به گزارش میار، در این میان، هر از کسی از زاویه دیدی خاص به ماجرا نگریسته است. با این حال پرسش اساسی این است که با رئیس جمهور شدن نامزد دموکرات یا جمهوریخواه چه اتفاقی رخ خواهد داد.
بررسیهای تاریخی گویای آن است که هر کدام از دولتهای آمریکایی که بر سرکار آمده اند، با دولت و ملت ایران دشمنی و خصومت داشته اند.
این که گمان کنیم یکی از دو قطب انتخاباتی آمریکا میتواند برایمان بهتر باشد ناشی از نگاهی ساده بینانه و کوته نظرانه است.
بررسی روندها، گویای آن است که دولتهای آمریکا با ابزارهایی همچون جنگ تحمیلی از جانب دست نشاندگان خود، تروریسم دولتی و حمایت از گروههای مخالف جمهوری اسلامی، تحریم، جنگ تبلیغاتی، جنگ اقتصادی و ... در برابر اراده ملت ایران ایستاده اند.
رویکرد آمریکاییها و فشارهای همه جانبه پس از انقلاب اسلامی نشاندهنده آن است که منافع خود را در خطر دیده اند و نظام جمهوری اسلامی هزینه استقلال خود را میدهد.
بر این اساس، رهبر معظم انقلاب اسلامی روز سه شنبه (۱۲ آبان ماه) یادآور شد که امروز آمریکا همان فرعون مصر و طاغوت روزگار ما است و تاکید کرد هر کس رئیس جمهور آمریکا بشود، بر روی سیاست ما تاثیری ندارد. همچنین تصریح کردند که سیاست حسابشده جمهوری اسلامی با رفت و آمد اشخاص در آمریکا تغییری نمیکند.
همچنین حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز چهارشنبه (۱۴ آبان ماه) در جلسه هیئت دولت، با تاکید بر اینکه مهم نیست که چه فرد یا حزبی در آمریکا روی کار میآید، اظهار داشت برای ما مهم این است که آمریکا به قانون و تمام معاهدات بینالمللی و چندجانبه برگردد و به ملت ایران احترام بگذارد.
در این زمینه به ذکر چند نکته میپردازیم.
۱-نخستین رویکرد دولتهای آمریکایی «روحیه استکباری و سلطه طلبانه» است. از این رو آمریکاییها همواره با ملت ایران دشمنی کرده اند و راهبرد کلان شان، تسلط بر ایران و حفظ منافع در منطقه استراتژیک غرب آسیا بوده است.
در واقع یکی از علل ورود کشورهای قدرتمند برای حضور در مناطق مستعد و ثروتمند دنیا، استعمار و جذب سرمایههای آنان بوده است. این حضور در سه دوره یا مقطع زمانی شکل گرفته است؛ نخست در قالب «استعمار کهن» که به صورت حضور فیزیکی و پایگاه بوده است و بر این اساس دست به تصرف و اشغال فیزیکی سرزمینها زده میشود دوره بعد «استعمار نو» است، دورهای که سعی در کنترل کشورها به نفع منافع خود دارند، دوره سوم «استعمار فرانو» است که استعمارگران طی آن درصدد هستند که بتوانند با استفاده از ابزار و تکنولوژی، کنترل نرم افزاری و در واقع فرهنگی و اجتماعی جوامع را به دست بگیرند.
۲-دومین رویکرد «ایجاد وابستگی» در سایر کشورها از جانب دولتهای آمریکایی است. بر این اساس آنها همواره به دنبال این استراتژی بوده اند که ما خود را ذیل سیاستها و اهداف آنها تعریف کنیم. در واقع احترام به استقلال کشورها برای آمریکاییها تا جایی است که حافظ منافع آنان باشند. همین امر یکی از علل دشمنی آنان در برابر ملت بزرگ ایران است.
۳-سومین رویکرد «مقابله با هویت فرهنگی و دینی » جوامع دیگر است. به گفته «میشل فوکو» اندیشمند فرانسوی «انقلاب ایران روح یک جهان بی روح بود». در واقع انقلاب ایران لرزه بر پیکره دو قطبی سرمایه داری و کمونیسم انداخت و شعار «نه شرقی و نه غربی» گویای نگرشی تازه به انسان در جهان معاصر بود.
یکی از اهداف آمریکاییها در برابر انقلاب اسلامی، هویت زدایی از انقلاب با ایجاد فشارها و تنگناها بود چرا که انقلاب ایران یک انقلاب فرهنگی بود و این برای نظام سلطه قابل تحمل نبود. از این رو مقابله با هویت فرهنگی و دینی ایران در دستور کار آمریکایی جهت ایجاد استحاله مورد بهره برداری قرار گرفت.
۴- سه رویکرد « روحیه استکباری و سلطه طلبانه»، « ایجاد وابستگی» و « مقابله با هویت دینی و فرهنگی» که راهبردهای اصلی آمریکاییها محسوب میشوند و همواره با ابزارهای گوناگون از جمله تحریم اقتصادی، فشار سیاسی، جنگ رسانهای و ... دنبال میشوند. بی شک تا زمانی که آمریکاییها رویکردهای خود را تغییر ندهند، تفاوتی نمیکند کدام حزب یا فرد بر روی کار آید، زیرا اصول ، شیوه و سیاست آمریکا مبتنی بر همین رویکردها در برابر دولت و ملت ایران است.
منبع:ایرنا