صفحه نخست | مرد کابینت‌ساز داخل صندوق عقب MVMگروگان گرفته شد+ گفت و گوی ویژه با متهم

مرد کابینت‌ساز داخل صندوق عقب MVMگروگان گرفته شد+ گفت و گوی ویژه با متهم

میار: سرهنگ وليپور گودرزي، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران از رهایی مرد کابینت‌سازی خبر داد که در طول مدت اسارتش، توسط آدم‌ربایان داخل صندوق عقب یک دستگاه MVM نگهداری شده بود.

براساس اين گزارش، روز چهارشنبه هفته گذشته پرونده‌ای از دادسرای امور جنایی تهران به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد که در آن خانم جوانی به همراه برادر همسرش به اداره یازدهم مراجعه کرد و گفت: از طریق تماس فردی ناشناس به من و برادرشوهرم اعلام شده است که همسرم به نام بهمن، 33 ساله ربوده شده و آدم‌ربایان در قبال رهایی‌اش درخواست پول دارند.

همزمان با آغاز رسیدگی به پرونده آدم‌ربایی، آدم‌ربایان طی چندین تماس تلفنی با برادر و همسر بهمن درخواست مبلغ سنگینی از خانواده وی کردند که نهایتاً به دریافت مبلغ 100 میلیون تومان رضایت داده و تهدید کردند که در صورت عدم پرداخت پول از سوی خانواده بهمن او را به قتل می‌رسانند.

کارآگاهان اداره یازدهم در تحقیقات از خانواده بهمن اطلاع پیدا کردند که وی با خودروی شخصی MVM از خانه خارج شده که بلافاصله با انجام اقدامات ویژه پلیسی، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی موفق به شناسایی محدوده تردد خودروی MVM متعلق به بهمن در منطقه سعادت‌آباد شدند.

با شناسایی محدوده تردد خودروی متعلق به فرد ربوده شده، چندین تیم عملیاتی در معاونت مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل شد و این مناطق تحت کنترل و مراقبت نامحسوس قرار گرفت.

سرانجام ساعت 9 صبح روز جمعه هفته گذشته بالاخره خودروی MVM حین تردد با یک نفر سرنشین در منطقه سعادت‌آباد شناسایی شد که بلافاصله کارآگاهان اداره یازدهم برای توقف خودرو وارد عمل شده اما راننده MVM  با اطلاع از حضور پلیس در محل اقدام به فرار کرد که کارآگاهان با رعایت قانون به کارگیری سلاح وارد عمل شده و خودروی MVM مورد استفاده از سوی آدم‌ربایان را از قسمت لاستیک خودرو مورد هدف گلوله‌های خود قرار داده و راننده آن نیز به ناچار مجبور به توقف شد.

با توقف خودروی  MVM، راننده آن به نام کامران، 40 ساله دستگیر و در بازرسی از صندوق عقب خودرو بهمن با دست و پا و دهان بسته شده نجات پیدا کرد.

بهمن پس از انتقال به اداره یازدهم پلیس آگاهی درباره نحوه ربوده شدنش توسط آدم‌ربایان گفت: بنده تولیدی کابینت‌سازی دارم؛ روز چهارشنبه صبح فردی ناشناس با من تماس تلفنی گرفت و ضمن معرفی خود به عنوان مشتری مدعی شد که قصد سفارش چندین کابینت برای چند مجتمع آپارتمانی را دارد و به این بهانه با من برای دیدن چند مجتمع ساختمانی قرار ملاقات گذاشت. ساعت 10 صبح روز چهارشنبه از خانه خارج شدم تا به محل قرار خود با مشتری در منطقه اوین بروم، دقایقی در محل قرار در منطقه اوین منتظر بودم تا اینکه مشتری طی تماس تلفنی ضمن عذرخواهی مرا به دفتر کارش در منطقه کن دعوت کرد اما زمانی که به منطقه کن رسیدم، ناگهان سه نفر وارد خودروی بنده شده و با ضرب و شتم و تهدید به کشتن، مرا به داخل صندوق عقب خودروی خودم انداخته و دست، پا، دهان و چشمانم را بستند؛ طی این مدت نیز که در اسارت آنها بودم، در داخل صندوق عقب قرار داشتم تا نهایتا توسط پلیس نجات پیدا کردم. گفت‌وگو با متهم
خودت را معرفی کن؟
کامران هستم و مهندسی معماری دارم.
گروگان را می‌شناختی؟
بله. پنج‌سال قبل با او آشنا شدم و با هم کار می‌کردیم تا اینکه یک و نیم سال قبل از او جدا شدم.
چرا نقشه آدم‌ربایی کشیدی؟
من وضع مالی خوبی دارم و در منطقه سعادت‌آباد زندگی می‌کنم تا اینکه مدتی قبل مردی از من کلاهبرداری کرد و ورشکست شدم. پس از این خیلی تلاش کردم پولم را از مرد کلاهبردار بگیرم، اما نشد تا اینکه وکیل گرفتم، اما پول وکیل را هم نداشتم به همین دلیل تصمیم به آدم‌ربایی گرفتم.
چرا دوستت؟
او را می‌شناختم و می‌دانستم وضع مالی خوبی دارد و مطمئن بودم قادر است ۴۰۰‌میلیون تومان برای آزادی‌اش پرداخت کند.
دو همدستت چه نقشی داشتند؟
مدتی قبل داخل اتوبوس بین شهری بودم که با مردی آشنا شدم. وقتی ماجرای زندگی‌ام را با او در میان گذاشتم او گفت: حاضر است با گرفتن ۳۰‌میلیون‌تومان همراه دوستش مرا در آدم‌ربایی دوستم کمک کند. آن‌ها هر دو حرفه‌ای بودند و وقتی نقشه را برای من توضیح دادند قبول کردم.
چه نقشه‌ای؟
قرار شد شاکی را به بهانه بازدید پروژه‌ای به محل بکشانیم و آن دو نفر او را بربایند و به من تحویل بدهند.
چند بار نقشه آدم‌ربایی کشیدید؟
دو بار، بار اول به خاطر حضور مأموران موفق نشدند، اما بار دوم او را تعقیب کردیم و در سولقان ربودیم.
همدستانت کجا رفتند؟
پس از آدم‌ربایی آن‌ها از خودرو خارج شدند و فقط چند باری آمدند با آن‌ها قرار گذاشتم و با هم حرف زدیم که گروگان متوجه نشود من تنها هستم.
پس از آدم ربایی چه کار کردید؟
من در این ۴۸‌ساعت داخل خیابان‌ها دور می‌زدم و هر چند ساعت یک‌بار از طریق تلفن عمومی با خانواده شاکی حر ف. می‌زدم و درخواست پول می‌کردم.
به خانواده شاکی چه می‌گفتی؟
تهدید می‌کردم و به دروغ می‌گفتم گروگان را داخل چاه انداختم اگر پول ندهید در چاه می‌میرد و اگر پول بدهید آدرس چاه را می‌دهم تا او را نجات دهید.
فکر نمی‌کردی دوستت تو را بشناسد؟
او چشمانش بسته بود و صدایم را عوض کردم. واقعیتش من در تقلید صدا حرفه‌ای‌ام و چند باری هم که با خانواده‌اش حرف زدم صدایم را عوض کردم و هر بار خودم را فرد دیگری معرفی می‌کردم.
حرف آخر؟
از چاله به چاه افتادم.







18 آذر 1397, 01:32
بازگشت