به گزارش میار، «صفر مطلق» نام رمانی در ژانر دفاع مقدس و جنگی است که مسئله جنگ ایران و عراق و آسیبهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و .... تحمیل شده به مردم ایران حین و پساز هشت سال دفاعمقدس را به تصویر کشیدهاست.
بارزه اصلی رمان معصومهباقری، نویسنده خوشذوق و تازهنفس «صفر مطلق»، تعریف یک فضای ابزورد؛ معلول آفرینش دوران پس از جنگ در یک منطقه جنگزده است؛ او با نهایت درایت، روایت یک عشق بیسرانجام و در دل آن یک شکست عشقی در پسزمینه جنگ هشت ساله ایران و عراق را بازگو میکند.
از زیباییهای این اثر که باعث میشود خواننده جذب آن بماند و تا آخر داستان را ادامه بدهد، میتوان به نثر حیرتانگیز آن اشاره کرد که به عنوان کار اول از نویسنده سیساله اثر، ستودنی و تحسینبرانگیز است.
صفر مطلق توسط انتشارات پایتخت منتشر شدهاست؛ در ادامه یادداشت نویسنده این رمان را میخوانید که برای انتشار در اختیار عوامل خبرگزاری میار قرار دادهاست.
معصومه باقری در این یادداشت آورده است: «همدلی، عنصر اصلی «صفرمطلق» است. این رمان شامل ۳۲ فصل است که طی سالهای ۱۳۶۵ هجری و سالهای بعد از ۱۳۷۰ رخ میدهند. داستان درباره مردمی از خرمشهر و آبادان است که به خاطر جنگ مهاجرت کردهاند و به دزفول و شادگان پناه آوردهاند اما هنوز از خطرات جنگ مصون نیستند و شبهایی دلهرهآور را سپری میکنند.
این رمان فضای همدلی و محبت عجیبی بین آدمهای رنجدیده را شرح میدهد. آدمهایی که در وضعیت مناسبی نیستند و در فضای هولناک جنگ زندگی میکنند.
در این داستان با فضای بومی خرمشهر و شادگان آشنا میشویم و در آن دیالوگها با لهجهی شیرین مردم خرمشهر نوشته شدهاند. ترس و التهاب در هر سطر از سلولهای این داستان فرو رفتهاست.
البته این رمان زبان خاص و مفهومی نیز دارد اما بیشترین حسی که از آن دریافت میکنیم منطق عجیبی است که در آن حکمفرما شدهاست. کاراکترهای داستان فعال و پویا هستند و هر کدام با امیدواری و سازندگی و صبوری در مقابل شکستها، زندگی میکنند.
همچنین این کتاب روایتی قهرمانانه از رزمندگانی است که در عرصهی دفاعمقدس ایستادهاند و در برابر هجوم بیرحمانه دشمن مقاومت و پایداری کردهاند. روایت رزمندگانی که هیچ ترسی به دل راه ندادهاند و آرزوها و آرمانها و جان خود را در این راه نثار کردهاند.
این کتاب خواننده را با خود همراه میکند، زیرا در آن از پرداخت و ساختاری غیرکلیشهای استفاده شدهاست و صحنهپردازی و توصیف فضای بومی خرمشهر و شادگان در آن فوقالعاده و ملموس است.»
گفتوگو با نویسنده کتاب:
اول از خودتان بگویید؟
متولد سوم خرداد سال ۱۳۶۸ در دزفول هستم و در دانشگاه ایلام کارشناسیحسابداری خواندهام.
از دوازدهسالگی به نوشتن و مطالعه علاقه داشتم و اولین کتابم با عنوان «همه چشمهای بسته خواب نیستند» در سال ۱۳۸۷ منتشر شدهاست.
چرا دنبال سوژه دفاع مقدس رفتید؟
من هیچوقت جنگ را از نزدیک ندیدهام و زحمات و رنجهای رزمندگان را درک نکردهام اما چون پدربزرگم چند سال رزمنده دفاعمقدس بود، پدرم به مدت دو سال در جنگ حضور داشت و دیگر آشنایان و اقوامم در جنگ شهید شده بودند یا اینکه جانباز شدند، توانستم گوشهای از درد و رنج مردم را بشناسم. از همان زمان به تحقیق و پژوهش پرداختم. سوالاتم را یادداشت کردم و از فرماندهها و اسرا و جانبازهای دردکشیده پرسیدم و به پاسخهای خوبی رسیدم تا بتوانم نوشتن این کتاب را آغاز کنم. به عنوان یک نویسنده ترجیح میدادم از تجربهها، خاطرات اطرافیانم و رنجهایی بنویسم که در دوران جنگ با آن درگیر بودهاند. وقتی کودک بودم خانوادههای جنگزدهی خرمشهر و آبادان هنوز در دزفول بودند و پس از چند سال به شهرشان بازگشتند. من متولد دزفول هستم و در آن زمان شاهد این بودم که تعداد زیادی شهید گمنام به شهر میآورند و مردم با اشک و گونههای خیس جمع میشوند تا شهیدان را با گلهای معطر رز، مریم و لاله گلباران کنند. در نتیجه نوشتن از رزمندگانی که با غرورآفرینی برای این خاک جنگیدند، بزرگترین احساس خوشبختی در گوشهی قلبم بود.
چرا دربارهی جنگ نوشتید؟
جنگ در بین هیچ قوم و ملتی پذیرفته نیست اما واقعیت این است که مردمانی در آن زمان بودند که جنگ را به اجبار پذیرفتند و زندگی خود را با تمام تلخیها و مشکلاتش از سر گرفتند. ادبیات دفاع مقدس در بین مردم ارزش خاص و ماندگاری دارد و زمانی که از ژانر دفاع مقدس برای رمان یا هر اثر ادبی دیگری استفاده میکنیم، مخاطب به دنبال مقاومت، ایثار و وقایع جنگ، کمتر به کالبدشکافی دقیق عناصر هنری و خلاقانه میپردازد. این موضوع به دلیل تقدسی است که برای دفاعمقدس قائل شدهایم. با این وجود تلاشم بر این بود که لابهلای زندگی، عشق و روزمرگیهای مردم جنگزده، از پاسداری، مقاومت، روزهای سخت و دلهرهآور جنگ بنویسم و مولفههای شاخص ادبیات را نیز تمام و کمال در کتابام رعایت کنم.
منبع سوژه دقیقا از کجا بود؟
دلم میخواست از مردم جنگزده بنویسم. از انسانهایی که شبها با دلهره میخوابیدند و صبح با تشویش و اضطراب بیدار میشدند. از قهرمانانی که در هجوم وحشت شب میجنگیدند و جان خود را برای این خاک فدا کردند. کسانی که در این عرصه برای پاسداری از دین، سرزمین، هویت و فرهنگ خودشان تلاش کردند و مانند پرستویی سبکبال رها شدند. کاراکترهای داستان را از مردم خرمشهر و آبادان الگو گرفتم و برای نوشتن از شخصیت و پوشش و دیالوگشان تحقیق کردم.
تلاش کردم به مسائلی بپردازم که بتواند تبعات جنگ را ارزیابی کند. زندگی نوجوانی را نوشتم که با خلوص و نیت پاک به جبهه رفت و جنگید و هیچوقت بازنگشت. زندگی زنانی را نوشتم که در روزهای جنگ از عشق و دلخوشی و سلامتی بینصیب ماندند و قربانی شدند و در آخر داستان مادرانی را نوشتهام که در انتظار بازگشت عزیزان خود از جبهه هستند.
چرا از لهجه خاصی برای نوشتن مکالمهها استفاده کردید؟
ادبیات دفاع مقدس الگو و فرمولهای متفاوتی دارد. من برای این کتاب شهر خرمشهر، آبادان و شادگان را انتخاب کردم و ترجیح دادم که همان لهجه و همان نوع پوشش را در داستان بنویسم تا واقعی و باورپذیرتر باشد. با اینکه در خوزستان متولد شدهام ولی با لهجه مردم خرمشهر آشنایی نداشتم و برای نوشتن دیالوگها نیز از دوستان عزیزم در خرمشهر کمک گرفتم.
میخواهید رمان نوشتن را به عنوان یک پیشه و حرفه برای خودتان در نظر بگیرید؟
من برای آینده فعلا برنامهریزی خاصی ندارم. فقط زمانی میتوانم بنویسم که موضوع یا متنی برای نوشتن در ذهنم باشد. اما حتم دارم که باز هم بنویسم و نوشتن رمان را ادامه بدهم.
در انتها قسمتی از کتاب را میخوانید که توسط نویسنده در اختیار میار قرار گرفتهاست:
«عشق به یک آدم، شبیه تصاحب یک خانهی مسکونی جدید است. قبل از هر چیز به رنگ و لعابش نگاه میکنی، بعد درها و پنجرهها و دیوارها، بعد اتاقها و کمدها، بعد آشپزخانه و کابینتهایش، بعد دیگر اجزای خانه.
کمکم تمام قسمتهای خانه به مرور از بین میروند و نیاز به بازسازی پیدا میکنند. گچ دیوارها میریزد، پنجرهها فرسوده میشوند، شیرآلات از بین میروند و لای جرز دیوار نم پس میدهند، سینک آشپزخانه میپوسد و رسوب میکند، قفل و کلیدها نیاز به تعویض پیدا میکنند، وسایل خانه عوض میشوند و خانه فرم دیگری میگیرد.
عشق نیز همین شکلی است. این خود ما هستیم که تکرار میشویم؛ وگرنه حدیث عشق همانی است که بود. فقط هر بار نیاز به یادآوری دارد. عشق باید بازسازی شود و فرسودگیها از بین بروند. فرآیند ماندگاری در عشق تشخیص سره از ناسره نیست. بلکه قدرت ثبات در تعمیرات و تعدیلات خرابیهای پیشِ رو است.»
