زیر آوارها و از دستدادگیها، غزه به ایمانش چنگ زده است. تکبیرات هنوز طنینانداز است. مادران هنوز هر آنچه اندک در توان دارند میپزند. کودکان هنوز لبخند میزنند، حتی اگر فقط برای یک لحظه. در سرزمینی که همه چیز از آن گرفته شده، تابآوری تنها چیزی است که هنوز باقی مانده است.
به گزارش میار ترجمه شده از دِ نشنال، عید قربان در غزه امسال با صدای تکبیرات مقدس و بسکویتهای ساختهشده از مکملهای غذایی گرامی داشته میشود. خیابانهای این منطقه که روزهای شادی را به یاد میآوردند، امسال سکوت را به ارمغان آوردهاند. ناامیدی در سایه آوار و تخریب جایگزین شادیهای سنتی شده است، تا جایی که تنها نشانههای باقیمانده از فرا رسیدن این عید، آوازهای ضعیف تکبیر و لبخندهایی نادر از میان تاریکیهاست.
خیابان های خالی و قفسه های فراموش شده
بازارهای غزه امسال دیگر شلوغیهای گذشته را ندارند. قفسههای فروشگاهها پر از کالاهای غبارگرفتهای است که دسترسی به آنها برای مردمی درگیر با گرسنگی و فقر غیرممکن شده است. نه کعک سنتی، نه لباسهای جدید، نه حتی صدای خنده کودکان در این عید به گوش میرسد.
برای بسیاری از ساکنان غزه، این عید سختترین عید زندگیشان محسوب میشود. با ادامه بمبارانهای اسرائیل، شیوع گرسنگی و فروپاشی کامل اقتصاد، شادیهای قدیمی عید تنها به یادهای دور پیوند خورده است.
علاء محمد: بیسکویتی از مکملهای غذایی
علاء محمد (۴۳ ساله)، ساکن غزه، در خانهای نیمهویران زندگی میکند، اما نمیگذارد فرزندانش عید را در ناامیدی بگذرانند. او در گفتوگو با روزنامه دی نشنال میگوید: «مواد لازم برای درست کردن کعک سنتی عید وجود ندارد. تصمیم گرفتم برای بچههایم بیسکویت درست کنم. حتی این هم آسان نبود. نتوانستم مواد اولیه پیدا کنم، بنابراین از یک مکمل غذایی ساختهشده از کره لوبیا استفاده کردم؛ چیزی که قرار بود در بستههای کمکهای غذایی باشد، اما مردم آن را در بازار میفروشند.»
او این مخلوط را با آرد و بیکینگ پودر ترکیب و به شکل بیسکویت درمیآورد. «بهتر از هیچ است. حداقل بچههایم برای لحظهای لبخند زدند.»
هلا عبود: «هیچ احساس امنیتی وجود ندارد»
هلا عبود (۴۰ ساله)، ساکن جاده ناصر در غزه، سه هفته است که از خانهاش بیرون نیامده است. او درباره شرایط فعلی میگوید: «فقط حملات هوایی اسرائیل نیست. هرج و مرج همهجا هست، تیراندازی در خیابانها، دزدانی که آزادانه پرسه میزنند. دیگر هیچ احساس امنیتی وجود ندارد.»
هلا افزود: «تقریباً فراموش کردهام که عید نزدیک است. نه غذایی هست، نه نشانهای، نه چیزی که بگوید عید آمده است. وقتی بتوانیم، برنج و ماکارونی میخوریم. اغلب اوقات حتی سبزیجات هم در دسترس نیست. من در جنگهای قبلی زندگی کردهام، اما هیچکدام مثل این نبوده.»
دوحا احمد: «این بدترین عید است»
در خان یونس در جنوب غزه، دوحا احمد (۳۰ ساله) سعی میکند برای دخترش ظاهری از جشن را حفظ کند. او اضافه میکند: «دخترم مدام گریه میکرد و از من میخواست لباس نو برای عید بخرم. اما همه چیز بسیار گران است. در نهایت فقط یک تیشرت برایش خریدم.»
این خرید اندک، لحظهای شیرین و تلخ برای مادری است که میگوید: «این بدترین عید است. حتی پارسال، در جریان جنگ، بهتر بود. میتوانستیم غذا پیدا کنیم. کیک درست کردیم. امسال هیچ چیز نداریم.»
گوشت: غیبتی دردناک
مهمترین چیزی که امسال در عید غایب است، گوشت است. نه حیوانی برای ذبح وجود دارد و نه پولی برای خرید گوشت، حتی اگر موجود باشد. هلا عبود میگوید: «من طرفدار گوشت نیستم، اما الان احساس میکنم که واقعاً دلم برای گوشت تنگ شده، و میخواهم گوشت بخورم، چون بیش از دو ماه است که از آن محروم شدهایم.»
روزی دیگر از تقلا
جنگ هر رنگ و شادی را از عید زدوده است. آنچه باقی مانده، زنده ماندن است: مادری که از مکملهای غذایی بیسکویت درست میکند، یک تیشرت تنها، یا لحظهای آرام از نیایش پیش از شروع دوباره روزی دیگر از تقلا. علاء محمد میگوید: «من همچنان سپاسگزار خواهم بود که کسی را از دست ندادم و برای ایمنیشان دعا میکنم، و واقعاً برای مردمی که عزیزانشان را از دست دادهاند غمگینم. امیدوارم این جنگ به زودی پایان یابد تا مردم آنچه از زندگیشان باقی مانده را حفظ کنند.»
تابآوری: تنها چیز باقیمانده
و با این حال، زیر آوارها و از دستدادگیها، غزه به ایمانش چنگ زده است. تکبیرات هنوز طنینانداز است. مادران هنوز هر آنچه اندک در توان دارند میپزند. کودکان هنوز لبخند میزنند، حتی اگر فقط برای یک لحظه. در سرزمینی که همه چیز از آن گرفته شده، تابآوری تنها چیزی است که هنوز باقی مانده است.
دوحا احمد میگوید: «ما رها شدهایم و تنها هستیم. تنها چیزی که اکنون میخواهیم پایان جنگ و بازسازی دوباره زندگیمان است.»


