میار: مردي كه همسرش را در برابر دختر 11 ساله خود به قتل رسانده بود ديروز صبح در شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران در حالي محاكمه شد كه از سوي دختر نوجوانش با درخواست قصاص روبهرو شده بود
به گزارش میار، متهم 39ساله كه سياوش نام دارد، ساعت 7 صبح روز يكشنبه 28 آذرماه دست به حادثه خونيني زد. روز حادثه همسايهها كه با شنيدن فرياد مشاجره از خانه سياوش خودشان را به آپارتمان او رسانده بودند، با ديدن پيكر خونآلود همسرش مقابل ورودي خانه، پليس را از ماجرا با خبر كردند. سياوش در حالي كه چاقوي زرد رنگي به دست داشت، بالاي جسد همسرش ايستاده بود. با حضور پليس در محل، سياوش بازداشت شد و پيكر همسرش هم به بيمارستان تريتا منتقل شد اما او به علت شدت جراحت جان خود را از دست ميدهد.
بعد از تشكيل پرونده با موضوع قتل، بازپرس كشيك قتل پايتخت به همراه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر و از سياوش تحقيق كرد. او در اولين بازجوييها به قتل همسرش اعتراف كرد.
او در بازجوييهاي اوليه در تشريح علت قتل همسرش عنوان داشت: همسرم مهناز نام داشت و 13 سال قبل بود كه در خيابان با هم آشنا شديم. مدتي كه گذشت به هم علاقهمند شديم و ازدواج كرديم. بعد از شروع زندگي مشترك بود كه اختلافهايمان شروع شد. بعد از اينكه دخترمان متولد شد، احتمال ميدادم كه اختلافمان كمتر شود كه اينطور نشد. مهناز به رفت و آمد من و دخترم با خانوادهاش ايراد ميگرفت. او امواج منفي داشت و روز حادثه هم اين موضوع اذيتم ميكرد. متهم ادامه داد: شغل من باتريسازي است. روز حادثه گفت كه زود از خانه بيرون برو. امواج منفي او سبب ميشد تا نتوانم خانه را ترك كنم. وقتي دعوايمان شد، عصباني شدم و با چاقو پنج ضربه به او زدم كه كشته شد.
بنابراين گزارش، با تكميل پرونده و انجام بازسازي صحنه قتل و صدور گواهي پزشكي قانوني، بالاخره ديروز صبح جلسه محاكمه اين متهم در شعبه يازدهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي متين راسخ تشكيل شد.
در ابتداي اين جلسه اولياي دم به جايگاه فراخوانده شدند. ابتدا پدر مقتول در جايگاه قرار گرفت و براي داماد خود درخواست قصاص كرد. پس از آن دختر نوجوان كه حالا 13 ساله شده بود به جايگاه فراخوانده شد و براي قاتل مادرش كه همان پدرش بود قصاص خواست. او گفت: پدرم هميشه در مقابل من مادرم را كتك ميزد و حالا از او شاكي هستم. او در مقابل من و در حاليكه در اتاقم را رويم بسته بود مادرم را به قتل رساند. آن روز من در پذيرايي بودم كه پدرم به سراغ مادرم آمد و با هم جر و بحث كردند. بعد از آن به من گفت كه به اتاقت برو. من نميخواستم بروم اما او مرا به زور برد و در اتاق حبس كرد. همه صداي جر و بحثهايشان را ميشنيدم. او مادرم را به قتل رساند و بعد از آن به اتاق من آمد و همه عروسكهايم را با چاقو تكه تكه كرد و خودش را هم زد. اي كاش خودش هم ميمرد اما ماند و به جاي او مادر بيچارهام كه سالها او را تحمل كرده بود كشته شد.
در ادامه روند رسيدگي به پرونده، متهم اصلي در جايگاه قرار گرفت و گفت: قبول دارم كه همسرم را كشتهام. آن روز تعادل رواني نداشتم و از پنج شب پيش از آن واقعه اصلا نخوابيده بودم. خيلي حالم بد بود و دائم در حال صحبت كردن با خودم بودم. اصلا نميفهميدم دارم چه كار ميكنم. خيلي عصبي شده بودم و حالم دست خودم نبود. از طرفي بيماري اعصاب و روانم نيز در ميان بود. آن روز داروهايم را مصرف نكرده بودم و چند روزي ميشد كه داروهايم نيز به پايان رسيده بود. يكدفعه به سرم زد و نفهميدم چه اتفاقاتي افتاد. بعد از چند روز وقتي به خودم آمدم متوجه شدم كه در بيمارستان بستري هستم و حالم خوب شده است. آن موقع بود كه كم كم كارهاي خودم به يادم آمد. زنم را كشته بودم و خودم را نيز با ضربات چاقو به شدت زخمي كرده بودم. ميدانم كه گناه بزرگي انجام دادهام اما هم از شما و هم از اولياي دم درخواست بخشش دارم. كاري شده است كه نبايد ميشد و من به شدت از اتفاقاتي كه رخ داد پشيمانم.
در انتها قضات وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت متهم پرونده تصميم گيري كنند.