میار: دو سال پيش چند نفر، مردي را براي تحويل به كلانتري بردند و از او به دليل آزار و اذيت دخترشان به نام عسل شكايت كردند. در نتيجه پروندهاي در اين زمينه تشكيل شد اما متهم كه از خانواده شاكي شكايت داشت به دادسرا رفت و از پدر و برادران دختر جوان شاكي و مدعي شد آنها او را به زور ربوده و به كلانتري برده و تحويل ماموران قانون دادهاند. بر اثر اين شكايت پرونده اي روي پرونده اول تشكيل شد و به زودي پدر و برادران دختر جوان بازداشت شدند.روز بعد دختر جوان نیز به دادسرا رفت و از پسر جوان به دليل آدمربايي و تهديد به پخش كردن عكسهايش شكايت كرد. در نتيجه پروندهاي در اين زمينه تشكيل شد و پس از صدور كيفرخواست عليه چهار متهم پرونده يعني پدر و دو برادر عسل و همچنين پسر جوان كه شايان نام داشت، به دادگاه فرستاده شد. ديروز صبح متهمان در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شدند.
در ابتداي اين جلسه دادگاه پدر شاكي در جايگاه قرار گرفت و ماجرا را به اين صورت بيان كرد: من نه آدمربايي كردهام و نه شايان را زدهام. او براي اينكه بتواند رضايت ما را در پرونده دخترم بگيرد به طرح اين شكايت پرداخته است. در واقع ما از خود او شاكي هستيم.
همچين وكيل پدر عسل در جايگاه قرار گرفت و گفت: پرونده شکایت دختر جوان از پسر کلاهبردار دو متهم داشت كه شاكي از هر دو به دليل آدمربايي شكايت داشت اما يكي از آنها كه فردي شرور و داراي سوابق كيفري متعدد بود در اثر يك درگيري منجر به قتل، كشته شد و به اين صورت تنها متهم اين پرونده كه عسل از او شاكي است الان در دادگاه حضور يافته است. اين پسر كه امروز از زندان رجايي شهر به تهران آورده شده است در ابتدا با تهديد شاكي به پخش عكسهايش در فضاي مجازي و در محل زندگياش از او اخاذيهاي ميليوني كرده است. موكلين بنده نيز قصد ربودن او را نداشتند بلكه وقتي پليس فتا به آنها ميگويد چون از متهم آدرس ندارند خودشان دست به كار شده و وقتي براي بار ديگر او درخواست دو ميليون تومان از شاكي كرده بود به محل ميروند. در روز واقعه موكل بنده و دو پسرش به محل قرار ميروند و وقتي او را ميگيرند تا به كلانتري كه 300 متر با محل قرار فاصله داشت ببرند او سعي به فرار ميكند. قبل از اين اقدام موكل بنده سعي كرده بود از پليس كمك بگيرد اما آنها گفته بودند بايد دوباره به دادسراي جرايم رايانهاي برويد و از آنجا دستور بياوريد. حتي وقتي در محل قرار با متهم روبهرو ميشوند كه الان اينجا حضور دارد او چاقو ميكشد و يكي از پسرهاي موكل بنده را زخمي ميكند اما باز هم پليس با وجود چهار بار تماس گرفتن با 110 به محل نميآيد و همين موضوع باعث ميشود كه موكل بنده و پسرهايش او را با سوار كردن به ماشين خودشان به كلانتري ببرند.
در ادامه برادر شاكي در جايگاه قرار گرفت و گفت: خواهرم به كلاس كنكور ميرفت كه اين آقا و دوستش او را از جلوي موسسه آموزشياش دزديدند و به خانه بردند و با تهيه تصاوير از او سعي در اخاذي كردند. ما قصد تحويل او به قانون را داشتيم و هيچ آدمربايي صورت نگرفت و چاقويي هم كه در اين دعوا من در دست گرفته بودم براي اين آقا بود. او ميخواست ما را با آن چاقو بزند كه من چاقو را از دستانش درآوردم.
در ادامه متهم اصلي پرونده كه بار ديگر در دادسراي جرايم رايانهاي به دليل كلاهبرداري 31 ميليون توماني از عسل محكوم به رد مال و دو سال حبس شده بود در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: من در اين ماجرا بيگناهم و خود عسل بعد از آشنايي با من به من گفت كه بيا با هم ازدواج كنيم. وقتي ديدم رابطهمان جدي شده است سعي كردم از او فاصله بگيرم و گفتم كه من توان ازدواج ندارم. او گفت مرا كمك مالي ميكند و با پولهايي كه به من فرستاد يك زيرپله اجاره كردم كه شكست خوردم و مجبور شدم آنجا را تحويل بدهم. ماجراي آدمربايي و آزار و اذيت و پخش تصاوير در فضاي مجازي نيز واقعيت ندارد.
در ادامه قاضي اعترافات متهم را مبني بر قبول كردن اتهامات انتسابي خواند كه باز هم متهم اظهار بياطلاعي كرد و هيچ اتهامي را نسبت به خودش نپذيرفت و مدعي شد شاكي با ميل خودش به او مبالغي را پرداخته است!
در انتهاي اين جلسه قضات وارد شور شدند تا با توجه به دفاعيات و مدارك موجود در پرونده براي سرنوشت متهمين تصميم گيري كنند.
