میار: دو برادر دوقلو که با همکاری دوستانشان دست به سرقتهای سریالی موتورهای سنگین در تهران میزدند دستگیر شدند.
سرهنگ سید امین موسویپور، رئیس کلانتری ۱۶۹ مشیریه در تشریح این خبر توضيح داد: شب پنجشنبه هفته گذشته، ماموران عملیات کلانتری در جریان یک فقره درگیری روبهروی یک بنگاه املاک در این محدوده قرار گرفتند و سریعا با اعزام به این محل تحقیقات اولیه را در این رابطه کلید زدند. در محل مشخص شد ماجرا یک درگیری ساده نبوده و مرد جوانی ادعا داشت از سوی دو تن از کارمندان بنگاه املاک که برادران دوقلو به سن ۱۸ سال و پسران صاحب بنگاه بودند، مورد سرقت قرار گرفته است.
با انتقال طرفین درگیری به کلانتری، ماجرا تحت بررسی دقیق قرار گرفت و مرد جوانی که ادعا داشت از سوی دو برادر دوقلو مورد سرقت قرار گرفته است به شرح شناسایی دزدان موتورسیکلت خود پرداخت. شاکی مدعی بود صاحب موتورسیکلت بنلي قرمز رنگ ۳۰۰ سی سی است که جلوی بنگاه املاک آن را دیده بود. شاکی در ادامه مدعی شد ۲۹ آذر سال جاری در اتوبان باقری به سمت پایین رانندگی میکردم که یک موتورسیکلت سه ترکه مانع حرکت من شد و وقتی آنها از موتورسیکلت خود پیاده شدند با قمه مرا تهدید کردند و به من گفتند تو با خواهر ما رابطه داشتهای اما این ماجرا واقعیت نداشت و آنها از من خواستند که با خواهرشان رودررو شوم تا واقعیت ماجرا مشخص شود.
شاکی با توجه به اینکه به خود اطمینان داشته است، قبول میکند با خواهر آنها روبهرو شود و به این ترتیب که دو برادر با موتورسیکلت خود و برادر دیگر پشت موتورسیکلت بنلي نشسته و مالباخته خودش نيز ترک موتورش نشسته بود به سمت خانه خواهر سه متهم حرکت میکنند. بالاخره مالباخته به همراه متهمان، از آنجا به پارک مصطفی تهرانپارس رفته و در آنجا متهمان او را از موتور پیاده کرده و با کتک زدنش تمامی اموال ارزشمندش مانند موبایل را از او گرفته و موتورسیکلتاش را نیز به سرقت میبرند. با توجه به طرح این موضوعات از سوی شاکی، پرونده مطرح در کلانتری تهرانپارس که در زمینه شکایت اولیه مالباخته در آنجا تشکیل شده بود مورد بررسی قرار گرفته و دو برادر دو قلو نیز که چارهای جز اعتراف نداشتند عنوان کردند برای تفریح و شادی دست به این کار زدهاند.
در ادامه رسیدگی به این پرونده، شاکی به همراه پدر متهمان به کلانتری رفته و اعلام میکند که در ازای دریافت موتورش و گرفتن ۱۰ میلیون تومان اعلام گذشت خواهد کرد اما ماموران عملیات کلانتری که به این ماجرا مشکوک بودند تصمیم به فراخوان شکاتی گرفتند که با همین شیوه هدف سرقت در شرق تهران قرار گرفته بودند و از شکات، ۱۰ تن در رودررویی اولیه با متهمان آنها را شناسایی کردند. با مشخص شدن این موضوعات در پرونده، متهم سوم که دوست برادران دوقلو با سن ۱۸ سال بود نیز بازداشت شد و پرونده با توجه به سرقتهای مسلحانه متهمان و باندی بودن نوع سرقتهایشان، به دادسرای ناحیه ۳۴ تهران ارجاع شد.
بنابراین گزارش، تلاشهای پلیسی برای بازداشت دو متهم متواری پرونده نیز در جریان است.
گفتوگويي كوتاه با شاكي پرونده
مردي كه براي پيدا كردن مالش از تمام كار و زندگي خود زده بود در گفتوگو با هفت صبح از يافتن سارقان موتورسيكلت خود گفت.
*كمي در مورد خودتان توضيح مي دهيد؟
من مهندس آي.تي هستم و در يك بنگاه املاك در همين كار فعاليت ميكردم كه يك روز در حال رانندگي موتورسواري جلوي راهم را گرفت و به من گفت شما مزاحم خواهر ما شدهاي.
*چرا همراه آنها رفتي؟
من به خودم اطمينان داشتم و اصلا فكرش را هم نميكردم كه آنها سارق باشند.
*در ادامه چه شد؟
آنها به من گفتند بايد با خواهرمان رودررو شوي. من هم قبول كردم و آن دو برادر دوقلو سوار يك موتورسيكلت شدند و من و متهم سوم نيز سوار موتورسيكلت خودم شديم با اين شرط كه متهم راننده باشد. آنها حتي گوشي مرا نيز از من گرفته بودند به اين بهانه كه بايد داخل تلگرامم را چك كنند تا از رابطه من و خواهرشان مطمئن شوند. من هم به دليل اينكه آنها قمه داشتند ترسيده بودم و نميدانستم بايد چه كار كنم و به همين دليل به دنبال آنها رفتم.
*شنيدهام همه اموالت را بردهاند؟
همه چيز يك طرف، آن موتور بنلي كه با كلي تلاش خريده بودم طرف ديگر ماجرا. آن موتور قرمز رنگ است و از آن در كل ايران شايد به تعداد انگشتان دست هم پيدا نشود و به همين دليل بود كه تصميمم را گرفتم و با توجه به شناختي كه نسبت به موتورسيكلت و متهمها داشتم دنبال مالم افتادم.
*چطور پيدايش كردي؟
بيش از يك ماه بود كه داشتم دنبال موتورم ميگشتم. به دوستانم سپرده بودم و آنها هم دنبالش بودند. هرجا كه به يك موتور فروش شك ميكردم با دوستانم تماس ميگرفتم و ميرفتيم آنجا اما هيچ چيزي پيدا نكرديم تا اينكه چند شب پيش بالاخره موتورسيكلتام را در سه راه افسريه ديدم. متهمان سوار موتورسيكلت بودند و ما سوار ماشين. تا من را ديدند فراري شدند و من هم با ماشين به دنبال آنها افتادم. خلاصه اينكه بعد از دقايقي آنها را گم كرديم. شايد باورتان نشود اما تمام زندگيام را براي پيدا كردن اين موتور گذاشته بودم. آنها بيش از 15 ميليون تومان خسارت به موتورم زده بودند و حتي اين را هم بگويم كه من كارم را به دليل مرخصيهاي زيادي كه براي رفتن دنبال موتور ميگرفتم از دست دادم.
*پس دوباره چطور پيدا كردي؟
ديگر متوجه شده بودم بايد همين حوالي افسريه و جنوب شرق را بگردم. راستش را بخواهيد بيشتر سرقتهاي متهمان نيز همين محدوده شرق تهران بود و من هم يك عصر كه داشتم در خيابان مشريه ميرفتم عين موتورم را جلوي در يك بنگاه ديدم و متوجه شدم كه همان موتورسيكلت خودم است.
*شنيدم ميخواستي رضايت دهي؟
پدرشان دم در منزل آمد و موتور را آورده بود پس بدهد. به من گفت بيا 10 ميليون تومان بگير و رضايت بده. آنقدر التماس كرد و گفت كه پسرانش اولينبار بوده اين كار را كردهاند كه من هم دلم برايش سوخت و تصميم گرفتم رضايت بدهم اما وقتي به كلانتري آمديم ديديم كه اينطور شده است. من هم چون موتور را نگه داشته بودند فكر كردم آنها از موتور خوششان آمده بوده و به همين دليل سرقت كردهاند اصلا خبر نداشتم كه آنها به غير از من 10 شاكي ديگر پيدا خواهند كرد.