صفحه نخست | اين پسر پس از آزادی از کانون اصلاح و تربيت باند سرقت تشكيل داد/ حرفه ما قاپيدن آيفون بود!+ تصوير

اين پسر پس از آزادی از کانون اصلاح و تربيت باند سرقت تشكيل داد/ حرفه ما قاپيدن آيفون بود!+ تصوير

میار: اعضاي باند سرقت‌هاي سريالي گوشي‌هاي آيفون از  شهروندان ساکن در غرب تهران كه نقشه‌هايشان را در كانون اصلاح و تربيت كودكان و طي حبس به دليل اتهامات ديگري طراحی کرده بودند، محاکمه شدند

به گزارش میار، اواخر سال گذشته بود که ماموران انتظامی در غرب تهران در جریان سرقت‌های سریالی با شیوه گوشی قاپی، بالاخص گوشی‌های گرانقیمت آیفون قرار گرفتند. با توجه به موضوع سرقت‌ها پرونده‌ای تشکیل و برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. در جريان اين تحقيقات، كارآگاهان به يك پاساژ در غرب تهران رسيدند كه متهمان گوشي‌هاي آيفون سرقتي را در آنجا به فروش مي‌رساندند.

در جريان پرونده و طي يك طرح مهار، كارآگاهان موفق شدند متهم اصلي پرونده را در حالي‌كه قصد فروش گوشي ديگري را داشت شناسايي و بازداشت كنند. متهم كه چاره‌اي جز اعتراف نداشت، چهار نفر را به عنوان همدست خود در سرقت‌ها معرفي كرد و گفت كه نقشه سرقت‌هاي گوشي قاپي را در مدت حبس خود در كانون اصلاح و تربيت كشيده و با يكي از دوستانش در آنجا در ميان گذاشته است تا با آزاد شدن‌شان نقشه سرقت‌ها را عملي كنند و از اين راه به درآمدي غير قابل باور برسند. همچنين متهم اصلي اعتراف كرد كه معمولا با ضربه يك بطري آب به سر طعمه‌ها، آنها را گيج مي‌كردند و در يك حركت سريع گوشي‌ها را از دست‌شان بيرون مي‌كشيدند.

با ثبت اظهارات متهم اصلي پرونده چهار متهم ديگر نيز بازداشت شدند كه از آنجايي كه يكي از آنها تنها 16 سال داشت، به كانون اصلاح و تربيت فرستاده شد و بقيه نفرات نيز در اداره آگاهي تهران بزرگ تحت تحقيقات قرار گرفتند و براي آنها 28 مالباخته شناسايي شدند.

در ادامه با دستور بازپرس دادسراي ناحيه ويژه سرقت‌هاي خاص، عليه متهمان كيفرخواست صادر و پرونده با توجه به اتهامات سنگين‌شان به دادگاه كيفري يك استان تهران ارسال شد. روز گذشته بالاخره جلسه محاكمه متهمان در شعبه نهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي محمدي كشكولي و مستشاري قاضي عباسي در حالي‌كه 12 مالباخته كه يكي از آنها خانم جواني بود و 11 نفر ديگر مرد بودند، تشكيل شد.

زماني‌كه يكي از شكات در جايگاه قرار گرفت شكايت خود را اينگونه مطرح كرد: زير پل گيشا در حال رفتن به آن سمت خيابان بودم كه با توجه به خلوتي خيابان دو تن از متهمين سوار بر موتورسيكلت به سمتم آمدند و يك چاقو زير گلويم گذاشتند و گفتند يا گوشي آيفون‌ات را مي‌دهي يا چاقو را در گلويت فرو مي‌كنيم. ترسيدم و گوشي‌ام را به آنها دادم كه رفتن آنها همانا و رفتن گوشي‌ام نيز همان.

در ادامه شاكي ديگري گفت: من در برابر سارقان مقاومت كردم و از اين موضوع پشيمان شدم. چراكه اين افراد با استفاده از چاقويي كه همراه داشتند تهديدشان را عملي كردند و دست مرا از كار انداختند به طوري‌كه تاندون دستم قطع شد.

در ادامه يكي از شكات كه خانم جواني بود در جايگاه قرار گرفت و گفت: آن روز در حال ورزش در خيابان بودم و لباس اسپورتي به تن داشتم كه به همين دليل متهمان به دليل شباهت لباس‌هايم به لباس مردانه فكر كردند من مرد هستم و در يك لحظه با يك بطري آب محكم به سرم كوبيدند. وقتي كه گيج شدم و متوجه نبودم كه ضربه را از كجا خورده‌ام، در يك لحظه گوشي آيفون‌ام را از دستم قاپيدند و از محل متواري شدند.

با دستور قاضي كشكولي متهم اصلي پرونده كه سركرده باند بود در جايگاه قرار گرفت و گفت: اولين بار كه  دستگير شدم 15 سال داشتم و آن موقع در يك دعوا و درگيري ساده چهار گوشي گمشده بود و چون ديواري كوتاه‌تر از من پيدا نكرده بودند همه را گردن من انداختند و چهار سال حبس گرفتم كه عفو شامل حالم شد و بالاخره بعد از سه سال از كانون اصلاح و تربيت آزاد شدم. طي مدتي كه در كانون بودم با همدست اصلي‌ام آشنا شدم كه با هم قرار گذاشته بوديم بعد از آزادي نيز با هم دوست باشيم و سرقت‌هاي گوشي قاپي را انجام دهيم. من زودتر از او آزاد و در مدت آزادي با دختري آشنا شدم كه خيلي دوستش داشتم و مي‌خواستم با او ازدواج كنم اما او به من خيانت كرد و بعد از بازداشت شدنم همه اموالم را بالا كشيد و رفت جايي كه ديگر از او هيچ خبري ندارم در حالي‌كه من براي اينكه بتوانم با او ازدواج كنم نقشه‌هاي سرقت گوشي را كشيده بودم. روز دستگيري نيز مي‌خواستم اولين گوشي سرقتي‌‌ام را كه با همان همدستم كه با او در زندان آشنا شده بودم در پاساژ به فروش برسانم اما بازداشت شدم و كلا ناكام ماندم. من تنها همان يك فقره سرقت را قبول دارم و به غير از آن هيچ سرقتي انجام نداده‌ام چراكه قبل از سرقت‌هاي سريالي كه قصد ارتكاب آنها را داشتم بازداشت شدم.

متهم رديف دوم نيز در جايگاه قرار گرفت و گفت: من با متهم رديف اول در كانون دوست شده بودم و هيچ سرقتي انجام نداده‌ام. من سارق نيستم و هركسي كه مي‌گويد مرا در سرقت شناسايي كرده دروغ مي‌گويد يا اينكه مرا با كس ديگري كه شبيه  من بوده اشتباه گرفته است.

در ادامه متهمان ديگر نيز اتهامات خود را منكر شدند و گفتند كه سارق نيستند و به دروغ چنين اتهاماتي را به آنها بسته‌اند. يكي از متهمان كه پسر جوان تبعه افغان بود و سابقه حبسي نيز در كانون اصلاح و تربيت داشته   مدعي شد چون افغان بوده پليس او را بازداشت كرده  وگرنه وي هيچگونه سرقتي مرتكب نشده است.

بنابراين گزارش، در انتهاي اين جلسه قضات شعبه نهم دادگاه كيفري يك استان تهران وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت پرونده تصميم گيري كنند.

18 اسفند 1397, 21:58
بازگشت