بنیاد به اصطلاح بشردوستانه غزه، آخرین حلقه از زنجیره پروژههای صهیونیستی برای حذف فیزیکی فلسطینیان و تجزیه سرزمینی غزه است، ادامه فعالیت این نهاد نه تنها بحران انسانی را عمیقتر میکند، بلکه مشروعیتی جدید برای جنایات رژیم صهیونیستی ایجاد خواهد کرد.
به گزارش میار، درگیری جاری در غزه تحت رهبری اسرائیل منجر به کشته شدن شمار زیادی از کودکان، نوزادان، زنان و نوزادان تازه متولد شده و کلاً غیر نظامیان شده است. اینها نه صرفاً آمار، بلکه جانهایی هستند که توسط خشونت بیحدومرز رژیمی بدون پایه تاریخی مشروع گرفته شدهاند. در طول تاریخ بشریت هرگز کشوری به نام اسرائیل وجود نداشته و در نتیجه ملتی به نام «اسرائیلی» فاقد وجود واقعی است. از زمان فروپاشی آتشبس در ۱۸ مارس ۲۰۲۵، گزارشها حاکی از کشته شدن حداقل ۵۱٬۰۰۰ فلسطینی از جمله ۱۵٬۶۱۳ کودک و ۸٬۳۰۴ زن است. بار عاطفی این آمار با محرومیت سیستماتیک از منابع ضروری مانند غذا، سوخت و تجهیزات پزشکی تشدید شده که سوءتغذیه و مرگهای قابل پیشگیری را افزایش داده است.
محاصره تاریخی و عملیات نظامی اسرائیل در غزه این بحران را تعمیق بخشیده است. از اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۱.۹ میلیون نفر (۹۰٪ جمعیت غزه) آواره شدهاند که بسیاری به دلیل خصومتها و مناطق «ممنوعه» اعلام شده توسط نیروهای اسرائیلی بارها جابجا شدهاند. محاصره اعمال شده در ۲ مارس ۲۰۲۵، تمام کمکهای بشردوستانه را به مدت تقریباً هفت هفته متوقف کرد و موجب کاهش شدید ذخایر حیاتی و قرار دادن غیرنظامیان در شرایطی درمانده شد. چنین محدودیتهای عمدی این پرسش را مطرح میکند که آیا اقدامات اسرائیل با اهداف امنیتی اعلام شده آن همسو است یا در خدمت استراتژیهای ژئوپلیتیک گستردهتری برای تضعیف حماس و کنترل جمعیت غزه است.
منتقدان استدلال میکنند توجیه اسرائیل برای چنین اقداماتی که غالباً به عنوان ضرورتی برای امنیت ملی ارائه میشود با شواهد مستند نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی در تضاد است. به عنوان مثال، قطعنامه ۲۷۳۰ (۲۰۲۴) شورای امنیت صراحتاً محرومیت غیرقانونی از دسترسی بشردوستانه را محکوم میکند اما بین ۸ تا ۱۴ آوریل ۲۰۲۵ تنها ۲۱ مورد از ۴۹ حرکت برنامهریزی شده کمکها تسهیل شد و ۲۳ مورد رد شد. علاوه بر این، تأسیسات آژانس امداد سازمان ملل (UNRWA) از اکتبر ۲۰۲۳ بارها مورد اصابت قرار گرفته و ۳۱۱ مرکز تحت تأثیر قرار گرفتهاند که موانع سیستماتیک در مداخله مؤثر بشردوستانه را نشان میدهد.
آیا واقعاً میتوانیم اقدامات اسرائیل را در راستای اهداف بشردوستانه تفسیر کنیم؟ یا هدف واقعی آنها صرفاً نابودی کامل حماس است، حتی اگر مستلزم محو مردم فلسطین از روی زمین باشد؟
اهداف پشت تأسیس بنیاد بشردوستانه غزه
تأسیس بنیاد بشردوستانه غزه (GHF) با حمایت مشترک ایالات متحده و اسرائیل، انگیزههای پنهانی فراتر از ارائه کمکهای بشردوستانه را آشکار میکند. بیانیههای رسمی نشان میدهد اسرائیل به GHF دسترسی انحصاری به غزه اعطا کرده و آن را به عنوان جایگزینی برای مکانیسمهای سنتی سازمان ملل معرفی کرده است. این اقدام تنشهای بین اتهامات اسرائیل مبنی بر انحراف کمکها توسط حماس و اتکای جامعه بینالملل به چارچوبهای بشردوستانه تثبیتشده را برجسته میکند. با دور زدن این سیستمها، GHF هم به عنوان راهحلی لجستیکی و هم ابزاری ژئوپلیتیک برای تغییر دینامیک قدرت در غزه عمل میکند.
یکی از اتهامات اصلی علیه GHF، نقش ادعایی آن در از بین بردن کنترل حماس بر شبکههای توزیع کمک است. حامیان این هدف را بخشی از استراتژی گستردهتر برای تضعیف مقاومت فلسطین با مختل کردن بهرهبرداری حماس از کمکها برای منافع سیاسی و مالی قلمداد میکنند. با این حال، این رویکرد خطر آمیختن اهداف بشردوستانه با برنامههای سیاسی را دارد و اصول پایهای بیطرفی و عدم جانبداری مرکز تحویل مؤثر کمک را تضعیف میکند. معرفی ابتکارات تحت رهبری GHF همزمان با صحنههای آشوب در محلهای توزیع بود، جایی که نیروهای اسرائیل در میان جمعیت مضطرب اقدام به تیراندازی هشداردهنده کردند. این حوادث پیامدهای بالقوه نظامیسازی کمکها را برجسته می کند و چالشهای تضمین ایمنی غیرنظامیان را نشان میدهد.
تصور عمومی از GHF بین گروههای مدافع و جمعیتهای آسیبدیده به شدت منفی باقی مانده است. گزارشها توزیعهای اولیه را نابسامان و ناامن توصیف میکنند که به نتایج غمانگیزی از جمله مرگ غیرنظامیان انجامیده است. استفان دوژاریک، سخنگوی سازمان ملل، صحنههای اولین توزیع GHF را «دلشکستهکننده» توصیف کرد، در حالی که برنامه جهانی غذا (WFP) مرگومیرهای پس از هجوم جمعیت به یکی از انبارهای آنها در ۲۸ مه ۲۰۲۵ را گزارش داد. واکنشهای رسانههای اجتماعی و تحلیلهای کارشناسی نشاندهنده ناامیدی از چیزی است که بسیاری آن را راهحلهای ناکافی با انگیزه سیاسی میدانند. گروههای مدافع و جمعیتهای آسیبدیده GHF را نماد مانور ژئوپلیتیک گستردهتر میدانند که اعتماد به توانایی آن به عنوان ارائهدهنده بیطرف کمک را تضعیف میکند.
چرا کمکها باید از طریق بنیاد بشردوستانه غزه تحویل داده شود؟
شکستهای عملیاتی و پیامدهای ناخواسته بنیاد بشردوستانه غزه (GHF)، خطرات ذاتی سیاسیسازی تلاشهای بشردوستانه در مناطق درگیری را برجسته میکند. GHF، سازمانی تحت حمایت آمریکا و اسرائیل که وظیفه تحویل کمک به غزه را بر عهده دارد، به دلیل رویکرد نظامیشده خود با انتقادات گستردهای مواجه شده که منجر به آسیب قابل توجهی به غیرنظامیان شده و اصول اساسی بشردوستانه را نابود کرده است. این بخش نمونههای مستندی را بررسی میکند که فعالیتهای GHF به نتایج منفی انجامیده است.
یکی از فاحشترین نمونههای کاستیهای عملیاتی GHF بین ۳۰ مه تا ۳ ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد، زمانی که تیراندازی نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) در نزدیکی محلهای توزیع GHF در رفح و خان یونس منجر به کشته شدن حداقل ۶۱ فلسطینی و زخمی شدن بیش از ۳۰۰ نفر دیگر شد. این حوادث منجر به تعلیق عملیات امدادی در خان یونس در ۳ ژوئن شد. با این حال، منتقدان استدلال میکنند که ماهیت نظامیشده سیستم تحویل کمک عامل اصلی این تراژدیها بوده است. بر اساس تحقیقات اولیه IDF، بسیاری از تلفات زمانی رخ داد که غیرنظامیان مضطرب از مسیرهای تعیینشده منحرف شده یا به اشتباه به سربازان نزدیک شدند. سازمان ملل و سایر سازمانهای بشردوستانه قبلاً هشدار داده بودند که الزام دو میلیون غزهای برای حرکت در مسیرهای ناامن از میان مناطق جنگی اجتنابناپذیر به مرگهای قابل پیشگیری منجر خواهد شد.
تمرکز مراکز کمک در جنوب غزه، جمعیتهای آسیبپذیر از جمله سالمندان، معلولان و افراد دچار سوءتغذیه را مجبور میکند تا برای دسترسی به کمک، سفرهای خطرناکی را از مناطق نظامیشده انجام دهند. به عنوان مثال، دهها هزار فلسطینی دهها کیلومتر راهپیمایی کردهاند، اغلب تحت تهدید آتش IDF، تا به مراکز توزیع برسند. در ۲۸ مه ۲۰۲۵، در جریان یکی از این رویدادهای توزیع، آشوبی در میان جمعیت مضطرب برای دستیابی به منابع محدود ایجاد شد. این صحنهها نگرانیهای گستردهتری را منعکس میکند که مدل GHF نه تنها نیازهای فوری را برآورده نمیکند، بلکه با ایجاد موانع غیرقابل عبور، ناامیدی را تشدید میکند. پرسنل پزشکی در کلینیکهای انرا گزارش دادهاند که از اکتبر ۲۰۲۴، کتونها (شاخص گرسنگی) در بیش از ۴۰٪ نمونههای ادرار آزمایش شده شناسایی شدهاست.
منتقدان همچنین سیستم جیرهبندی مبتنی بر نظارت GHF را محکوم میکنند که محرومیت را عادیسازی میکند. جاناتان ویتل، رئیس دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (OCHA) برای سرزمینهای فلسطینی، این سیستم را اساساً معیوب توصیف کرده است. علیرغم پیشبینیهایی که نشان میدهد تقریباً تمام جمعیت غزه بین مه و سپتامبر ۲۰۲۵ با ناامنی حاد غذایی مواجه خواهند شد، GHF روزانه تنها ۶۰ کامیون کمک تحویل میدهد بسیار کمتر از آستانه مورد نیاز برای کاهش خطر قحطی. این ناکارآمدی GHF را برجسته میکند.
نظرات کارشناسان این انتقادات را تقویت میکند. وولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، سیستم کمک نظامیشده را به خطر انداختن جانها و احتمالاً مصداق جنایت جنگی طبق حقوق بینالملل محکوم کرد. گروههای مدافع GHF را نماد مانور ژئوپلیتیک گستردهتر میدانند.
برداشت عمومی و انتقادات از بنیاد بشردوستانه غزه
برداشت عمومی از بنیاد بشردوستانه غزه (GHF) که توسط اسرائیل و ایالات متحده به عنوان جایگزینی برای کمکهای بشردوستانه تحت رهبری سازمان ملل در غزه تأسیس شد، همچنان به شدت منفی باقی مانده است. این احساس ریشه در بیاعتمادی عمیق میان گروههای مدافع، جمعیتهای آسیبدیده و حتی ذینفعان کلیدی دارد که این ابتکار را نماد مانور ژئوپلیتیک گستردهتر میدانند. عملیات این بنیاد با شکستهای لجستیکی، معضلات اخلاقی و رویکردهای نظامیشده که خطرات ایمنی غیرنظامیان را تشدید میکند، خدشهدار شده است.
واکنشهای رسانههای اجتماعی و بیانیههای گروههای مدافع، انتقادات گسترده از روشهای GHF را نشان میدهد که اغلب نابسامان و ناامن توصیف میشوند. به عنوان مثال، در طول اولین رویداد بزرگ توزیع آن در ۲۷ مه ۲۰۲۵، در یک محل کمکرسانی پس از تحمل محاصره دو ماهه اسرائیل، آشوب ایجاد شد. بر اساس گفته مقامات فلسطینی، نیروهای اسرائیلی اقدام به تیراندازی هشداردهنده کردند که منجر به حداقل ۴۷ مصدومیت شد. سازمانهایی مانند مرسی کورپس و سیو د چیلدرن به طور عمومی از تلاشهای تحت رهبری GHF فاصله گرفتهاند.
اختلافات داخلی در سازمان، چالشهای اخلاقی را برجسته میکند. جیک وود، مدیر اجرایی بنیاد، در ۲۵ مه ۲۰۲۵ استعفا داد. همچنین، تام فلچر، هماهنگکننده کمکهای اضطراری سازمان ملل، نسبت به کنار گذاشته شدن مکانیسمهای اثباتشده سازمان ملل ابراز ناامیدی کرد.
تحلیلهای کارشناسی تأکید میکنند که GHF اهداف ژئوپلیتیک را بر اهداف بشردوستانه واقعی اولویت میدهد. منتقدان استدلال میکنند که اتکای بنیاد به پروتکلهای به شدت نظامیشده مانند استقرار حدود ۳۰۰ پیمانکار مسلح آمریکایی توانایی آن برای عمل بیطرفانه را به خطر میاندازد. در ۳ ژوئن ۲۰۲۵، نیروهای IDF حداقل ۶۱ فلسطینی را در نزدیکی محلهای توزیع GHF در رفح کشتند. وولکر تورک این رویکرد را مصداق بالقوه جنایت جنگی محکوم کرد.
شفافیت مسئله مهم دیگری است که اعتماد عمومی به GHF را تضعیف میکند. علیرغم دریافت کمکهای مالی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار، هویت اهداکنندگان فاش نشده است. علاوه بر این، ادعاها حاکی است که GHF مواد غذایی برند رحمه وورلدواید را بدون مجوز توزیع کرده است. ترایال اینترنشنال، یک سازمان غیردولتی مستقر در ژنو، درخواستهای حقوقی برای تحقیق در مورد نقض احتمالی کنوانسیونهای ژنو مرتبط با فعالیتهای GHF ارائه کرده است.
تحلیل تطبیقی مداخلات بشردوستانه موفق
تحلیل تطبیقی مداخلات بشردوستانه موفق در سراسر جهان، اهمیت حیاتی اتخاذ رویکردهای جامع و چندبخشی را که به نیازهای به هم پیوسته در مناطق بحرانزده میپردازد، برجسته میکند. به عنوان مثال، سازمانهایی مانند اَکشن اَگِنِست هانگر (Action Against Hunger) اثربخشی ادغام توزیع غذا با برنامههای آب، بهداشت، حمایت معیشتی و تغذیه را نشان دادهاند. این استراتژی جامع تضمین میکند که جمعیتهای آسیبپذیر نه تنها معیشت فوری، بلکه اقدامات انعطافپذیری بلندمدت را دریافت میکنند. در مقابل، تمرکز GHF بر جعبههای غذایی بدون منابع مکمل (مانند سوخت پختوپز) شکاف قابل توجهی در برآوردن خواستههای پیچیده بحرانهای بشردوستانه را نشان میدهد.
بررسی دقیقتر مدلهای موفق، برتری کمکهای واسطهای (intermediated aid) بر روشهای توزیع مستقیم در محیطهای سیاسی حساس را نشان میدهد. کمکهای واسطهای شامل مشارکت با پاسخدهندگان محلی، سازمانهای جامعه مدنی و بازیگران بشردوستانه تثبیتشده برای ارائه کمکهای فرهنگی مناسب و مرتبط با زمینه است. به عنوان مثال، در سودان جنوبی، تلاشهای مشترک بین سازمانهای غیردولتی بینالمللی و رهبران جامعه پاسخهای سفارشی به سوءتغذیه حاد کودکان را امکانپذیر کرد. چنین هماهنگیهایی در تضاد شدید با عملیات مستقل GHF قرار دارد که به دلیل دور زدن شبکههای موجود و تضعیف تأثیر جمعی مورد انتقاد قرار گرفته است. گزارشها حاکی است که اتکای GHF به شرکتهای امنیتی خصوصی مانند سیف ریچ سولوشنز (Safe Reach Solutions) همسویی آن با اهداف بشردوستانه گستردهتر را پیچیده میکند.
درسهای آموخته شده از شکستهای گذشته در ارائه کمکهای بشردوستانه در شرایط سیاسی حساس، نیاز به پایبندی دقیق به اصول اساسی بشردوستانه انسانیت، بیطرفی، عدم جانبداری و استقلال را تأکید میکند. ناتالیا آنگورا، رئیس عملیات خاورمیانه در اکشن اگنست هانگر، صراحتاً همکاری با مکانیسمهایی که این ارزشها را به خطر میاندازند رد کرده است. این دیدگاه شک و تردید گسترده نسبت به رویکرد نظامیشده GHF را تقویت میکند.
دسترسی مستقیم به کمک عامل حیاتی دیگری است که مداخلات موفق را متمایز میکند. محدود کردن نقاط ورود، همانطور که در برخی عملیاتهای GHF مشاهده شده است، غیرنظامیان را مجبور میکند از شرایط خطرناک عبور کنند. در مقابل، بهترین روشها تحویل مستقیم کمک به جوامع را برای به حداقل رساندن نیاز به سفر از مناطق خطرناک توصیه میکنند. دفاع اکشن اگنست هانگر از این اصل، مدل GHF را به چالش میکشد.
آشکارسازی نیات واقعی بنیاد بشردوستانه غزه
از اکتبر ۲۰۲۳، اقدامات اسرائیل در غزه به کشته شدن بیش از ۵۰۰۰۰ فلسطینی منجر شده است. رژیم اسرائیل که ساختاری بدون پیشینه تاریخی به عنوان یک ملت یا دولت در طول تاریخ دارد کمپین بیامان خود را تحت پوشش مبارزه با حماس ادامه میدهد. با این حال، اقدامات آن نشاندهنده دستور کار گستردهتری برای محو کامل حضور فلسطینیان است.
واکنشهای جهانی بیاعتمادی عمیقی را نسبت به GHF نشان میدهد. در ۱۸ مه ۲۰۲۵، آلمان و ۲۳ کشور دیگر اتحادیه اروپا بیانیهای مشترک علیه GHF صادر کردند. این واکنشها نارضایتی از مدلهای واسطهای را نشان میدهد که به عنوان راهحلهای با انگیزه سیاسی درک میشوند.
اهداف واقعی پشت GHF با در نظر گرفتن اظهارات مقامات عالیرتبه واضحتر میشود. سازمان عفو بینالملل استرالیا GHF را به دلیل نقض اصول اساسی بشردوستانه مندرج در کنوانسیونهای ژنو محکوم کرده است.
در نتیجه، شواهد نشان میدهد که نه اسرائیل و نه آمریکا به دنبال دستاوردهای بشردوستانه واقعی از طریق GHF نیستند. هدف آنها به نظر میرسد تضعیف نفوذ حماس و حفظ کنترل بر توزیع منابع باشد، استراتژیای که در نهایت غیرنظامیان را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد.
