میار: مرد ورشکسته پس از قتل همسرش هفت ساعت بالای سر جسدش نشست تا صبح شود.
به گزارش میار، ساعت 9 صبح جمعه 28 دی مأموران کلانتری 109 بهارستان در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از قتل زن 36 سالهای در خانهاش خبر دادند.بدنبال اعلام این خبر بازپرس سجاد منافی آذر به همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی خانه قدیمی در خیابان مجاهدین اسلام شدند. خانهای دو طبقه و قدیمی که طبقه دوم آن محل جنایت بود. با ورود به خانه با جسد زن 36 ساله در حالی که آثار کبودی روی گردنش دیده میشد در اتاق پذیرایی مواجه شدند.کیوان، همسر مقتول که در تماس با پلیس راز این جنایت را برملا کرده بود در تحقیقات گفت: در بازار دو مغازه لوازم آرایشی و صنایع دستی داشتم اما بعد از مدتی ورشکست شدم و همین موضوع آغازی برای اختلافات بین من و همسرم شد.
او ادامه داد: دیشب پسر دو سال و نیمهام طبقه پایین نزد پدر و مادرم بود. ساعت یک بامداد سر مسائل مالی با همسرم بحثم شد و این درگیری بالا گرفت. یک لحظه از روی عصبانیت دستم را روی گردنش گذاشتم و فشار دادم. به خودم که آمدم دیدم نفس نمیکشد، تازه آن موقع بود که متوجه شدم چه اشتباهی کردهام. از ساعت یک تا هشت صبح بالای جسد همسرم بودم و بعد از آن با پلیس تماس گرفتم. مأموران کلانتری هم راهی خانه شده و با دیدن جسد و تأیید موضوع مرا بازداشت کردند.بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، متهم 46 ساله را در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داد و تحقیقات در این رابطه ادامه دارد.
گفت و گو با قاتل همسركش
مردي كه تنها به دليل بحث بر سر مسائل مالي همسرش را كشته است ديروز صبح در دادسراي امور جنايي تهران روبروي بازپرس كشيك قتل پايتخت ماجرا را شرح داد.
چرا همسرت را كشتي؟
به دليل ورشكستگي اين كار را كردم.
چرا آرام صحبت مي كني؟
چون عمل جراحي سنگين داشتم. بنده سرطان لوز المعده داشتم و براي درمان تحت جراحي قرار گرفتم كه همين عمل باعث شد كف زبانم توسط پزشك ها برداشته شود. به خاطر همين در صحبت كردن نيز مشكل پيدا كردم.
شغلت چيست؟
مغازه لوازم آرايشي دارم.
با همسرت چطور آشنا شده بودي؟
عمويم باعث وصلت ما شد. من قبل از اين همسرم نيز با خانم ديگري ازدواج كرده بودم كه او را طلاق دادم و بعدا با اين خانم آشنا شدم كه آرايشگر هم بود.
توضيح بده چطور شد همسرت را كشتي؟
او به اتاق رفت و زير پتو خوابيد. قبل از آن دوباره بحث را سر مسائل مالي مطرح كرده بود. اعصاب شنيدن اين حرف ها را نداشتم. من به تازگي ورشكسته شده بودم و فقط 40 ميليون تومان خرج بيماري سرطان ام كرده بودم. همه اينها دست به دست هم داد تا اينكه در يك لحظه اختيارم را از دستم دادم و با دو دستم او را خفه كردم. قصدم ترساندن او بود اما نمي دانم چرا كشته شد.
فرزندتان كجا بود؟
فرزندم آن موقع شب در اتاق خودش خواب بود و چيزي از اين ماجرا متوجه نشد. من هم تا صبح بالاي سر جسد همسرم نشسته بودم و صبح با پليس تماس گرفتم و ماجرا را توضيح دادم.
متهم پس از بازجويي توسط بازپرس سجاد منافي آذر،براي ادامه روند تحقيقات در اختيار كارآگاهان امور جنايي تهران بزرگ قرار گرفت.![]()