میار: پسر جواني كه بچه محلاش را سر هيچ و پوچ كشته بود به زودي اعدام خواهد شد
به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از روز 31 مرداد 95 و در جریان درگیری خونين دو پسر جوان با سه سرنشین یک دستگاه پژو 206 حوالی پارک بیسیم آغاز شد در حاليكه بررسیهای اولیه نشان ميداد ضاربان در حالت مستي در پارک بودند و با سرنشینان پژو درگیر شده كه یکی از آنها طي اين درگيري به قتل ميرسد. طي تجسسهای بعدي مشخص شد عامل جنایت جوانی به نام داوود است كه تا مدتها مشخص نبود كجا مخفي شده است و حتي انتشار تصویر بدون پوشش قاتل در روزنامهها، باز هم راه به جايي نبرد.
9 ماه از این درگیری خونین گذشته بود و قاتل همچنان فراری بود تا اینکه او بالاخره با پای خودش به پلیس آگاهی تهران بزرگ رفت. او میگفت بعد از درگیری به ترکیه فرار و در آنجا سرنوشت عجیب و غریبی پیدا کرده است. او ادعا میکرد در قتل نقشی نداشته و چون بیگناه است تصمیم گرفته خودش را تسلیم کند.
او در جریان بازجوییها درباره روز حادثه گفت: روز حادثه همراه دوستانم مشروبات الکلی مصرف کرده و در پارک ایستاده بودیم. یکی از دوستانم پژو206 را دید و گفت با سرنشینان آن اختلاف قدیمی دارد. جلوی آنها را گرفت و درگیری شروع شد اما باور کنید من ضربهای به مقتول نزدم. هرچند متهم ادعا میکرد بیگناه است اما در ادامه، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
با گذشت بيش از دو سال از وقوع این جنايت، متهم سال گذشته در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده محاکمه شد. بعد از آنکه اولیای دم خواستهشان مبنی بر قصاص قاتل را بیان کردند، متهم در جایگاه ایستاد و به دفاع از خودش پرداخت. او گفت: قبول دارم که روز حادثه حالت عادی نداشتم اما باور کنید فحاشی سرنشینان پژو باعث شروع درگیری شد. حتی مقتول با قمه من را زخمی کرد. من هم چاقویی را که داشتم به سوی شیشه ماشین پرتاب کردم اما فقط شیشه شکست و مطمئن هستم چاقوی من به کسی برخورد نکرده و من قاتل نیستم. من قبلا هم چند مرتبه دعوا کرده بودم اما در هیچیک از دعواهایم کسی را مجروح نکرده بودم و حالا هم بیگناهم و چون بعد از حادثه دوستانم گفتند باید فرار کنی والا ممکن است اعدام شوی، من به ترکیه فرار کردم.
متهم درباره چگونگی فرارش به ترکیه و اینکه چرا از ترکیه به ایران بازگشت، توضيح داد: من و دوستم قاچاقی به ترکیه فرار کردیم اما نمیدانستیم چه اتفاقاتی در انتظارمان است. چند روز که در ترکیه بودیم تااينكه آنجا بمبگذاری شد و پلیس ترکیه، من و دوستم را به اتهام همان حادثه دستگیر کردند در حاليكه به صورت قاچاقي در آنجا بوديم. آنها فکر میکردند ما تروریست هستیم و در این بمبگذاری دست داریم. هیچکس حرفمان را باور نمیکرد و هرچه من ميگفتم به خاطر اتهام قتل به اينجا فرار كردهام آنها باورشان نميشد. در زندان یکی از زندانیان که حکم آزادیاش آمده بود و میتوانست فارسی صحبت کند راه عجیبی برای فرار نشانمان داد. او به ما یاد داد که با طناب بهطور نمایشی دست به خودکشی بزنیم و وقتی که ما را به بیمارستان میبرند فرار کنیم. ما هم همین کار را کردیم و موفق شدیم از زندان ترکیه فرار کنیم و با زحمت توانستیم خودمان را به ایران برسانیم. بعد از چند روز تصمیم گرفتم خودم را به پلیس تسلیم کنم.
در ادامه این جلسه قضات دادگاه به تحقیق از برادر متهم که اتهامش فراری دادن برادرش بود، پرداختند. او که مدتی بعد از درگیری در پارک بیسیم در درگیری با یکی از دوستانش وی را به قتل رسانده و تحت الحفظ از زندان به دادگاه منتقل شده بود، به قضات گفت: چندماه بعد از آنکه برادرم گرفتار شد من هم در خانه یکی از دوستانم مرتکب قتل شدم. ما مشروبات الکلی مصرف کرده بودیم که دوستم به شوخی برایم چاقو کشید. من هم چاقو را از او گرفتم اما نوک آن به سینهاش برخورد کرد و باعث مرگش شد. من در آن دعوایی که برادرم انجام داده نقشی نداشتم و فقط یکی از مجروحان را به بیمارستان رساندم تا مداوا شود و بنابراين اتهام فراری دادن او را نيز قبول ندارم.
پس از اظهارات این متهم، سایر شرکتکنندگان در نزاع به دفاع پرداختند و ابراز پشیمانی کردند. در پایان جلسه، هیات قضایی وارد شور شد و متهم اصلي پرونده را به قصاص و سه سال حبس و 80 ضربه شلاق به خاطر شرب خمر محکوم کردند و سایر شرکت کنندگان در دعوا نیز به حبس طويل المدت محکوم شدند. بنابر آخرين گزارشات واصله، این حکم در شعبه چهارم دیوان عالی کشور مهر تایید خورده و قطعی شده است؛ در صورتيكه متهم به قتل نتواند رضايت اولياي دم مقتول را به دست بياورد به زودي با طناب دار مجازات آويخته خواهد شد.