صفحه نخست | مرد بي حيا خانم معلم پير را كشت/ بعد از اتمام كار شلنگ گاز را بريدم و با آن... +تصوير

مرد بي حيا خانم معلم پير را كشت/ بعد از اتمام كار شلنگ گاز را بريدم و با آن... +تصوير

میار: مردي كه يك خانم مسن را سر جر و بحث مالي به طرز فجيعي به قتل رسانده بود، روز گذشته در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران پاي ميز محاكمه ايستاد.

به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از 25 بهمن  سال گذشته و با اعلام گزارشي به سامانه 110 پليسي در زمينه استشمام بوي شديد گاز از يكي از واحدهاي شهرك فرهنگيان تهرانسر آغاز شد. بلافاصله ماموران کلانتری 150 تهرانسر به همراه تیم آتش‌نشانی در محل حاضر و پس از ورود به داخل خانه با جسد زن 70 ساله‌ای در قسمت پذیرایی خانه روبه‌رو شدند.

با اطلاع خبر کشف جسد به پلیس آگاهی تهران بزرگ، کارآگاهان اداره دهم ویژه قتل و تیم بررسی صحنه پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و با بررسی صحنه کشف جسد اطمینان پیدا کردند که متوفی به قتل رسیده و قاتل یا قاتلان قصد داشتند با به آتش کشیدن منزل وی آثار جنایت خود را از میان بردارند.

در تحقيقات ميداني، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مقتول معلم بازنشسته‌ای بوده که در محل سکونتش به حسن شهرت و رفتار شناخته شده بود و پس از فوت تنها پسرش به علت بیماری سرطان، به تنهایی در این خانه زندگی می‌کرد. همچنین ماموران جنايي اداره دهم اطلاع پیدا کردند که قربانی از اردیبهشت ماه امسال، بازسازی محل سکونتش را آغاز کرده و قصد داشته تا پس از تکمیل روند بازسازی، خانه را در اختیار خانواده پسر مرحومش قرار دهد. در ادامه کارآگاهان با بررسی سوابق افرادی که به اسامی مختلف برای بازسازی به محل سکونت مقتول تردد داشتند، از میان آنها موفق به شناسایی مجرم سابقه‌داری به نام بهرام 40 ساله شدند که پیش از این یک بار به اتهام سرقت كابل‌هاي دانشگاه اميركبير، دستگیر و روانه زندان شده بود .

با شناسایی بهرام به عنوان متهم احتمالی پرونده، اقدامات پلیسی ویژه‌ای برای بررسی فرضیه ارتکاب جنایت توسط او در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و در نهایت با جمع‌بندی شواهد، دلایل و مستندات غیر قابل انکار اين متهم دستگير شد. وی پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی، ابتدا منکر هرگونه اطلاع از مرگ مقتول شد اما در ادامه تحقیقات، لب به بازگويي حقيقت گشود و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.

وي عنوان داشت: برای کار تاسیساتی به خانه متوفی تردد داشتم تا اینکه روز 25 بهمن ماه به بهانه تکمیل کار خود به خانه قربانی رفتم و طي يك درگيري او را خفه کردم. در ادامه پس از ارتکاب قتل از خانه خارج شدم و نمي‌دانستم كه به زودي شناسايي و بازداشت خواهم شد.

در ادامه روند رسيدگي به اين پرونده، با دستور بازپرس شعبه دهم دادسراي امور جنايي تهران بازسازي صحنه جنايت انجام و گواهي پزشكي قانوني نيز ضميمه پرونده شد تا اينكه روز گذشته بالاخره جلسه محاكمه اين پرونده در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي تشكيل شد.

در ابتداي اين جلسه اولياي دم مقتول براي متهم به قتل درخواست قصاص كردند و پذيرفتند براي اعدام متهم تفاضل ديه را نيز بپردازند. به اين ترتيب متهم به جايگاه فراخوانده شد و در توضيح ماجراي آن روز گفت: روز قبل از واقعه براي انجام كارهاي تاسيساتي با پيرزن آشنا شده بودم و او به من گفته بود كه براي بازسازي خانه‌اش و نقاشي كردن آن به يك نقاش نيز احتياج دارد. از آنجايي كه من نقاشي نيز بلد بودم با او قراردادي به مبلغ سه ميليون تومان بستم و قرار شد كه كار را تكميل شده تحويل او بدهم و پول را بگيرم. در اين ميان چند عدد كابينت در خانه مقتول ديدم و ماجرا را پرسيدم كه او گفت خواهرم اينها را برايم فرستاده و قرار است تعدادي از آنها را نصب كنم اما بقيه‌شان را كه اضافي هستند بايد بفروشم. من قبول كردم كه كابينت‌ها را به مبلغ 400 هزار تومان از مقتول بخرم و در ادامه به خانه‌ام رفتم و قرار شد فردا براي كار بازگردم. وقتي به خانه رسيدم پيرزن در را باز كرد كه به او گفتم من در كار نصب كابينت نيز هستم پس بگذار كابينت‌ها را نصب كنم. او قبول نكرد. با هم كمي بحث كرديم تا اينكه يكدفعه گفت اصلا لازم نيست خانه‌ام را رنگ كني و زير قرار داد زد. من هم عصباني شدم و با توجه به اين موضوع به سمتش رفتم و يكدفعه او را هل دادم كه روي زمين افتاد. خون جلوي چشمانم را گرفته بود و نمي‌دانستم كه چه كار مي‌كنم. با روسري‌اي كه به سرش بسته بود خفه‌‌اش  كردم و در ادامه براي صحنه سازي شلنگ گاز را بريدم و از آنجا متواري شدم تا اينكه بعد از يك ماه پليس موفق به شناسايي من شد.

در ادامه قضات از سوابق متهم پرسيدند كه وي عنوان داشت: من يك سابقه سرقت كابل از دانشگاه اميركبير تهران داشتم و حالا نيز به اتهام كشتن پيرزن بي‌دفاعي محاكمه مي‌شوم كه به شدت از آن پشيمان هستم. آن روز مقدار زيادي شيشه كشيده بودم و همين موضوع باعث شد كه من مرتكب قتل شوم. از اولياي دم مقتول نيز تقاضاي بخشش و گذشت دارم. باور كنيد كه من در آن لحظه در حال خودم نبودم.

در انتها هيات قضايي وارد شور شدند و متهم پرونده را ابتدا به دليل قتل به قصاص با شرط پرداخت تفاضل ديه مقتول توسط اولياي دم، دوم به دليل بريدن شلنگ خانه به دو سال حبس و سوم براي وارد كردن صدمه بدني به متوفي به پرداخت ديه محكوم كردند.

19 اسفند 1397, 22:04
بازگشت