میار: مرد معتادي كه با وجود تسلط به سه زبان زنده دنيا، قصد داشت از يكي از افراد حاضر در بيمارستان بهمن تهران سرقت كند، قبل از هرگونه اقدامي توسط ماموران كلانتري 134 شهرك غرب بازداشت شد. در ادامه گفتوگوي كوتاه خبرنگار ما را با اين مرد ميخوانيد.
چند سال داري؟
47 سال
چه شد به فكر سرقت افتادي؟
من سرقت نكردم. ديدم يك كيف گوشهاي از بيمارستان افتاده است. داخلش را نگاه كردم و وقتي متوجه شدم چيزي درونش نيست از محل دور شدم تا اينكه توسط پليس بازداشت شدم چون صاحب كيف مرا موقع گشتن كيفاش مشاهده كرده بود.
در بيمارستان چه كار ميكردي؟
شب قبل از ماجرا آنجا خوابيده بودم كه چنين اتفاقي رخ داد.
اعتياد هم داري؟
18 سال است كه شيشه و مخدرهاي ديگري را مصرف ميكنم.
چه شد معتاد شدي؟
بعد از اينكه همسرم از من طلاق گرفت خيلي تنها شدم در حاليكه همسرم همه چيزم را از من گرفته بود و به آلمان رفته بود. كم كم براي اينكه غمهايم را از ياد ببرم معتاد شدم و اين چند سال آخر شيشه مصرف ميكردم.
سابقهاي هم داري؟
سابقه دارم اما دزد نيستم.
همسرت چرا رفت آلمان؟
حدودا هفت با هم در آلمان زندگي كرديم. آنجا من و همسرم درخواست پناهندگي داده بوديم كه نپذيرفتند و من هم از بلاتكليفي خسته شده بودم. آنجا تنها شغلي كه داشتم اين بود كه در يك كازينو مشغول به كار بودم در حاليكه من به سه زبان زنده دنيا، آلماني، ژاپني و روسي مسلط بودم. واقعا از وضعيتام در آنجا خسته شده بودم تااينكه به ايران بازگشتيم. از طرفي بازگشتم به تهران و از طرفي درخواست طلاق همسرم، به من فشارهاي زيادي وارد ميكرد تا اينكه همسرم همه حق و حقوقاش كه حدودا هشت هزار دلار بود از من گرفت و رفت و فقط براي خودم حدودا يك هزار دلار مانده بود كه آن هم به جايي از زندگيام نميرسيد. اوايل سعي كردم به كار مترجمي بروم اما در آنجا هم دوامي نياوردم و بعد از مدتي معتاد و كارتن خواب شدم. مدت 18 سال است كه كارتن خوابي ميكنم. يك شب در بيمارستان و يك شب در زندان و يك شب در گرمخانه ميخوابم و از آن روز تا به الان يك آب خوش از گلويم پايين نرفته است.