به گزارش میار، همسر اول او بیان داشت: من شوهرم را دوست دارم هيچ وقت بى احترامى نكرده است و ٤٢ سال زندگى كرديم. او خیلی براى خانم ها احترام قائل بود و هيچ وقت او را عصبانى نديدم.
وی ادامه داد: ما از هم جدا نشديم اما مى گفت شايد مجبورم كنند كه طلاق بگيريم. شوهرم نگران بود تا بلايى سر ما بياورد چرا كه همسر دومش، من و دخترمان را تهديد مى كرد. يك بار خانم استاد را ديدم كه به شدت مى لرزيد و گريه مى كرد و مى گفت بايد جدا شوى كه من آرامش کردم.