به گزارش پايگاه خبري نيک رو؛ سرهنگ داودفر با حضور در جمع خبرنگاران در مقر پلیس آگاهی تهران به تشریح پرونده این شرور سابقه دار پرداخت و گفت: اوایل خرداد ماه امسال از طریق مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ وقوع نزاعی در یکی از محلات شرقی تهران اطلاع رسانی شد که پس از حضور مأموران پلیس در محل مشخص شد یک نفر با شلیک سلاح گرم در جریان نزاع به قتل رسیده است.
داوود فر با بیان این که رسیدگی به این موضوع به مأموران پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد، افزود: کارگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات خود را آغاز کرده و در همان تحقیقات اولیه مشخص شد قتل از سوی یکی از اراذل و اوباش سابقه دار و سطح یک محدوده شرق تهران به نام ح. غول رخ داده و او پس از ارتکاب به قتل از محل متواری شده است.
جانشین رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ بابیان این که تیم ویژه از کارآگاهان پلیس رسیدگی به این پرونده را در دستور کار خود قرار دادند گفت: در تحقیقات بعدی مشخص شد که متهم از تهران خارج شده است اما رایزنیها و پیگیریها برای شناسایی وی ادامه داشت تا این که کارآگاهان پلیس آگاهی از قصد این شرور برای خروج از کشور باخبر شدند.
وی با بیان این که سرانجام این طرح اواخر هفته گذشته در یکی از شهرهای غربی کشور و هنگام خروج از کشور دستگیر شد اظهار کرد: با هماهنگیهای انجام شده متهم به تهران آورده شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
داود فر دربارهی انگیزه این شرور سابقهدار از قتل اظهار کرد: بنابر اطلاعات متهم هدف از دستگیری خودنمایی و جلب توجه بوده است. متهم و دوستانش با توجه به اختلافی که از قبل با مقتول و تعداد دیگری از دوستانش داشتند با یکدیگر قرار گذاشته بودند که در مقابل یکدیگر حاضر شوند در همین راستا نیز در روز درگیری مقابل یک مغازه قصابی درگیر شده و آن اتفاقات رخ داد.
ادعای متهم که ادعا داشت به تنهایی با دو نفر درگیر شده و هیچ هماهنگی از قبل نبوده است، از سوی جانشین رئیس پلیس آگاهی تهران رد شد و او گفت: متهم با توجه به شرایط فیزیکی بدن و همچنین لقب اغواکنندهای که برای خود گذاشته بود تصور میکرد که آدم قدرتمندی است و میتواند هر کاری را انجام دهد بنابراین این که در این نزاع تنها بوده مورد تأیید نیست و او با چند نفر دیگر در این درگیری حضور داشته است.
داود فر با بیان این که اعترافات اولیه متهم اخذ شده و تحقیقات از وی همچنان ادامه دارد گفت: ممکن است با توجه به این اعترافات افراد دیگری برای تحقیق به پلیس احضار شوند.
وی با بیان این که پلیس امنیت و پلیس آگاهی نسبت به رصد و کنترل اراذل و اوباش اقدام میکند خاطر نشان کرد: بهتر است افرادی که سابقه شرارت و درگیری دارند بدانند که تحت رصد و کنترل پلیس بوده و در همین راستا دست از اقدامات خود بردارند، کما این که بسیاری از افراد دارای سابقه شرارت نیز دیگر مرتکب جرایم قبلی خود نمیشوند.
گفتگو با متهم
چند سال داری؟
۳۷ سال.
متأهلی؟
بله. دو پسر ۱۳ و ۶ ساله دارم.
شغلت چیست؟
مربی بدنسازی بودم و چند شاگرد داشتم.
مقام هم داری؟
۵ مدال طلای کشوری گرفتم.
سابقه داری؟
بله، دو فقره و چند ماه حبس کشیدم.
این بار برای درگیری منجر به قتل دستگیر شدی. با چه کسی و چرا درگیر شدی؟
با یکی از بچههای محل که قصاب بود درگیر شدم. حقیقت خودم با او مشکلی نداشتم و دوستم با او اختلاف داشت.
کامل توضیح میدهی؟
دوستم با مقتول سر دختر مورد علاقهاش اختلاف داشت و چند بار با هم درگیر شده بودند. به همین خاطر یک اسلحه به مبلغ ۶میلیونتومان خریده بود و آنرا امانت به من سپرده بود. او بارها مرا وسوسه کرده بود که از او حمایت کنم. همین شد که روز حادثه تماس گرفت و گفت «اینها چند نفرند و من تنها هستم با اسلحه بیا» وقتی به آنها رسیدم چند نفری با چاقو و قمه به من حملهور شدند به همین خاطر با اسلحه چند تیر شلیک کردم.
چرا دستت زخمی شده است؟
چند نفر سرم ریختند و با قمه مرا زخمی کردند که چند جراحت به دستم وارد شد.
خودت متوجه شدی که مقتول در همان حادثه فوت کردهاست؟
نه، از کسی شنیدم. شوکه شدم و از ترس به بانه فرار کردم.
قصد فرار از کشور را داشتی؟
نه، خیلی عذاب وجدان داشتم قصد داشتم خودم را معرفی کنم، اما میترسیدم. نه خواب داشتم و نه خوراک اصلاً گیج شده بودم.
در این مدت که در بانه بودی چکار میکردی؟
یک اتاق اجاره کرده بودم. خیلی هم پول نداشتم. از گرسنگی بیسکوییت میخوردم.
چرا دوستت اسلحه را به تو داد و به دیگر دوستانش نداد؟
دو سالی بود که قرص اعصاب استفاده میکردم و حال خوبی نداشتم. در این مدت دوستم مدام مرا وسوسه میکرد تا با مقتول درگیر شوم. در واقع او از من سوءاستفاده کرد و مرا گرفتار کرد.
چرا اهل محل به تو لقب غول دادند؟
به خاطر اینکه هیکل درشتی داشتم.
در محلات تهران افراد قوی هیکل زیاد هستند، چرا به آنها غول نمیگویند! پس احتمالاً به خاطر رفتارهای غیر اخلاقیات بوده است که این لقب را گرفتی؟
(سکوت متهم)
در ادامه متهم خواست تا در مقابل دوربین خبرنگاران با پدر مقتول صحبت کند. او در پایان گفت:
من و شما (پدر مقتول) به خاطر یک نفر گرفتار شدیم. او کسی بود که از موقعیت مریضی من استفاده کرد و اسلحه را به من سپرد تا اینطور خانوادهام را گرفتار کند و شما را عزادار. ما از او بد خوردیم.
