میار: دو سارق خفتگير كه از شهروندان تهراني به خصوص در جنوب تهران با استفاده از چاقو و قمه زورگيري و گوشي قاپي ميكردند توسط ماموران اداره پنجم آگاهي تهران بزرگ بازداشت شدند
به گزارش میار، از شش ماه پيش بود كه سرقتهاي سريالي در جنوب تهران به شكل و شيوه مشابه شدت گرفت. طي اين اتفاق افرادي از سوي دو جوان سوار بر يك دستگاه موتورسيكلت آپاچي هدف سرقت قرار ميگرفتند.
براساس گفتههاي يكي از شكات، متهمان شب هنگام به او نزديك شده و وقتي به مالباخته رسيده با استفاده از چاقويي او را تهدید کرده بودند وگردنبند طلاي او را به زور از گردنش درآورده بودند.
با تلاشهاي كارآگاهان اداره پنجم آگاهي تهران بزرگ، هماهنگيهاي قضايي آغاز شد و متهمان اين پرونده طي تحقيقات گستردهاي بالاخره شناسايي و در دهكده توحيد واقع در اتوبان بهشت زهراي تهران شناسايي شدند. شب شنبه هفته جاري، ماموران اداره آگاهي با حضور در محل سكونت سارقان، آنها را با هماهنگي قضايي با شعبه پنجم دادسراي ناحيه 34 تهران بازداشت كردند. بالاخره دو متهم صبح گذشته در حاليكه به 20 فقره سرقت سريالي از نوع گوشي قاپي و خفتگيري از شهروندان تهراني اعتراف کردند.تحقيقات براي مشخص شدن حقايق دیگر اين پرونده در جريان است.
گفتوگو با متهم
چند سال داري؟
25 ساله هستم.
به جز سرقت شغل ديگري هم داري ؟
بله، در كابينت سازی مشغول به كار هستم.
تحصيلات هم داري؟
سيكل دارم.
چه شد به فكر سرقت افتادي؟
واقعا من سارق نيستم اما وضعيت زندگيام خيلي سخت شده بود. پدرم عمل قلب باز كرده بود و بيماريهاي زيادي داشت. مجبور بودم براي او دارو بخرم و از طرفي هم حقوق ماهانهام كفاف نميداد. پدرم هم خودش با وانت كار ميكرد و اينطور نبود كه بيمه باشد و خرج درمانش را سازماني متقبل شود. با اين اوصاف تصميم به قرض كردن گرفتم كه آن هم به جايي نرسيد. وقتي ديدم واقعا تنها چارهام سرقت است به حرف دوستم كه او نيز در يك كارواش كار ميكند و بيسواد است گوش كردم. قرار شد مدتي سرقت كنيم و من بتوانم با پول آن خرج عمل پدرم را به همراه درمانش بدهم اما خب در يكي از سرقتها تصادف كردم و پايم به شدت آسيب ديد و با اينكه از مهلكه فرار كرده بوديم بالاخره ديشب بازداشت شدم.
در آخر خرج درمان بيماري پدرت را جور كردي؟
بله.
