و باز مثل همیشه، برخی از داخلیون و خارجیان معاند به شورای نگهبان تاختند و واقعیت و فعالیت و ایفای وظیفه این نهاد قانونی کشور را مانع بزرگی برای تحقق دموکراسی در کشورمان توصیف کردند!
باید گفت طبق اصول صریح قانون اساسی مانند؛ اصل 4 یا اصل 96 و ... «نظارت بر قانونگذاری»، «تفسیر قانون اساسی» و «نظارت بر انتخابات» از اهم وظایف شورای نگهبان است.
در ماده 3 قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس شورای اسلامی تصریح شده است:
«هیئت مرکزی نظارت (شورای نگهبان)، بر کلیه مراحل و جریانهای انتخاباتی و اقدامات وزارت کشور در امر انتخابات و هیئتهای اجرایی و تشخیص صلاحیت نامزدهای نمایندگی و حُسن جریان انتخابات، نظارت خواهد کرد».
یا در ماده سوم قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مصوب هفتم آذر ماه 78 نیز تاکید شده است:
«نظارت بر انتخابات مجلس به عهده شورای نگهبان میباشد. این نظارت استصوابی و عام و در تمام مراحل در کلیه امور مربوط به انتخابات جاری است».
بدین ترتیب، جایگاه شورای نگهبان را میتوان پاسداری از «جمهوریت و اسلامیت» نظام دانست که یکی از روشها و جلوههای آن؛ جلوگیری از میدانگیری و میدانداری افرادی است که صلاحیت لازم برای تصدی کرسیهای تصمیمگیری در مجلس شورای اسلامی را ندارند.
حال باید از مخالفان داخلی و خارجی شورای نگهبان پرسید:
آیا حمله به شورای نگهبان به عنوان نهادی قانونی و حافظ جمهوریت و اسلامیت نظام یعنی؛ پاسداری از قانون اساسی و دمکراسی؟!
آیا ورود افراد بیخاصیت و بیصلاحیت از حیث «اخلاقی و سیاسی» مساوی دموکراسی است؟!
و از اینها گذشته؛ آیا وقتی دولتی معاند مانند دولت آمریکای تروریستپرور و تروریست و گروهی داعشوار و خودفروخته مانند منافقین با شورای نگهبان مخالفت میکنند همین مُبین عملکرد مفید و موثر شورای نگهبان در حفاظت از نظام دینی و استقلال کشور ـ به سهم خود ـ نیست؟!