میار: زني از اهالي شهرك وليعصر تهران كه روي شوهرش اسيدپاشي كرده و وي را از ناحيه سر و صورت سوزانده و در مراحل بازپرسي نيز گناهش را گردن گرفته بود، در جلسه دادگاه با رد اتهام خود مدعي شد كه زني از دوستهاي شوهرش، نيمه شب به خانه آمده و وي را هدف اسيدپاشي قرار داده است
به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از مرداد سال 96 و در جريان اعلام يك فقره اسيدپاشي در شهرك وليعصر تهران آغاز شد. شاكي كه مرد جواني بود با حضور در دادسراي امور جنايي تهران و پس از بهبود حالش ماجرا را به اين شكل شرح داد: شبي در خانه خواب بودم كه يكدفعه همسرم در اتاقم را باز كرد و با ظرفي كه در دستانش داشت مايعي را به رويم پاشيد. من اينكه او به رويم اسيدپاشي كرده باشد را نديدم اما شب كسي به غير از همسرم و بچههايم در خانه نبوده است و در ساعت چهار صبح نيز كسي بدون اجازه زن من نميتوانسته است به خانه وارد شود چراكه او خودش در حاليكه از من قهر كرده بود به پذيرايي خانه رفته و در آنجا خوابيده بود.
بعد از اين تحقيقات پليسي در پرونده كليد خورد و به زودي متهم كه همسر شاكي پرونده بود بازداشت شد. او كه ابتداي امر منكر هرگونه خبر داشتن از ماجراي اسيدپاشي بود ميگفت: من از اسيدپاشي به روي شوهرم خبر ندارم. آن شب سر و صدا كرد و چون من در پذيرايي ميخوابم به سراغش رفتم و فهميدم كسي با ورود به خانهمان رويش اسيدپاشي كرده و از خانه متواري شده است. سريعا با اورژانس تماس گرفتم و آنها با حضور در محل وي را به بيمارستان براي انجام مراحل درمان منتقل كردند.
در ادامه دلايل و مداركي بر عليه متهم پرونده جمع آوري شد تااينكه او كه چارهاي جز اعتراف نداشت گفت: اتهامام را قبول دارم. من اشتباه كردم اما شوهرم نيز در اين ماجرا بيتقصير نبود. او به روح برادر مرحوم من فحش ميداد و هيچوقت به من اهميتي قائل نبود. من متوجه ارتباط نامشروع او با زنان ديگر شده بودم. قبل از اين ماجرا يك مايع لوله بازكني خريداري كرده بودم تا با استفاده از آن بتوانم لولههاي خانه را باز كنم و از شر سوسكهاي بزرگي كه مجبور بودم به دليل قديمي بودن خانهمان هر روز دو تا از آنها را بكشم خلاص شوم. مقداري از اين لوله بازكن مانده بود. من آن شب وقتي متوجه خوابيدن شوهرم شدم با توجه به اينكه در پذيرايي ميخوابيدم به سراغ مايع لوله بازكني رفتم و با سرنگ مقداري از آن را در ظرفي ريختم و به وسيله آب رقيقاش كردم. درواقع قصد داشتم صورت او را با پاشيدن اين مايع سرخ كنم تا ابد يادش بماند با زنان ديگر رابطهاي نداشته باشد اما وقتي مايع را پاشيدم او داد كشيد و گفت سوختم كه متوجه اشتباهم شدم و سريعا با اورژانس تماس گرفتم تا او را به بيمارستان ببرند و مداوايش كنند اما نشد.
با اين تفاسير بالاخره عليه متهم پرونده كيفرخواست صادر شد و پرونده براي رسيدگيهاي بيشتر به دادگاه كيفري يك استان تهران ارسال شد. روز گذشته جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده تشكيل شد و شاكي با قرار گرفتن در جايگاه براي متهم پرونده درخواست قصاص را مطرح كرد. در ادامه متهم كه با قيد وثيقه آزاد بود در جايگاه قرار گرفت و گفت: من تا به امروز از ترس جان بچههايم حقيقتي را در پرونده نگفتهام و آن اينكه اسيدپاشي كار من نبوده است.
وي در تشريح اتفاق نيز گفت: زني كه با شوهرم دوست بود مرا مجبور كرده بود كه آن شب در خانه را به رويش باز كنم. وقتي آمد در را باز كردم و گفت ميخواهد به روي شوهرم اسيدپاشي كند اما من به خاطر بچههايم خواستم كه اين كار را نكند و در ادامه با درست كردن محلولي با استفاده از لوله بازكني از او خواستم همان را روي شوهرم بپاشد و انتقامش را از شوهرم بگيرد. او نيز حرف مرا پذيرفت و قبل از اينكه اسيدپاشي را انجام بدهد مرا تهديد كرد كه اگر من او را لو بدهم يك روزي به سراغ بچههايم خواهد آمد و آنها را خواهد كشت. من هم به همين دليل ترسيدم و نتوانستم هيچگاه حقيقت را در دادگاه مطرح كنم. باور كنيد اسيدپاشي كار من نبوده است و آن خانم كه مدعي بود با شوهرم دوست است چنين بلايي را سر وي آورد و بعد از آن متواري شد.
در ادامه قاضي از اختلافات او با شوهرش پرسيد و متهم گفت: من 18 سال با شوهرم ازدواج كرده بودم اما طي اين سالها شش ماه از هر سال را با هم قهر بوديم و شش ماه را نيز به درخواست من با هم دوست بوديم. اين سه سال اخير نيز هيچگونه رابطهاي با هم نداشتيم و او هميشه به داخل اتاق خواب ميرفت و بعد از اينكه شاماش را برايش ميبردم و ميخورد از من ميخواست كه ظرفها را ببرم بشويم و در را نيز پشت سر من ميبست و هروقت ميخواستم بروم با او سرصحبت را باز كنم رويش را از من بر ميگرداند و از من دوري ميكرد تااينكه بالاخره من سه ماه قبل از اين واقعه نيز خواستم كه بروم درخواست طلاق بدهم اما به خاطر دختر 16 ساله و پسر كوچكام منصرف شدم و به خانه بازگشتم. او وقتي كه اعتيادش را ترك كرد من مدتها در خانه پرستارياش را كردم اما وقتي برادر من فوت كرد او به جاي اينكه از من پرستاري كند و دلداريام بدهد دائم به روح برادرم فحش ميداد.
در ادامه قاضي قربانزاده از متهم پرسيد اگر آن خانم قصد اسيدپاشي داشت چرا در همان محل كه با شوهر شما رابطه داشته است چنين كاري نكرد كه متهم سكوت كرد و بعد از لحظاتي گفت من اسيدپاشي نكردهام.
در انتهاي اين جلسه قضات وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت متهم تصميم گيري كنند.