باید بپذیریم آمریکا و تروئیکای اروپایی در مذاکرات خود با ایران هیچگاه به دنبال حل موضوع هسته ای نبوده اند که اگر اراده ای در این زمینه از خود بروز داده بودند به طور قطع این مذاکرات از سال 1382 به بار نشسته بود و این همه موقعیت هدر نشده بود و این همه اتلاف وقت هم صورت نمی پذیرفت.
پایگاه خبری تحلیلی «میار»، باید بپذیریم آمریکا و تروئیکای اروپایی در مذاکرات خود با ایران هیچگاه به دنبال حل موضوع هسته ای نبوده اند که اگر اراده ای در این زمینه از خود بروز داده بودند به طور قطع این مذاکرات از سال 1382 به بار نشسته بود و این همه موقعیت هدر نشده بود و این همه اتلاف وقت هم صورت نمی پذیرفت.
زیاده خواهی ها و عدم تعهد آنان در فیصله دادن موضوع هسته ای ایران کاملا آشکار است و این امر نیز بر مجامع جهانی پوشیده نبوده و نیست که طرف مذاکره کننده غربی تمایلی به حل موضوع نداشته و با بی تعهدی و فرصت سوزی در پی فرسایشی کردن این مهم بوده اند تا به نحوی ایران را بتوانند با این اهرم کنترل و در سیطره قدرت خود مهار نمایند تا ایران نتواند با رهایی از این دوران؛ نقش کلیدی خود را در منطقه و جهان ایفا نماید و به اوضاع داخلی خود سر و سامان بخشد.
آمریکا و متحدان اروپایی اش تا به امروز سالوسانه و با قلدری، گردنکلفتی و بهانه تراشیهای غیرموجه مانع از فیصله یافتن پرونده هسته ای ایران شده اند و قطعا به همین سادگی از راه و شیوه مزورانه خود دست بر نخواهند داشت و این ساده لوحی است اگر فکر کنیم این خناسان با مذاکره، حق ملت ایران را به رسمیت خواهند شناخت و منافع ملی ایران را پاس و حرمت قائل خواهند شد.
خروج آمریکا در اردیبهشت 1397 از برجام که موافقتنامه ای بین المللی بود؛ نشان داد این کشور بی هویت و بی ریشه هیچگاه به دنبال ایفای تعهدات بین المللی خود نبوده و ارزشی هم برای افکار جهانی و مجامع جهانی قائل نبوده است و لذا تاریخچه استکباری این کشور مؤید ادعا نگارنده می باشد؛ بنابراین نباید دل خوش بود با رفتن «ترامپ» و آمدن «بایدن»، خوی استکباری و استعماری آمریکا دست خوش تغییراتی خواهد بود و کشورهای دنیا می توانند نفس راحتی بکشند. این تفکر غلط است و تن دادن به این خوش بینی و خوش خیالی قطعا تبعاتی را برای کشورهایی که مورد تجاوز و غارت آمریکا واقع شده اند خواهد داشت که جبران ناپذیر خواهد بود.
نمونه این ادعا در دوران حاضر همین برجام است. هروقت ایران صادقانه وارد مذاکره شد و به اصول مذاکرات تن داد و به ایفای تعهدات خود عمل نمود و صحت آن از سوی مجامع ناظر به دفعات و کرار- در 5 سال گذشته 15 بار مورد تأیید آژانس بینالمللی انرژی اتمی واقع گردید- تأیید شد بیشتر بدهکار غرب و متحدانش قرار گرفت و آنان گستاخ تر از گذشته انتظارات و توقعات بی شرمانه ای را نسبت به حقوق ملت و منافع ملی ایران مطرح و درخواست نمودند! آیا عقل سلیم اجازه می دهد که با چنین قدرت های بی منطق پای میز مذاکره نشست و در کنار آنان به فرصت سوزی تن داد و بر فرسایشی کردن حل این مشکل کهنه 18 ساله مهر تأیید زد و در این زمینه خواسته و ناخواسته نقش آفرینی نمود!
رهبر معظم انقلاب با درک درست خود از بازی بازیگران غربی در این زمینه در روز پنجشنبه 24 فروردین ماه 1400به دستگاه دیپلماسی کشور و تیم مذاکره کننده به خوبی هشدار دادند و فرمودند فرسایشی شدن مذاکره با اروپاییها – با توجه به نشست وین - را قبول ندارند و اضافه کردند که «خب حال تشخیص مسئولان این است که مذاکره کنیم و سیاست اعلام شده کشور را اعمال کنیم. ما در این زمینه بحثی نداریم منتها باید مراقبت شود که مذاکره فرسایشی نشود و کش پیدا نکند چرا که این مسئله برای کشور ضرر دارد.» این بدبینی رهبر معظم انقلاب حرفی از روی سابقه و تجربه می باشد که بیان شده است چرا که در مذاکره با سه کشور اروپایی از همان روزی که آمریکا از برجام خارج گشت تا به امروز؛ ایران به هیچ توافقی که منافع ملی ایر ان را تضمین نماید و قدمی رو به جلو در این مسیر محسوب شود، دست نیافته است. ای کاش دستگاه دیپلماسی کشور و تیم مذاکره کننده سر سوزنی دغدغه و اعتقاد رهبر معظم انقلاب را در این زمینه داشتند و با خوش خیالی و خوش بینی بیش از حد، این همه اعتماد به اروپاییان روا نمی داشتند و شریک اتلاف وقت و فرصت سوزی با آنان نمی شدند تا تذکر و هشدار رهبر معظم انقلاب را دریافت نمایند و ایشان با درایت به آنان بگوید مراقب باشید مذاکرات فرسایشی نشود که برای کشور ضرر دارد. خدا کند این پیام معظم له را شنیده باشند و با گوش جان و عقل هوشیار و بیدارگر، با سلامت از تور مذاکره کنندگان اروپایی که سربازان جیره خوار استکبار غرب هستند، با موفقیت خارج شوند و باز فریب وعده های پوچ و توخالی آنان را نخورند و تن به ذلت نامه دیگری ندهند که اسباب شرمندگی و عذرخواهی برای ایشان فراهم آید.
نگارنده امیدوار است مذاکرات روز پنجشنبه 26 فروردین ماه سال جاری که دور جدید مذاکرات محسوب می شود و در وین برگزار گردید و به تعبیر جناب عراقچی - مسئول تیم مذاکره کننده ایرانی در این نشست- چالشی نیز بوده است با نشست های کارشناسی با موضوعات هسته ای به رفع کامل تحریم ها منجر گردد و نتایج حاصل از آن احقاق حقوق ملت و تأمین منافع ملی ایران باشد و هرچه سریع تر این کج اندیشی ها و آپارتاید هسته ای پایان یابد مذاکره کنندگان اروپایی تسلیم منطق روشن ایران در این زمینه گردند و غرب نیز با درک درست از شرایط بین المللی و جایگاه متزلزل جهانی و منطقه ای خود، از راه غلط خویش بازگردد و پای خود را در مسایل جهانی بیشتر از گلیم خود دراز نکند که ملت ها در عصر جدید این پا را خرد کرده و از حیض انتفاع ساقط خواهند نمود و البته آمریکا با رییس جمهور جدیدش بداند، ایران در سال جدید وارد بازی فرسایشی در این خصوص با آنان نخواهد شد و با تهدید و ارعاب و ترور و تخریب چه از نوع حمله موشکی به یک کشتی ایرانی در دریای سرخ و دیگری انفجار در تالار سانتریفیوژهای نطنز به توسط صهیونیسم جهانی، صحنه را خالی نخواهد کرد و میدان را به غرب و متحدانش واگذار نخواهد نمود.

حرف اول و آخر ایران این است: تعهد در برابر تعهد، اقدام در مقابل اقدام. دوران باج خواهی و تحریم پایان رسیده و باید به حقوق ملت ها و منافع کشورها احترام گذاشت و تسلیم صلح، امنیت و عدالت جهانی شد. عصر حاضر عصر گره گشایی از مشکلات جهانی است و باید قدرت ها در این مسیر گام بر دارند تا منافع همه کشورها با یک نگاه تأمین گردد.
دکتر اسدالله افشار
