میار: تا به الان بیش از 40 زن شکایتهای خود را از متهم درفش به دست در اداره آگاهی شانزدهم تهران بزرگ مطرح کردهاند
بنابراين گزارش، در پی چندین فقره جرح عمدی تعدادی از بانوان در سطح گستردهای از شهر تهران توسط راکب یک دستگاه موتورسیکلت طرح هوندا 125 و با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، پروندهای در این خصوص در اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل و اقدامات پلیسی جهت شناسایی و دستگیری متهم در دستور کار ویژه قرار گرفت.
تمامی شکات پرونده در اظهاراتی مشابه عنوان کردند که به صورت پیاده در حال تردد بودند که فردی موتورسوار از پشت سر به آنها نزدیک شده، با جسم تیز آنها را از ناحیه پا مجروح و به سرعت از محل دور شده است .
مجروحان اين حادثه در روز سي ام مهر ماه سال جاري به شدت افزايش يافتند تا اینکه با بهرهگیری از تمامی تجهیزات پلیسی، کارآگاهان اداره شانزدهم موفق به شناسایی هویت راکب موتورسیکلت که مردي 42 ساله بود شدند و بلافاصله با شناسایی مخفیگاه وی در منطقه خانی آبادنو، راس ساعت 23 شب اول آبان ماه سال جاري دستگیر و در بازرسی از مخفیگاهش جسم تیز استفاده شده در زمان ارتکاب جرم نیز کشف و بلافاصله پس از انتقال متهم به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، تحقیقات از وی آغاز شد که او در نهایت صراحتا به ارتکاب جرم و با انگیزه ای عجیب اعتراف کرد. او مدعی بود چون همسرش از خانه رفته و او را ترک کرده بود از تمامی زنان متنفر شده و چنین کاری را کرده است.
سردار علیرضا لطفی، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: از شهروندان بهویژه بانوان محترم که بدین شکل مورد جرح عمدی توسط سرنشین یک دستگاه موتورسیکلت قرار گرفتند دعوت میشود تا جهت پیگیری شکایات خود به نشانی اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در خیابان وحدت اسلامی مراجعه كنند.
گفتوگو با متهم
42 سال سن دارد و به گفته خودش براي دومين بار است كه توسط پليس بازداشت شده است. او در كمال خونسردي به سوالات خبرنگار ما پاسخ مي دهد.
سابقهدار هستی؟
سابقه شرب خمر دارم. مدت یک سال بود که شدیدا به اتانول معتاد شده بودم و این موضوع به سالها پیش باز میگردد. آن زمان از خانه طرد شده و به اتانول اعتياد پيدا كردم.
با افراد خانوادهات چطور بودی؟
من در يك خانواده چهارنفره به دنيا آمده بودم و با پدرم از هشت سالگي سر كار ميرفتم. هم درس ميخواندم و هم ادامه تحصيل ميدادم تا اينكه بالاخره يك وظيفه اضافي هم به من محول شد. بعد از آن مجبور بود خواهرم را نيز هر روز به مدرسه ببرم و از مدرسه به خانه بازگردانم. مادرم در اين مدت باعث شده بود كه استرس زيادي داشته باشم و او خودش نيز استرس و اضطراب اين را داشت كه يك موقع خواهرم برايش مشكلي پيش نيايد. آن موقعها خیلی اذیت میشدم و از بابت خواهرم خيلي اضطراب به من وارد شد.
از مادرت بگو؟
مادرم سرطان سينه داشت و من فكر ميكنم كارهاي من باعث شد که او از نظر روحي به هم بريزد و بعد از مدتي نيز بر اثر شدت بيماري اش فوت كرد.
ماجراي دستگيري ات در بهشت زهرا چيست؟
آن موقع سنگ قبر مادرم را خرد كرده بودم، البته دستگیر شدم و سابقه کیفری برایم تشکیل نشد. اين موضوع به خيلي وقت پيش باز مي گردد.
اگر آزاد شوی چه میکنی؟
از وقتي كه بازداشت شدهام جناب سرهنگ سلطاني كلي به من اميد داده است و به همين خاطر از ابتدا به شما بگويم كه از همه كارهاي گذشتهام توبه كردهام. من بعد از اينكه آزاد بشوم از تهران خواهم رفت و در يك شهرستان كه بهتر از تهران باشد زندگي ميكنم. از همان ابتداي بچگي نيز به پدرم ميگفتم كه من اهل اين شهر نيستم و اي كاش مرا ببري شهرستان زندگي كنيم اما او گوش نكرد و اين موضوع هم بابت بدبختي من شد.
انگیزهات از این کارها چه بود؟
باور كنيد خودم هم نفهميدم. شاید دخالتهاي مادرزنم بود كه باعث شد من به اين روز بيفتم. دائم شبها را فكر ميكردم و ميگفتم اگر صاحبخانه ما را جواب كند و بگويد از اين خانه بايد برويد من چه كار خواهم كرد. شما فرض كن من هيچ پشتوانه مالي نداشتم و در صورت جواب شدنم از سوي صاحبخانه بايد 100 ميليون تومان پول پيش جور ميكردم. خرج بچهام بود. بايد او را به يك مدرسه خوب ميفرستادم. بايد ميبردمش مدرسه غير انتفاعي كه قرار بود كلي از من پول بگيرد. در ادامه افسرده شدم و حدودا يك ماه بود كه ديگر خرجي به خانه نميدادم. دست و دلم به كار كردن نميرفت. افسردگيام عود كرده بود و نميتوانستم پروژه جديدي بگيرم. نزديك به 30 سال بود كه كار ميكردم و همين باعث شده بود ديگر نتوانم كار كنم.
و تصمیم به آن کار گرفتی؟
... آن وسيلهاي كه ديديد را خودم درست کردم و خودم نيز تيزش كردم. بعد از آن يك روز سوار موتورسيكلت شدم و در خيابانها راه افتادم و به جاي خلوتي رسيدم كه زني در كوچه خلوتي در حال رفتن بود و من نيز با استفاده از همان ميخ كه ساخته بودم آن زن را زخمي كردم.
مثل اينكه در آخرين روز از اقدامات سريالي خود بيش از 20 زن را مضروب كردهاي؟
نميدانم.
دوست داري به همان شيوه كه اين كار را كردي شكات قصاصات كنند؟
.....
دارويي هم مصرف ميكردي؟
چندين سال است كه تحت نظرم. بعد از آزادي از زندان قرص گرفتم و قرصهاي زيادي تحت نظر دكتر روانشناس مصرف ميكنم. همين مريضيهاي روانيام باعث شد كه من به اين روز بيفتم.
اگر دستگير نميشدي قصد داشتي تا به كي اين كارها را ادامه دهي؟
پشيمان هستم. فقط اجازه دهيد كه بروم و بعد از آزادي قول ميدهم انسان خوبي باشم.
در آن موقع چه احساسي داشتي که زنان را زخمی میکردی؟
نميدانم اما انگار در فكر انتقام بود و فقط ميخواستم تنها از زنان انتقام بگيرم.