به گزارش میار، دوم بهمن ماه 95 بود كه ماموران کلانتری 164 تهران از درگیری مرگبار دریک مجتمع تجاری واقع در محدوده میدان نوبنیاد تهران با خبرشدند. پس ازحضور ماموران در محل حادثه، مشخص شد حسین 65 ساله، فروشنده قطعه زمینی در خیابان پاسداران بوده که از دو سال قبل با خریدار ملک به نام رمضان اختلاف داشته است. سرانجام با گذشت دو سال و هنگام انتقال سند مالکیت زمین دردفترخانه، بین مالک و خریدار مشاجره شدیدی صورت گرفت که در پایان، فروشنده از ناحیه سر دچار آسیب شد و به بیمارستان انتقال یافت اما با وجود تلاش تیم درمانی؛ مقتول صبح روز بعد در بیمارستان شهید چمران جان باخت.
با مرگ مرد میانسال، موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد و بازپرس محسن مدیر روستا از شعبه ششم دادسرای امور جنایی پایتخت رسیدگی به این پرونده را در دستور کار قرار داد.
متهم در تحقیقات مقدماتی به بازپرس جنایی گفت: حدود دو سال پیش، زمینی به متراژ 250 متر را از حسین خریدم اما طی این مدت او اقدامی برای انتقال اسناد انجام نداد. همین مسأله باعث اختلافهای شدید بین ما شد.تا اینکه در نهایت بعد از دو سال، حسین تصمیم گرفت که سند را به نامم بزند. به همین خاطر باهم در دفترخانه قرار گذاشتیم و روز حادثه در مقابل دفتر خانه با پسر حسین درگیر شدم اما با وساطت دیگران، درگیری پایان یافت. چند دقیقه بعد این بار با حسین دعوایم شد و در راه پلههای مجتمع تجاری که دفتر اسناد رسمی داخل آن بود با حسین درگیر شدم. اما ناگهان او تعادلش را از دست داد، زمین خورد و بیهوش شد. در حالی که رمضان منکرهرگونه نقش داشتن در مرگ حسین بود، وکیل خانواده حسین در تحقیقات مدعی شد حسین درجریان درگیری با رمضان به قتل رسیده است. وی گفت: زمانی که آنها باهم درگیر شدند قصد میانجیگری داشتم که ناگهان حسین روی زمین افتاد و از پشت سر دچار خونریزی شد. درحالی که رمضان همچنان منکر قتل بود و وکیل مقتول مدعی بود که رمضان عامل قتل است، کارآگاهان به تحقیق میدانی پرداختند تا اینکه پس ازبررسی تصاویر دوربین مداربسته ساختمان مشخص شد که حسین به همراه وکیل خود و رمضان در زمان پایین آمدن از پلههای مجتمع تجاری هستند که ناگهان مقتول و رمضان با یکدیگر درگیر شده و در یک لحظه رمضان با چاقو ضربهای به پشت گردن مقتول وارد کرده که همین ضربه باعث مرگ شده است.
بدین ترتیب بار دیگر تحقیق از رمضان آغازشد که او این بار با مشاهده تصاویربه ناچارلب به اعتراف گشود و گفت: پس از درگیری و مجروح شدن حسین، برای اینکه ماجرا لو نرود، فورا به طبقه بالا رفتم و چاقو را داخل سطل آشغال انداختم و به داخل دفترخانه بازگشتم و وانمود کردم که منتظر آمدن مقتول هستم.
با اعتراف متهم میانسال، او به بازسازی صحنه جنایت پرداخت. در ادامه در معاینات پزشکی قانونی علت مرگ متوفي شکستگی جمجه اعلام شد. متهم میانسال چندین بار به نظریه پزشکی قانونی اعتراض کرد و کمیسیونهای مختلف پزشکی قانونی در رابطه با رسیدگی به اعتراض متهم تشکیل شد. درنهایت کمیسیون پزشكي قانوني، علت مرگ را 80 درصد به دليل شکستگی جمجمه بدنبال آسیب و خونریزی مغزی و 20 درصد به دليل ضربه چاقو اعلام کردند و از سویی متخصصان پزشکی قانونی سلامت روانی متهم را در حالیکه خودش مدعی بود مشکلات روانی دارد تأیید کردند. با تکمیل تحقیقات قاضي محسن مدیرروستا از بازپرسي شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران، کیفرخواست عليه متهم به اتهام قتل عمدی صادر کرد و متهم بالاخره هفته گذشته با برگزاري جلسه دادگاه در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي و مستشاري قاضي واعظي محاكمه شد.
پس از قرائت متن كيفرخواست در دادگاه و اعلام تقاضاي درخواست قصاص از سوي اولياي دم مقتول، متهم در جايگاه ايستاد و در دفاع از عملكرد خود گفت: من دكتراي حقوق بين الملل دارم و اصلا به شخصيتم نمي آيد كه قاتل باشم. اگر هم قتلي كرده ام به دليل رفتار خود مقتول بود. او دائما امروز و فردا مي كرد و هر بار با بهانه اي مي گفت هفته بعد براي به نام زدن سند مي آيم تا اينكه روح و روان مرا به هم ريخت. از طرفي مشكلات رواني نيز مدت كوتاهي داشتم كه در آن موقع به دليل رفتارهاي متهم دوباره همان حالت هاي قديم دستم داد و تصميم گرفتم اگر مقتول بخواهد اين بار هم دبه در بياورد او را با چاقو بترسانم و اشتباهي چاقو به گردنش خورد كه در نتيجه ضربه چاقو يكدفعه او عقب عقب رفت و روي زمين افتاد. من قصد كشتن او را نداشتم و طبق نظريه پزشكي قانوني نيز 80 درصد در مرگ او خوردن سرش به زمين موثر بوده است.
در ادامه وكلاي متهم نيز با قرار گرفتن در جايگاه تقاضا كردند كه نظريه پزشكي قانوني بار ديگر درخواست شود و از اين مرجع بخواهيد كه اين بار صراحتا اعلام كنند متوفي در اثر ضربه چاقو فوت شده است يا خوردن سرش به زمين.
در انتها قضات وارد شور شدند و متهم پرونده را به قصاص محكوم كردند.