میار: دوستانش مي گويند در محاصره پليس گير كرده بود كه تصميم آخر خودش را گرفت. او تير خلاصي به سمت خودش شليك كرد و خلاص. اين همه داستان مردي است كه از دوستش روايت مي كنيم.
شما براي چه بازداشت شده ايد؟
من كمپ دار هستم و دوست دختر يك دزد كه از دوستانم بود روي من اعتراف كرده است.
جرم دوستت چيست؟
خدابيامرز جرمش جعل و سرقت و همه چيز بود. سوابق زيادي هم داشت. ما را هم اينگونه گير انداخته است.
فوت شده است؟
بله. در خيابان جمهوري پليس او را شناسايي مي كند و به همراه دوستانش قصد بازداشت او را داشته است كه يكدفعه او با اسلحه اي كه همراه داشت از دست پليس متواري مي شود اما وقتي خودش را در محاصر ماموران پليس مي بينيد با شليك يك گلوله خودش را خلاص مي كند.
يعني يكدفعه به اين كار دست مي زند؟
خير. ابتداي امر به سمت پليس شليك مي كند اما از آنجايي كه هفت تير بيشتر نداشت تير آخر را به سمت شقيقه خودش شليك مي كند. فكر كنم هيچوقت فكر نمي كرد دوباره بازداشت شود.
خلاف اصلي دوستت چه بود؟
مي گويند سكه جعل مي كرده است. يكي از همين سكه ها را به خودم داده بود. همه را با اين سكه ها خر مي كرد. فكر مي كرديم سكه ها واقعي هستند اما نگو جعل مي كند. خيلي در كارش دقيق بود به طوريكه حتي مغازه دارها هم اشتباه مي كردند. طلافروش ها هم نمي فهميدند كه سكه ها جعلي است.
با چه ادعايي شما دستگير شديد؟
دوست دختر دوست خدابيامرزم به من تهمت زده است كه دستگاه جعل سكه دست من است اما واقعا اينطور نيست. من از آن دستگاه هيچ خبري ندارم.