‌ای می‌افزاید، جایی که بازیگران مختلف با محاسبات استراتژیک خود عمل می‌کنند و لزوماً به طور کامل در یک جبهه متحد نمی‌شوند.

 V پیامدهای اقتصادی و بحران انسانی

واکنش بازارهای جهانی: قیمت نفت، بازارهای سهام و سیاست فدرال رزرو

درگیری اسرائیل و ایران به عنوان یک نقطه اشتعال ژئوپلیتیکی مکرر ظاهر شده است که انعطاف‌پذیری بازارهای سهام ایالات متحده را آزمایش می‌کند. در حالی که شاخص S&P 500 از سال ۲۰۲۵ انعطاف‌پذیری قابل توجهی از خود نشان داده است، سرمایه‌گذاران باید نوسانات کوتاه‌مدت را در برابر تغییرات استراتژیک بلندمدت در بخش‌های انرژی، هسته‌ای و فناوری تحلیل کنند.0

قیمت نفت خام برنت به ۷۴.۶۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته است که جهشی ۷ درصدی را نشان می‌دهد، و طلا به ۳۵۰۰ دلار در هر اونس نزدیک شده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند قیمت‌ها را به ۱۲۰ دلار در هر بشکه برساند، سطحی که به طور تاریخی با رکود مرتبط است. این وضعیت می‌تواند منجر به افزایش شدید نرخ حمل و نقل جهانی و افزایش فشارهای تورمی شود.

موضع فدرال رزرو یک متغیر حیاتی باقی مانده است. در حالی که خطرات ژئوپلیتیکی نسبت قیمت به درآمد (P/E) را فشرده می‌کند، تصمیم فدرال رزرو برای ثابت نگه داشتن نرخ‌ها در ژوئن ۲۰۲۵ منعکس‌کننده تمرکز آن بر تورم (CPI با رشد ماهانه ۰.۱٪) است. فدرال رزرو با یک معضل روبروست: افزایش نرخ‌ها برای مبارزه با افزایش قیمت‌ها یا ثابت نگه داشتن آنها برای جلوگیری از خفه کردن رشد.

تلفات، خسارات و هزینه‌های اقتصادی

به گفته منابع اسرائیلی، در سرزمین فلسطین اشغالی، ۲۴ نفر کشته و بیش از ۵۰۰ نفر زخمی شده‌اند. موشک‌های ایرانی به خانه‌ها و آپارتمان‌ها در مرکز اسرائیل اصابت کرده و خسارات سنگینی به بار آورده‌اند. آژیرهای حمله هوایی بارها اسرائیلی‌ها را مجبور به پناه گرفتن کرده است.

از نظر اقتصادی، جنگ غزه قبل از این درگیری، تأثیرات قابل توجهی بر اسرائیل داشته است. انتظار می‌رود هزینه‌های مرتبط با جنگ برای اسرائیل از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ به ۵۵.۶ میلیارد دلار برسد که ۱۰ درصد از اقتصاد آن را تشکیل می‌دهد. اقتصاد اسرائیل در سه ماهه چهارم سال ۲۰۲۳ کاهش قابل توجهی را تجربه کرد و مصرف خصوصی ۲۶.۹ درصد و سرمایه‌گذاری تجاری ۶۷.۸ درصد کاهش یافت. با این حال، هزینه‌های دولتی ۸۸.۱ درصد افزایش یافت که عمدتاً به دلیل هزینه‌های جنگی بود.

تنگه هرمز: نقطه خفگی حیاتی و پیامدهای جهانی

تنگه هرمز، یکی از حیاتی‌ترین نقاط خفگی نفتی جهان، در مرکز بحث‌ها و تحلیل‌های متمرکز بر درگیری کنونی ایران و اسرائیل قرار دارد. این تنگه که بین عمان و ایران قرار دارد، خلیج فارس را به دریای عمان و دریای عرب متصل می‌کند. این تنگه به اندازه‌ای عمیق و پهن است که می‌تواند بزرگترین تانکرهای نفت خام جهان را در خود جای دهد و آن را به یک شریان حیاتی تبدیل کرده است که در معرض خطر اختلال با تشدید تنش‌ها بین ایران و اسرائیل قرار دارد.

ایران در گذشته تهدید به بستن تنگه کرده است اما هرگز این تهدید را عملی نکرده است. تشدید درگیری ترس از چنین بسته‌ای را دوباره زنده کرده است. این تنگه در باریک‌ترین نقطه خود تنها ۲۰ مایل دریایی عرض دارد و بخش قابل توجهی از آن در آب‌های سرزمینی ایران قرار دارد.

در سال ۲۰۲۴، جریان نفت از طریق این تنگه به طور متوسط ۲۰ میلیون بشکه در روز بود که معادل حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتی است. اعضای اوپک مانند عربستان سعودی، ایران، امارات متحده عربی، کویت و عراق بیشتر نفت خام خود را از طریق این تنگه، عمدتاً به آسیا، صادر می‌کنند. قطر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع (LNG)، تقریباً تمام LNG خود را از طریق این تنگه ارسال می‌کند.

بسته شدن تنگه هرمز، حتی برای یک دوره محدود، تأثیر عمده‌ای بر بازارهای جهانی نفت و گاز خواهد داشت. این امر می‌تواند قیمت نفت را به شدت افزایش دهد و فشارهای تورمی جهانی را تشدید کند. در حالی که اسرائیل از نظر مستقیم تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد زیرا نفت خود را از طریق مدیترانه تأمین می‌کند، تورم جهانی همچنان می‌تواند به آن آسیب برساند.

افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، آسیب‌پذیری عمیق‌تر اقتصاد جهانی را در برابر شوک‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد. حتی اگر بازارهای سهام در ابتدا انعطاف‌پذیری نشان دهند، تهدید بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت، ریسک رکود جهانی را به طور قابل توجهی بالا می‌برد. این وضعیت نشان می‌دهد که جهان تا چه حد به ثبات منطقه‌ای وابسته است و چگونه یک درگیری ظاهراً محدود می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد.

این درگیری نه تنها منجر به تلفات مستقیم و خسارات فیزیکی شده است، بلکه یک فاجعه انسانی در حال گسترش را برای غیرنظامیان در هر دو کشور، به ویژه در ایران، ایجاد کرده است.

 VI سناریوها و چشم‌انداز: آنچه در پیش است؟

پیش‌بینی دقیق مسیر یک درگیری پیچیده مانند جنگ اسرائیل و ایران دشوار است اما با توجه به داده‌های موجود، می‌توان سناریوهای محتمل را با درصدهای احتمالی ارزیابی کرد.

سناریو ۱: کاهش تنش کنترل شده (احتمال: متوسط-پایین)

در این سناریو، فشار شدید بین‌المللی، به ویژه از سوی ایالات متحده و اروپا، هر دو طرف را به سمت کاهش تنش سوق می‌دهد. مذاکرات، شاید با میانجیگری روسیه یا قطر، از سر گرفته می‌شود. ایران ممکن است در ازای کاهش حملات اسرائیل و لغو برخی تحریم‌ها، کاهش غنی‌سازی اورانیوم را بپذیرد. اسرائیل نیز ممکن است به هدف خود مبنی بر تضعیف برنامه هسته‌ای و موشکی ایران تا حدی دست یافته باشد و برای جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری، عملیات خود را کاهش دهد. این سناریو مستلزم میانجیگری مؤثر بین‌المللی است. احتمال آن متوسط تا پایین است، زیرا هیچ یک از طرفین در حال حاضر تمایلی به عقب‌نشینی کامل نشان نداده‌اند و اظهارات رهبران ایران و آمریکا حاکی از موضع‌گیری‌های سخت است. با این حال، سابقه میانجیگری در خاورمیانه وجود دارد، هرچند اغلب طولانی و دشوار بوده است.

سناریو ۲: درگیری طولانی‌مدت و فرسایشی (احتمال: متوسط-بالا)

این سناریو محتمل‌ترین مسیر کنونی است. درگیری به یک جنگ فرسایشی تبدیل می‌شود که در آن حملات متقابل ادامه می‌یابد اما هیچ یک از طرفین به دنبال یک پیروزی قاطع نیستند. اسرائیل به حملات هدفمند علیه تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران ادامه می‌دهد تا توانایی‌های آن را تضعیف کند. ایران نیز با شلیک موشک‌ها و پهپادها، به ویژه با استفاده از ذخایر بزرگ خود، پاسخ می‌دهد و از قابلیت‌های سایبری خود برای ایجاد اختلال استفاده می‌کند. این سناریو با ادامه فشار بر سیستم دفاع هوایی اسرائیل به دلیل هزینه بالای رهگیری و محدودیت ذخایر رهگیرها همراه خواهد بود. در این حالت، اقتصاد هر دو کشور تحت فشار شدید باقی می‌ماند. این وضعیت می‌تواند برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه یابد، همانند برخی درگیری‌های تاریخی در منطقه. این سناریو با توجه به عدم تمایل به عقب‌نشینی کامل و ماهیت اهداف هر دو طرف، احتمال بالایی دارد.

سناریو ۳: درگیری منطقه‌ای گسترده (احتمال: پایین-متوسط)

این سناریو شامل گسترش جنگ به سایر بازیگران منطقه‌ای است. اگر حزب‌الله لبنان، با وجود وضعیت فعلی خود، به طور کامل وارد درگیری شود، یا اگر ایران به طور مستقیم نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد، این وضعیت می‌تواند منجر به یک رویارویی بزرگتر شود. بسته شدن تنگه هرمز، که منجر به افزایش شدید قیمت نفت و رکود جهانی می‌شود، نیز می‌تواند یک کاتالیزور برای مداخله گسترده‌تر باشد. این سناریو همچنین می‌تواند شامل حملات مستقیم آمریکا به ایران شود، که ایران هشدار داده است "پیامدهای جبران‌ناپذیری" خواهد داشت. احتمال این سناریو در حال حاضر پایین تا متوسط است، زیرا همه بازیگران اصلی از جمله ایالات متحده، به دنبال جلوگیری از یک جنگ تمام‌عیار هستند. با این حال، هرگونه اشتباه محاسباتی یا تشدید ناخواسته می‌تواند به سرعت به این سمت سوق پیدا کند.

چشم‌انداز کلی:

چشم‌انداز کلی، چشم‌اندازی از بی‌ثباتی پایدار در منطقه است. حتی در صورت کاهش تنش، ریشه‌های درگیری (برنامه هسته‌ای ایران، نفوذ منطقه‌ای ایران و نگرانی‌های امنیتی اسرائیل) همچنان پابرجا خواهند ماند. این وضعیت نشان می‌دهد که خاورمیانه در یک دوره طولانی از عدم قطعیت و درگیری‌های متناوب قرار گرفته است که بر زندگی میلیون‌ها نفر در سراسر منطقه تأثیر می‌گذارد.

در انتها آنطور که مشخص است، این درگیری به احتمال زیاد به یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت تبدیل خواهد شد، با حملات متناوب و عدم تمایل هیچ یک از طرفین به عقب‌نشینی کامل. احتمال کاهش تنش کنترل شده یا گسترش به یک درگیری منطقه‌ای گسترده‌تر در حال حاضر کمتر است اما هرگونه اشتباه محاسباتی می‌تواند به سرعت وضعیت را تغییر دهد. در نهایت، این درگیری تأکید می‌کند که خاورمیانه در یک تعادل شکننده قرار دارد، جایی که تنش‌های دیرینه و اهداف متضاد، چشم‌انداز صلح پایدار را دور از دسترس نگه می‌دارد و رنج‌های انسانی را در پی دارد.

28 خرداد 1404, 21:32
بازگشت