میار: متهمان قتل كارخانهدار ثروتمند به قصاص محكوم شدند
رسیدگی به این پرونده از 29 ارديبهشت سال 90 به دنبال ناپدید شدن مدیرعامل یک شرکت خصوصی در تهران آغاز شد. چند ماه بعد از این ماجرا پلیس دریافت اموال رضا بعد از ناپدید شدن وی به نام یک مرد ۳۸ ساله به نام فرهاد سند خورده است.
با افشای این ماجرا فرهاد بازداشت شد و گفت: او به من يك ميليارد تومان قرض داشت و به همين دليل با وكالتي كه از او داشتم قسمتي از اموالش را كه يك ميليارد تومان ميارزيد را به اسم خودم كردم.
در حالیکه مدرکی علیه فرهاد به دست نیامده و وی به عنوان تنها مظنون در بازداشتگاه بود، هوشنگ نيز بازداشت و بالاخره راز ماجرا برملا شد. هوشنگ گفت: ما با انگیزه تصاحب اموال رضا با او طرح شراکت ریختیم و در فرصتی مناسب رضا او را داخل شرکت کشت و جنازهاش را با هم به كارخانه شيرآلات برديم و در آنجا دفن كرديم.
با اعترافهای دو متهم آنها در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربان زاده و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستادند.
سرايدار ساختماني كه شركت در آن قرار داشت در جايگاه حضور يافت و با اشاره به دو متهم گفت: آن شب ديدم كه هر دو نفر جعبه موز گالوانيزه را بلند كرده و در تيباي هوشنگ قرار دادند و وقتي گفتم كمك مي خواهيد آنها گفتند خير و حتي چند بار بعد از اين ماجرا فرهاد از من درخواست كرد كه هيچ صحبتي راجع به اتفاقات آن شب با كسي نكنم كه با اين وجود من به او گفتم هروقت پليس از من بازخواست كند حقيقت ماجرا را خواهم گفت.
سپس فرهاد رو به روی قضات ایستاد و گفت : من قبلا هم گفته بودم در قتل رضا نقشی نداشتم. هوشنگ با همكاري كس ديگري او را کشت و مدارک شناساییاش را به من داد. من حتی شاهد قتل هم نبودم و نمیدانم هوشنگ چطور رضا را کشت و در دفن هم حضور نداشتم.
وقتی نوبت دفاع به هوشنگ رسید، انگشت اتهام را به سمت هم جرمش نشانه رفت. وی گفت: فرهاد رضا را کشته بود. من در این ماجرا هیچ دخالتی نداشتم و حتی نمیدانم فرهاد چطور و با چه كسي دست به این جنايت فجيع زده است.
با پایان دفاعیات دو متهم، هیات قضایی وارد شور شدند و هر دو را با توجه به دلايل و مدارك موجود در پرونده به قصاص محكوم كردند.