اسراییل در واکنش به انتفاضه موشکی با بمباران مناطق غیر نظامی، سکونتگاههای مردم و نیز زیرساختهای اقتصادی که دهها شهید و مجروح برجای گذاشت، به دنبال متوقف کردن مقاومت از ادامه حملات موشکی و تحمیل آتش بس و سرانجام کسب اعتبار مصنوعی در داخل و بیرون مرزها است. اما تحولات میدانی همسو با برنامهها واهداف اسراییل نیست. انتفاضه موشکی و خیزش عمومی در مناطق موسوم به اعراب سال ۱۹۴۸، اوضاع سیاسی، امنیتی و اجتماعی اسراییل را به شدت به هم ریخته است. دور جدید تحولات، توهم قدرت تلآویو را به چالش کشید و موازنه قوا را در درون سرزمینهای اشغالی تغییر داد. میدان و توان موشکی قدرت خود را به رخ اسراییل کشیدو همه تحرکات و دیپلماسی امریکا و مواضع سازشکارانه جهان عرب که در ذیل معامله قرن مطرح و گردش کار گردید را زیر سوال برد. تصویرسازی قدرتمندانه از مقاومت در دور جدید تحولات موجب شد بعضی از سران عرب که در سالهای اخیر بر سر معامله قرن با نتانیاهو عکس یادگاری میگرفتند، به ناچار سکوت اختیار کنند و یا برای مصرف داخلی پشت سر مقاومت قرار گیرند. هرچند متاسفانه سکوت مرگبار سازمان همکاری کشورهای اسلامی و اتحادیه عرب در قبال جنایت اسراییلیها و کشتن کودکان فلسطنی قابل تامل و مورد سوال است. سرانجام اینکه اینده فلسطین از ان مقاومت است و دیپلماسی جهانی چاره ایی ندارد با پذیرش مشروعیت مقاومت فلسطین در راستای آزادی سرزمین های اشغالی و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خویش حرکت کند. حقی که فلسطینیها بیش از چند دهه آن را فریاد میزنند و از جهان خفته مطالبه دارد.
علی قاسمی
کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه
از دانشکده وزارت امور خارجه