به گزارش میار بعد از تایید هویت جسد مشخص شد که این مرد همان پدر گمشده خانواده است كه بر اساس نظریه پزشکی قانونی، مشخص شد متهم براثر وارد شدن ضربات جسم سنگینی برسر، جانش را از دست داده است.
پس از اين تحقيقات پليسي انجام شد و خيلي زود متهمان كه همسر و پسر مقتول بودند لب به اعتراف گشودند و ارتكاب جنايت را با همدستي يكديگر پذيرفتند.
در نخستین بازجویی ها جواد فرزند ناصر لب به اعتراف گشود و گفت: پدرم چندسال بود که بیکار بود و در خانه میماند.
او هیچ وقت از خانه بیرون نمیرفت مگر اینکه مادرم کاری داشت یا قرار بود مهمانی برای مادرم بیاید.
اختلاف بین آنها زیاد شده بود به همین دلیل هم مادرم تصمیم به قتل پدرم گرفت او مدتها بود که درباره قتل پدرم با من صحبت می کرد و میگفت هیچ راهی برای رها شدن ماوجود ندارد مگر اینکه پدرت را بکشیم.
زمانی که این مساله مطرح شد من اول ناراحت شدم اما آنقدر مادرم ازاینکه پدرم بد است برای من گفت تا اینکه راضی شدم مادرم را کمک کنم.
روز حادثه مادرم گفت پدرت خوابش سبک است بنابراین باید ضربه را کاری بزنی او دمبل را روی دست من بست و پدرم خواب بود من با دمبلی که روی دستم بود چند ضربه پشت سرهم به سر سر پدرم زد تااینکه صورتش را کامل خون گرفت. مادرم گفت انقدر باید ضربه بزنی که پدرت دیگر نتواند بلند شود چرا که پدرت قوی است.
بعد از اعتراف این جوان ماموران مادر او را بنام مهناز مورد بازجویی قرار دادند که این زن گفت: من در قتل شوهرم نقشی نداشتم من فقط می خواستم کاری کنم پسرم گیر نیفتند.
پسرم خودش با پدرش اختلاف داشت.
مهناز ادامه داد: شوهرم به همه گفته بود میخواهد پسرمان را به خارج از کشور بفرستد تا او آنجا زندگی کند و همین هم باعث شد که پسرم ناراحت شود او نمیخواست به خارج برود. زمانی که تصمیم گرفت پدرش را بکشد من خبر نداشتم و بعد از قتل بود که فهمیدم چه اتفاقی افتاده و کمک کردم که پسرم جسد را خارج کند چون نمیخواستم او به دردسر بیفتد.
زمانی که ماموران خانه متهمان را مورد بررسی قرار دادند مقداری اسید و سرنگ نیز پیدا کردند جواد به ماموران گفت:مادرم اسید خریداری کردهبود تا جسد را با اسید از بین ببریم و اگر لازم شد اسید به پدرم تزریق کنیم اما دیگر برای اینکار نه زمان داشتیم و نه اصلا لازم شد که اسید را اس
زمانی که ماموران خانه متهمان را مورد بررسی قرار دادند مقداری اسید و سرنگ نیز پیدا کردند جواد به ماموران گفت:مادرم اسید خریداری کردهبود تا جسد را با اسید از بین ببریم و اگر لازم شد اسید به پدرم تزریق کنیم اما دیگر برای اینکار نه زمان داشتیم و نه اصلا لازم شد که اسید را استفاده کنیم.
در ادامه عليه متهمان كيفرخواست صادر و پرونده براي انجام محاكمه به دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد.
در ابتدای جلسه رسیدگی که در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده برگزار شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و سپس پدر و مادر مقتول به عنوان ولی دم درجایگاه قرار گرفتند و خواستار مجازات متهمان شدند.
در ادامه پسر مقتول در جايگاه قرار گرفت و به عنوان متهم رديف اول قتل پدرش گفت: پدرم چندسال بود که بیکار بود و در خانه میماند. او هیچ وقت از خانه بیرون نمیرفت مگر اینکه مادرم کاری داشت یا قرار بود مهمانی برای مادرم بیاید. اختلاف بین آنها زیاد شده بود به همین دلیل هم مادرم تصمیم به قتل پدرم گرفت او مدتها بود که درباره قتل پدرم با من صحبت میکرد و میگفت هیچ راهی برای رها شدن ماوجود ندارد مگر اینکه پدرت را بکشیم. زمانی که این مسئله مطرح شد من اول ناراحت شدم اما آنقدر مادرم ازاینکه پدرم بد است برای من گفت تا اینکه راضی شدم مادرم را کمک کنم و با همكاري يكديگر او را با ضربات دمبل به قتل رسانديم.
در ادامه همسر مقتول، به عنوان متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت. او اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت: فقط برای اینکه کمکی به پسرم کردهباشم در انتقال جسد به او کمک كردم.
با پایان گفتههای این زن و وکلای مدافع متهمان، قضات وارد شور شدند و متهم ردیف اول پسرجوان را به قصاص و متهم ردیف دوم را به 18 سال حبس محکوم کردند.