صفحه نخست | پس از سرقت طلاهايم به زور لباس هايم را.../ همسايه ها همه چيز را ديدند!

پس از سرقت طلاهايم به زور لباس هايم را.../ همسايه ها همه چيز را ديدند!

میار: مردي كه متهم است طي آشنايي كاري با زني جوان، از او گوشي و طلاهايش را همراه با قصد آزار و اذيت سرقت كرده است به زودي در دادگاه كيفري تهران محاكمه خواهد شد

به گزارش میار، ماجراي اين پرونده به پنجم آبان سال جاري باز مي‌گردد. در اين روز زني با تماس با ماموران كلانتري در تهران عنوان داشت كه از سوي مردي آشنا مورد آزار و اذيت و سرقت قرار گرفته است.

به اين ترتيب، خيلي سريع ماموران به محل حادثه رفتند و در حالي‌كه با خانه متهم در طبقه چهارم ساختماني در غرب تهران روبه‌رو شده بودند كه به هم ريخته بود تحقيقات اوليه را از همسايگان كليد زدند.

يكي از همسايه‌ها مدعي بود مرد سارق از مدتي پيش به اين خانه رفت و آمد داشته و روز جاري نيز آمده بود كه يكدفعه با سر و صدايشان روبه‌رو شديم. اول فكر مي‌كرديم كه دعواي زن و شوهري است چراكه صاحبخانه به ما گفته بود با هم صيغه‌اند اما يكدفعه كه در ساختمان باز شد و سر و صدا شديدتر شد به بررسي موضوع پرداختيم و ديديم كه متهم سارق از محل در حال فرار كردن است و صاحبخانه نيز در حال گريستن و داد كشيدن بود.

بعد از اين شاكي كه آثار جراحات روي بدنش بود به بيمارستان منتقل شد و پس از مداوا به شعبه پنجم دادسراي ويژه سرقت رفت و شكايت خود را به اين شكل طرح كرد: با متهم از مدتي پيش آشنا بودم. او براي من كار جور مي‌كرد و آنطور كه فهميده بودم آدم پولداري بود چراكه بدون هيچ چشمداشتي براي شركت بازاريابي من مشتري جور مي‌كرد و من هم از اين كار او خوشم آمده بود. ديگر با هم دوست شده بوديم و او به خانه من رفت و آمد داشت و آن روز نيز براي صحبت كردن درباره كار به خانه من آمده بود كه حين خارج شدن از خانه ديدم در حال برداشتن گوشي من است. از او پرسيدم چه كار مي‌كني كه گفت توهم زده‌ام و حالم دست خودم نيست. از حرفش جا خوردم و فكر كردم شايد چيزي كشيده است. يكدفعه به سراغ طلاهاي من رفت و گردنبند و دستبند مرا هم برداشت. مي‌خواستم جلوي او را بگيرم كه شروع به زدن من كرد و مرا روي زمين پرتاب كرد و قصد آزار و اذيتم را داشت كه سر و صداي زيادي كردم تا همسايه‌ها متوجه موضوع شوند و او كه از  اين ماجرا ترسيده بود ريموت كنترل در پاركينگ را برداشت و به سراغ ماشين‌اش در پاركينگ رفت و از آنجا متواري شد.

در ادامه تحقيقات پليسي خيلي زود نتيجه داد و متهم كه معلوم‌المكان بود بازداشت و نزد بازپرس آورده شد اما او طي اظهاراتي ضد و نقيض هربار درباره ماجراي سرقت صحبت‌هاي تازه‌اي را عنوان مي‌كرد تا اينكه بالاخره هفته گذشته براي بيان آخرين دفاعيات به بازپرسي آورده شد و در برابر بازپرس گفت: من و اين خانم صيغه لفظي بوديم. مثل زن و شوهر رفتار مي‌كرديم و من به خانه ايشان رفت و آمد داشتم. اين داستان‌هايي كه او ساخته و پرداخته است همگي كذب محض است. آن روز در خانه ايشان در حال شستن ظروف كثيف بودم كه يكدفعه از اتاق بيرون آمد و سر بستن و باز كردن در اتاق با من جر و بحث كرد. نمي‌دانم از چه ماجرايي عصباني بود كه به من گير مي‌داد. غائله ختم به خير شد اما او يكدفعه به سراغ من آمد و گفت گوشي‌ام را تو برداشته‌اي. گفتم چرا دروغ مي‌گويي كه شروع به گشتن من كرد و وقتي چيزي پيدا نكرد گفت بايد برويم در ماشين‌ات آن را گذاشته‌اي. مي‌خواستيم پايين برويم كه پشيمان شد و با من نيامد و گفت تو برو و قرار شد از بالا ريموت  كنترل پاركينگ را براي من بزند تا من ماشينم را از پاركينگ خارج كنم اما يكدفعه ديدم كه مداركم را برداشته و از بالا به سمت كوچه پرتاب مي‌كند. از اين كارش عصباني شدم و گفتم الان به 110 زنگ مي‌زنم تا تكليف من و شما را تعيين كند اما او به سراغ شيشه مشروب رفت و با باز كردن آن همه را روي لباس‌هاي من خالي كرد و گفت زنگ بزن تا بيايند. حتما زنگ بزن. از آنجايي كه مي‌ترسيدم مداركم را ببرند از او ريموت كنترل پاركينگ را گرفتم و به سمت پايين رفتم كه در همين حال متوجه شدم آسانسور خراب شده است و در حالي‌كه همسايه‌ها نگاهم مي‌كردند از طريق راه پله‌ها به پايين رفتم.

در انتها پس از ثبت اين اظهارات در پرونده و با دستور بازپرس علي وسيله ايردموسي،‌ كيفرخواست عليه متهم به اتهام سرقت مقرون به آزار صادر شد تا او در دادگاه كيفري استان تحت محاكمه قرار بگيرد.

17 دی 1397, 16:49
بازگشت