میار: تحقيقات جنايي براي مشخص شدن علت مرگ مرد جواني كه به اتهام قتل در زندان رجايي شهر كرج سر ميكرد با تشكيل پروندهاي در شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران آغاز شد
به گزارش میار، مقتول به اتهام قتل جواني در محله استاد معين تهران به زندان رفته بود و براساس گفتههاي برادرش به تازگي از زنداني ديگر دوباره به زندان رجايي شهر منتقل شده بود كه اين بار به علت نامعلومي فوت ميكند. وي ديروز با حضور در دادسراي امور جنايي شكايت خود را در اين زمينه مطرح كرد.
براساس اين گزارش، روز سیزدهم تیر سال 95 بود كه از طریق مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ وقوع فوت مشکوک در بیمارستان به کلانتری ۱۱۹ مهرآباد جنوبی اعلام شد. با حضور مأموران در بیمارستان و انجام تحقیقات از پدر متوفی، وی در اظهاراتش به کارآگاهان عنوان داشت: پسرم امیر ۲۱ ساله شب گذشته با سرنشینان یک دستگاه خودرو سواری درگیر شد که توسط آنها چاقو خورد؛ امروز از بیمارستان به ما خبر دادند که پسرم جانش را از دست داده است.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه ۲۷ تهران، اين پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
یکی از دوستان مقتول که شب حادثه و در زمان درگیری همراه مقتول بود، پس از حضور در اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: به همراه امیر به پارکینگ آزادی در خیابان استاد معین رفتیم تا امیر ماشین خود را که پژو ۲۰۶ سفیدرنگ بود بردارد، من جلوی پارکینگ با خودروی ال ۹۰ خودم ایستاده بودم که دیدم یک ۲۰۶ سفیدرنگ از پارکینگ بیرون آمد. فکر کردم امیر است و به همین علت برایش دست تکان دادم و ناگهان متوجه شدم که ماشین امیر را اشتباه گرفتم. خودرو ۲۰۶ به سمت من آمد و سرنشین آن با حالت تندی به من نگاه کرد و گفت: چیه؛ به خط پیشونیت مینازی؟! و در ادامه پیاده شد و یک سیلی به من زد. این شخص را شناختم؛ یکی از بچههای محله مهرآباد جنوبی به نام بهمن بود. در همین زمان امیر هم از پارکینگ خارج شد که بهمن یک سیلی هم به او زد و در ادامه امیر و بهمن با یکدیگر درگیر شدند. بهمن با چاقو به سمت امیر رفت. امیر عقب کشید تا چاقو نخورد اما زمین افتاد و بهمن نيز با خودروي من فرار كرد.
کارآگاهان با شناسایی محل سکونت بهمن در خیابان شهیدان اطلاع پیدا کردند که وی پس از درگیری منجر به قتل، به محل سکونتش مراجعه و بعد از گرفتن خودروي شخصی متعلق به برادرش، همان شب درگیری از محل سکونتش متواری شده است. برادر متهم در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: آخرین بار زمانی برادرم را دیدم كه با حالتی مضطرب و گریان عنوان داشت بدبخت شدم و در پایان خودروي ۲۰۶ مرا گرفت و از خانه خارج شد.
در ادامه، کارآگاهان جنايي اطلاع پیدا کردند که بهمن با کمک فردی افغان به نام غلام و از طریق مرزهای شرقی کشور به افغانستان متواری شده است اما تحقيقات در اين مرحله پايان نيافت و بالاخره مشخص شد كه در كشور افغانستان بهمن به اتهام جاسوسي براي كشور خودش بازداشت شده است! در حاليكه چنين موضوعي واقعيت نداشت و وقتي با افغانستان مكاتبه شد آنها نيز پي به اشتباه خود بردند و با وصف اينكه بهمن متهم به قتل است او را به ايران بازگرداندند.
در طول تحقيقات انجام شده از بهمن، وي به اتهام قتل اعتراف نكرد و رسيدگي به پرونده نيز در شعبه هشتم دادسراي امور جنايي تهران در حال رسيدگي بود تا اينكه چند روز به عيد مانده وي را براي انجام تحقيقات ديگري به يگان ديگري تحويل دادند و بعد از آن دوباره او را صحيح و سالم به زندان رجايي شهر بازگرداندند اما اين بازگشت براي بهمن پايان خوشي به همراه نداشت و براساس گزارشات رسيده وي روز پنجم نوروز در زندان فوت می کند و مرگ وي نيز به بازپرس كشيك قتل پايتخت اعلام ميشود.
روز گذشته برادر متوفي در شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران حضور يافت و شكايت خود را به دليل مشكوك بودن نوع مرگ برادرش اظهار كرد. وي مدعي بود كه ماموران به او چند روز قبل از حادثه گفته بودند بهمن مثل يك گلادياتور بوده و سه نفر را راحت حريف ميشود اما چند روز بعد از حادثه وقتي با آنها تماس گرفتم و علت مرگ بهمن را پرس و جو كردم، آنها مرگ وي را به علت بيماري اعلام كردند. من به اين ماجرا مشكوك هستم و باور نميكنم برادرم به مرگ معمولي فوت شده باشد. همچنين موقع تحويل گرفتن جسد نيز متوجه ايراد جراحاتي روي بدنش شدم و حالا درخواست رسيدگي به اين موضوع را دارم.