زینب کبری سلام اللّه علیها مرارت ها و رنج های فزون از ظرفیّت انسان را متحمّل شد تا پیام خون شهیدان را به اعصار و امصار دیگر برساند. در همین طریق، امام سجّاد علیه السّلام سی سال خون دل خورد و ایستادگی نمود تا این پیام پایداری را به امّت اسلام ابلاغ نماید. این پیام پویا، واجد دو عنصر اصلی بود؛
۱ـ نمایش اقتدار ایمان در برابر اقتدار ظاهری استکبار.
۲ـ نادیده گرفتن خود در مقابل اهداف الهی.
اهل ایمان و ساکنان حصن توحید، اقتدار خویش را در باورها و عقاید حقّهی خویش میجویند؛ تحت هر شرایطی حتّی شکست ظاهری و نظامی، از اوج قلّهی اقتدار به زیر نمیآیند و «و ما رأیت الّا جمیلا» میگویند. این عزّت و اقتدار الهی نیاز به اسباب مادّی ندارد؛ اگر چه علل و اسباب دنیوی ممکن است در پیشبرد آن مؤثّر واقع شود امّا نبود و کمبود آنها هیچ خللی در ارکان آن وارد نمیسازد. همان گونه که رهبر معظّم انقلاب فرمودند؛ «ما برای حفظ اقتدار و شوکت اسلامی خویش نیازی به ساخت و استفاده از سلاح هستهای نداریم؛ کسانی نیازمند این تجهیزاتند که عزّت خود را مدیون به کارگیری آنها میدانند و واهمهی شدیدشان از این است که دیگران به دانش لازم در این خصوص دست یابند و مانعی در راه ارعاب و تهدیدهای سلطه جویان شوند.»
اگر اسلام، عزّت و اقتدار خویش را در عِدّه و عُدّه میکاوید، هرگز حضرت سیدالشّهداء، حضرت زینب و اعوان و انصارشان با تعداد نفرات و حربههای اندک، در مقابل خیل دشمنان دین نمیایستادند و بر ایمان و باورهای خویش، پای نمیفشردند. آنان به ما آموختهاند که برای تحقّق اهداف دینی و الهی، خویش و خویشان و متعلّقات دنیایی را نادیده بگیریم و رضایت آفریدگار را بر تمامی خرسندی ها و لبخندها ترجیح دهیم و در راه حقّی که در پیش گرفتهایم از هیچ مانعی نهراسیم.
حضرت زینب سلام اللّه علیها، زمانی که فرزندان بزرگوارش «عون» و «محمّد» در کارزار نینوا به شهادت رسیدند، هیچ واکنش عجزگونه و شِکوه آمیزی نشان نداد. برای دیگر شهدای عاشورا اشک ریخت امّا قطره ی اشکی در حُزن شهادت فرزندانش بر صورت مبارکش جاری نشد. هم او در خطبهی کوبنده اش خطاب به جائرترین و سیاهکارترین اهل سلطه و ستم فرمود؛ «کد کیدک واسع سعیک فواللّه لا تمحوا ذکرنا.»
ما نیز خطاب به شیاطین مستکبر و ستمکار میگوییم؛ تمام کید و مکر خود را به کار برید و با تمام قوا به میدان آیید، امّا به خدا قسم، ذرّهای از اقتدار و عزّت ما را نخواهید کاست. شوکت و غنای ما به سنگ های اورانیوم غنی شده، گره نخورده است که این گونه به وحشت افتاده اید. شُکوه و عظمت ملّت ما وامدار گهرهای گرانسنگ آموزههای زهرایی و زینبی است که درخشش و نور منیر آن در هیچ شرایطی به خاموشی نمیگراید.
ما از زینب کبری سلام اللّه علیها آموختهایم که موقعیّت شناس باشیم، به گزینهی صحیح برسیم و در سیل سختی های دهر، بر بارهی تردید و تزلزل ننشینیم و در تیه تعلّقات، حیران نمانیم.
از زندگی درس آموز و عزّت آمیز حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز میآموزیم ساختن جامعه و خدمت به خلایق، زمانی میّسر است که با ساختن خود، همراه باشد. هم او در انبوه اندوه و در محاصرهی دشمنان و در هنگامهی اسارت، از تهجّد و نافلهی شب نیز غفلت نمیکرد و زانوی عبودیّت در برابر خالق یکتا بر زمین میزد تا از دریای عزّت و رحمت حق، بهرهور گشته و تاب ایستادگی و قدم نهادن در عرصهی استقامت و رویارویی با اهل باطل را بیابد؛ «و سلامٌ علی زینب الصّبور الشّکور.»
سیّد مسعود علوی