به گزارش میار، شامگاه 27 بهمنماه سال 96 بود كه بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني ماموران كلانتري119 مهرآباد از قتل پسر جواني در يك نزاع دستهجمعي با خبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل حادثه شد. بررسيها نشان داد پسر 24سالهاي به نام فردين در درگيري به شدت زخمي شده و به بيمارستان فياضبخش منتقل شده است، اما بر اثر شدت جراحات و خونريزي شديد فوت كرده است. تحقيقات تيم جنايي در بيمارستان نشان داد مقتول لحظاتي قبل همراه يكي از دوستانش به نام علي26ساله به در خانه پسر 26سالهاي به نام محمد مراجعه كرده و درگيري خونيني را رقم زدهاند كه در جريان آن محمد با ضربات چاقو فردين را به قتل ميرساند و از محل فرار ميكند.
علی در بازجوييهاي پليس گفت: فردين دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران بود و اوقات فراغت هم گلفروشي ميكرد. مقتول و قاتل هر دو همشهري و دوست هستند. آنها از قبل با هم اختلاف داشتند. چند روز قبل فردين به من گفت با محمد مشاجره لفظي كرده است. فردين گفت محمد به خواهرش فحاشي كرده و به همين خاطر قصد دارد او را تنبيه كند. من خيلي تلاش كردم كه بيخيال شود، اما او اصرار داشت محمد را كتك بزند تا اينكه شب حادثه تصميم گرفت به خانه محمد برود و با او درگير شود. من و فردين دوست صميمي بوديم به همين دليل همراه او آمدم تا در درگيري كمكش كنم. وقتي به محل حادثه در حوالي شمشيري رسيديم محمد همراه دو نفر از هم اتاقيهايش با چاقو بيرون آمد و با فردين درگير شد. فردين او را زخمي كرد و محمد هم با دو ضربه چاقو به ران پا و قلب فردين را نقش بر زمين كرد. در حاليكه تحقيقات براي دستگيري متهم ادامه داشت ماموران دريافتند قاتل خودش را به ماموران كلانتري هفتچنار معرفي كرده است.
محمد در اولين بازجوييها با اظهار پشيماني به قتل اعتراف كرد و بيان داشت: علي دوست مقتول با من تماس گرفت و به من فحاشي كرد و گفت قصد دارد همراه فردين مرا تنبيه كنند. دقايقي بعد هم فردين زنگ زد و فحاشي كرد تا اينكه چند ساعت بعد وقتي از پنجره به بيرون نگاه كردم، ديدم فردين و دوستش كه هر دو قمه داشتند سر كوچه ما ايستادهاند. تصميم گرفتم بروم با آنها درگير شوم، اما هم اتاقيهايم مخالفت كردند. در نهايت چاقويي دسته زردرنگي از آشپزخانه برداشتم و به جلوی در رفتم كه آنها به من حمله كردند و درگيري شروع شد. فردين و علي دو نفري با قمه به من حمله و مرا زخمي كردند. من قصد داشتم فرار كنم، اما كوچه بنبست بود و گير افتادم كه من هم با چاقو ضربهاي به ران پاي فردين زدم. وقتي خونين روي زمين افتاد، ترسيدم و فرار كردم و به سمت سهراه آذري رفتم. آنجا به دوستانم زنگ زدم كه علي گفت فردين به قتل رسيده است. پس از اين به طرف پاركي كه كانكس پليس آنجا بود رفتم و گفتم كه من قاتلم اما آنها باور نميكردند و مرا از كانكس بيرون كردند اما وقتي اصرار كردم مرا بازداشت كردند.
در ادامه با توجه به اين اظهارات، تحقيقات در پرونده تكميل شد و پس از بازسازي صحنه جنايت و اخذ آخرين دفاعيات از متهم، هفته گذشته قرار جلب به دادرسي براي متهم توسط قاضي زماني، بازپرس شعبه ششم دادسراي امور جنايي تهران صادر شد و اين پرونده با صدور كيفرخواست براي انجام محاكمه و صدور حكم به دادگاه كيفري يك استان تهران ارسال شد.