به گزارش میار، انتصاب حجت الاسلام «سیدابراهیم رئیسی» به ریاست قوه قضاییه بسیاری از نگاه ها را به دورنمای این قوه در دوره جدید و بررسی عملکرد ده سال گذشته آیت الله «صادق آملی لاریجانی» دوخته است.
در این زمینه با «جهانگیر داودی» حقوقدان و ناظر قانون اساسی کشور گفت وگو کرده ایم که شرح آن در ادامه آمده است؛
میار: عملکرد آیت الله لاریجانی، طی دوره ده ساله گذشته را چگونه توصیف می کنید؟
کی جهانگیر داودی: ارزیابی من در جایگاه یک شهروند از عملکرد دو دوره متوالی پنج ساله ریاست آیت الله صادق لاریجانی بر قوه قضاییه با توجه به نقش و جایگاهِ این قوه و شرایط موجود اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور این است که حلقه قضا را باید در کنار دیگر حلقه ها در زنجیره موجود دید وسپس درباره کارکرد آن به قضاوت نشست. در این که زنجیره دارای چالش است و هیچ کدام از این حلقه ها در حد انتظار ظاهر نشدهاند شکی نیست. در ده سال گذشته این قوه در چارچوب وظایف قانونیاش کامیابی هایی داشته، اما ضعف ها هم به گونه ای بوده که عملکردش را تحت تاثیر قرار داده است.
به نظر من به عنوان یک حقوقدان سازماندهی زندانیان، افزایش جذب نیرو، توجه به معیشت کارکنان و توفیق در پیاده کردن طرح آی تی وسامان دهی سامانه های ابلاغ الکترونیک را باید در زمره عملکرد های مثبت دوره ریاست آیت الهه لاریجانی بر شمرد. با این توضیح که این اقدامات هنوز هم جای کار دارد و مردم انتظار دارند هزینه های فوق را کاهش دهد. به عنوان مثال سامانه ابلاغ الکترونیک نیاز به سرعت و دقت و جذب سرمایهگذاری بیشتری دارد تا از این رهگذر هزینه سنگینی بر مردم تحمیل نشود. جایگاه قوه قضاییه و هدایت این دستگاه در مسیر توسعه کشور حیاتی است. مردم از این دستگاه در توسعه همه جانبه کشور در قالبِ تامین نظم و امنیت فردی و اجتماعی و تحقق عدالت، خواسته ها و انتظاری جدی داشته و دارند. آمار رسمی ورودی 15 میلیون پرونده به این دستگاه خود بیانگر وظیفه سنگین آن است که نیاز به ایجاد یک تحول بنیادی با بهره گیری اصولی از نیروهای شایسته و دلسوز موجود در آن را اجتناب ناپذیر می سازد. نیروهای شایسته و جوان را که می توانند در یک دوره کوچک جذب کند تا مردم نیز کارشان تسریع پیدا کند و دولت نیز باید کمک کند.
میار: در زمینه نقاط ضعف. کدام کاستی ها را در عملکرد ایشان می بینید؟
کی جهانگیر داودی: ورود ریاست قوه قضائیه به حوزه سیاست در حالی که انتظار شهروندان از چنین دستگاهی همواره حفظ استقلال آن نه در شعار که در عمل بوده، یکی از این نقاط ضعف به شمار می آید. تجربه نشان می دهد استقلال دستگاه قضا با آن وظایفی که در قانون اساسی برایش تعریف شده همخوانی ندارد. ذات سیاست نان به همدیگر قرض دادن است و این با نفس استقلال مباینت دارد. رئیس قوه قضائیه به تَبَع روسای پیشین درانظارِ افکار عمومی و البته بسیار پررنگتر، بیش از آنجه در قد و قامت قاضی القضات ظاهر شده باشد در شکل و شمایل سیاستمدار خود را نشان داده است. آیت الله لاریجانی به داوری اکثریت کسانی که با ایشان حشر و نشر داشته اند از استعداد و هوش سرشاری برخوردار است. رشته تحصیلیاش فلسفه است و با حقوق روز و آئین کار آن آشنایی چندانی ندارد و در یک کلام در پیچ و خم دستگاه قضا نبوده است. به همین جهت توفیق در مدیریت چنین دستگاهی کار راحتی نبوده و نیست. در حوزه ستادی و در معاونت های ایشان کسانی خواسته یا ناخواسته وارد شدند که کمتر با فضای موجود آشنایی داشته اند و خود این ها در عدم موفقیت این دستگاه در برآوردن خواسته ها و انتظارات بحق مردم بی تاثیر نبوده است. آمارگرایی یا آمارمحوری برنامه ای است که نظام قضایی ما چندی است از آن در زحمت است و رنج میبرد و قضات از آن به شدّت گله مند. همچنین، نقش آموزش در این دوره بسیار کم رنگ بوده تا آنجا که پاره ای از مسوولان آن را در زمره برنامه های فراموش شده محسوب می کنند. این در حالی است که آموزش نقش محوری را در انجام هر چه بهتر وظیفه در سطوح مختلف اداری-قضایی ایفا می کند. اگر مسئولین بالا قاضی را به حال خود و قانون بگذارند و لز نظر مالی نیز تامین شود هیچ زمانی قوه قضائیه به مشکل نخواهت خورد.
دکتر داودی در انتها با آرزوی موفقیت برای ریاست دستگاه قضائی جدید گفت: انشالله با ورود آیت الله رئیسی به قوه قضائیه و با توجه به سابقه درخشان ۳۰ ساله ایشان در حوزه قضائی، مردم به حق و حقوق خود رسیده و احقاق حق شوند.